سه شنبه, 24 دی 1392 10:19

باء ـ ارزش گرایی:

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

     مجبور است از سپری کردن حیاتی مجهز به ارزشهای بشکوه ربانی و حیاتی فاقد ارزشهای ربانی، یکی را برگزیند! اگر چه مراحل رشد هویت و یا آزادسازی روح انسانی متفاوت و مختلف می باشد و درک موضع و موقف وجود، تا حدودی برای مبتدیان بدون راهنما دشوار! زیرا گاهی فرد از مفاسد می رهد و از جبر غرایز می رمد و بعبارتی آشناتر: از هواهای نفس و خواسته های نفسانی می برد ولی با آنکه زنجیر غرایز را بریده است، نه بال پرواز دارد و نه چشم دیدار!
     چنانکه گاهی از خود و خواسته های منفردانۀ خود می رهد تا به ارزشهایی دست یابد که مورد توجه جمع است. در اینجا، اگر چه او گمان می کند که از خود رهیده و اهداف و ارزشهائی را مورد نظر قرار داده است که فراتر از مرز شخص و هوسهای شخصی اوست! اگر چه می پندارد که از بند انانیت رهیده و زنجیر خودخواهی و خودمحوری را بریده است! ولی با قدری عمیق تر شدنِ به مسئله متوجه میشویم که وی هنوز عمیقاً در بند خودخواهی اسیر بوده، ارزشهای به اصطلاح جمعی را نه برای خود ارزشها، که برای اشباع خودخواهی خود، وسیله قرار داده است!
     بهر حال، در یک جملۀ کوتاه باید گفت: لازمۀ رسیدن بحیات ایمانی، رهیدن از همۀ جلوه های حیات ارزش ستیزانه و رسیدن به تمام جلوه های حیات ارزشمندارانه است. آنهم در حدیکه فرد با همۀ هستی خود باور کند:

از دل و جان شرف دیدنِ جانان غرض است

غرض اینست وگرنه دل و جان این همه نیست

خواندن 1556 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 21 خرداد 1393 11:44
محتوای بیشتر در این بخش: « جیم ـ شکوفائی: الف ـ خودشناسی: »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار