جای بحث و گفتگوی مفصل نخواهد بود که: هرگاه دولتی با مغز سیاسی مثلاً آمریکا و یا روسیه بیندیشد، هرگز نمی تواند خودِ آن دولت صاحب «حقِّ حاکمیتِ» سیاسی، اجتماعی اقتصادی و... باشد! هر چند این دولت در زمینۀ استقلال ادعاهای پرطمطراقی هم داشته باشد!


ملت باید آگاهی یابد که دولتِ حاکم بر آنان، که از جانب استعمار بقدرت رسیده است و متشکل از افرادی ست همخون و همنژاد با وی، و ظاهراً خود حاکمیت سیاسی را در دست دارد، دولتی آزاد نمی تواند باشد؛ چه اصل قضیه بر سر نحوۀ اندیشیدن به زمینه های سیاسی ـ ایدئولوژیک می باشد که آنرا هم استعمار به عاریه گرفته است. و در حقیقت این استعمار است که بر آن ملت حاکم است، منتها از طریق نوکرانی بومی و خود فروش. و چون این مسئله را مردم افغانستان در زمینۀ دولتهای مارکسیستی به شکل ملموسی درک کرده اند، نیازی برای بحث مفصل آن احساس نمی شود؛
از طرفی، اگر دولتِ مزدور «حقِّ حاکمیت» را به ارباب اختصاص ندهد تداوم حکومت ظاهری اش به خطر خواهد افتاد.

دوشنبه, 16 دی 1392 12:10

جملات قصار

نوشته شده توسط

 

جملات قصار

دوشنبه, 16 دی 1392 12:02

گلچین کتاب

نوشته شده توسط

 

انتخاب :

گفتن ندارد که انتخاب بارور از زمینه های آزادی خواهد بود؛ چه تا آزادی ئی نباشد، انتخابی صورت نخواهد گرفت؛ لیکن آنچه درین زمینه مهم جلوه می کند، روح خردمندانه ئی است که می تواند در رابطه با معقولیت زمینه و هدفی که در ورای تحقق این زمینه قرار دارد، وجود داشته باشد؛ چه ممکن است زمانی انسان را مختار بگذارند تا از میان بدیها، یکی را آزادانه! انتخاب نماید! که این هم در حقیقت یک نوع از آزادی هائی است که فعلاً در ممالکی چون روسیه و آمریکا و... وجود دارد! انسان آزاد است تا با دختر برهنه اش به کنار دریا برود و یا به کابارۀ فلان! انسان آزاد است از میان کتابهاییکه فقط بیانگر ایده های منحط حزب کمونیست روسیه است، این یکی را بخواند یا آن دیگری را! آزاد است، اما در انتخاب یکی یا چند تا از بدی ها!

                                      

 

در سالهای 59 و 60 هجری شمسی که از سوئی تبِ گروه تراشی بالا گرفته بود! و از دیگر سوی غربی ها بر آن بودند تا از هر دسته و گروهی که بخواهد علیه روسهای متجاوز مبارزه کند، حمایت مالی ـ تسلیحاتی به عمل آورند، صحبت از پیدایش گروههای مشکوک و مجهول الهویه ئی بود که می خواهند در لباس دفاع از اسلام و... آب به آسیای دشمن بریزند!

نوشتۀ حاضر هشداری بود همان خطر را؛ که پس از تحریر، قسمت هائی از آن را در نشریۀ حزب اسلامی رعد به نشر سپردیم!

باید افزود که هر چند آن آفتِ هراسبار به همان شکل اولیۀ خود به انقلاب حمله نبرد، امّا از طریق دیگر و با روشهائی بدتر، زهر خود را وارد پیکر انقلاب ساخت؛ آنهم به گونه ای که
 نشانه های ویرانگر آن را هم امروز در زمینۀ مسایل مربوط به انقلاب و افغانستان با پوست بدنِ خود لمس کرده می توانیم.

در واقع حضور هویت برانداز همین خطر و آفت در شرایط و احوال کنونی، ما را بر آن داشت تا این جزوه را به همان شکل اولیه اش، مستقلاً به دست نشر سپاریم! در اینجا تذکر مواردی را ضروری می یابیم:

* این نوشته به همان شکل اولیۀ خودش به چاپ سپرده شده و جز در زمینۀ علامت گذاریهای لازم و جابجائی برخـی واژه ها، هیچ تغییری نیافته است تا نمایش دهندۀ ذهن و زبـان دوران گذشتۀ من باشد.

* بخشهایی از یک مقاله که در سال 65 نوشته شده بود بدان علاوه شده است تا نمایانگر دیدگاهِ آن دورۀ از عمر من باشد.

* آن هراس را امروز بیشتر از آن دوران احساس کرده و ضرورتِ توجه و پرداختنِ جدی به مسئله را از همۀ دلسوزان تمنا دارم.

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار