سه شنبه, 24 دی 1392 21:45

شجاعت گزینش

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     یکی از ویژگیهای انسانهای دلسوز و حرمتگزار به خویشتن، داشتن شجاعت گزینش می باشد. در اینکه شجاعت خصیصه ئی شدیداً انسانی و ارجمند است که کسی را تردید نتواند بود! منتها در اینکه شجاعت دلسوزان به خود امریست که ریشه در «غیرتِ ارزش محورانه و حق طلبانۀ» آنان دارد، بایسته است تا اولاً توجه ارزیابانه ئی را مبذول نمود و ثانیاً تأکیدی در خور و جدی را!
     شجاعت در نهایت تحلیل چیزی نیست مگر قرار گرفتن عملی و آگاهانه، در جهت گزینشِ ارزشهای والای وجودی؛ عمل کردن به احکام آنها؛ و قرار گرفتن در برابر ضدارزشهای تحقیر کنندۀ خوارسازندۀ زبون کنندۀ اسارت آورِ ...! که انسانهای دلسوز به خود، همین قدرت و شجاعتِ گزینش را داشته و از ترسِ محروم شدن از زمینه های ضدارزشی، تن به ذلت نسپرده و شجاعانه ارزشها را انتخاب کرده و در برابر ارزش نماها می ایستند!
     اینان را باور بر اینست که در نتیجة گزینش این امر (ابراز شجاعتِ گزینش) کرامت و هویتِ کریمانۀ انسان فعلیت و تحقق پیدا کرده و کمالات بی بدیل آن متجلّی می شود.
     طبیعتِ چنین کُنشی، گاهی متضمن دیده بستن بر «نیازنماها، ارزشهای دست دوم و سوم زمینه های اعتباری ـ همچون ریاست ـ و غیره بوده و زمانی متضمن ابراز شجاعت در گزینش و رسیدگیِ فعّالانه، به محوری ترین جنبه ها و ابعاد هویت انسانی».
     و این از یکطرف، در گرو شناختِ ارزشهای واقعاً انسانی، ماندگار، کرامتبخش و سرافراز سازنده در دنیا و آخرت؛ و نیز، شناختِ ارزش نماهای ضد انسانی، مادی، کرامت زدای و خوار سازنده
می باشد؛ و از دیگر طرف، متضمن ابراز شجاعتِ نفی؛ شجاعت مبارزه و مجادله در جهت نفی ضدارزشها، ارزش نماها، نیازنماها و...! زیرا: تا انسان به فهم حقیقت و گوهر خویشتن نرسد؛
    تا ارزش واقعیِ خود و کرامتِ ربانی خود را در نیابد؛ اولاً، به خویشتن احترام و دلسوزی داشته نمی تواند! و ثانیاً، با شجاعت و استقامت از خود، از موضع خود، از روشهای تعالی بخش خود، از ابزار و وسایل ارزشبار خود، از آرمانهای ملکوتی و قدسی خود و در یک کلام از هویت حرمت مدار خود جانبداری و دفاع کرده نمی تواند!
    به مبنای این نگرش و بینش، شجاعت یعنی تأیید و جانبداریِ آگاهانه و ارزش محورانه از گوهر هویت خود؛ آنهم به عنوان موجودی که شرافت و کرامت و مرتبت وجودی او مسجّل بوده و جز خدا، هیچ چیزی جای او را پر کرده نمی تواند.
     و این یعنی: ایستادن در برابر هر امر و عاملی که بخواهد انسان و گوهر هویت او را از مرتبت ساقط نماید!
    لذا، انسان دلسوز به خویشتن، در تمام نگرشها و گرایشهای خود، موضعی شجاعانه داشته و تلاش می ورزد تا: نیازنماها، هوسها، لذّتها و نشاطهای حیوانوار، شجاعت او را به ریشخند نگرفته و او را اسیر خود نسازند!
    اینان، با اعتقادِ به آنچه آمد، می کوشند تا باورهای خود را لباس عمل پوشانیده و حقیقتِ آن باورها را در عمل به نمایش گذارند.
    اینان، جهت به نمایش نهادن کرامت و والائی هویت خود، در پرتو دانش و ارزیابی های ارزش محور، آنچه را «بایسته و شایستۀ» گزینش می باشد شجاعانه انتخاب می کنند! و این می رساند که اینان:
از گدائیِ تایید مردم؛ از فعلپذیریهای رسوائی آوری که مورد تأیید ابلهان ارزش ستیز می باشد؛ و از همرنگ سازیها و همرنگ کاریهای میمونوار «واقعاً» هراس داشته و شجاعانه دوری می کنند!

     واقع مطلب اینست که ترسها، زادۀ نادانی، ناآشنائی و غفلتِ از خود، ناآشنائی و غفلت از زمینه ها، بی توجّهی، ناآشنائی و غفلت با «ارزشها و ضدارزشها» می باشند.
     و این باعث می شود تا انسان ترسو به موجودی بدل گردد: «فعل پذیر، بی ابتکار، بی عقیده، بی منش، بی غرور، بی مرام، نوکرصفت، سست عنصر، ساده لوح، بی تفاوت، کودک منش، بی ثبات، سبک مغز، گداخوی و گدامنش و...»!
     و چون چنین شد، خود را «خالی و محتاج» خواهد یافت! و چون نمی دانسته است که نیاز واقعی او را چه چیزی تشکیل می داده! و به نحوی سخت ناشیانه و ابلهانه دنبال نیازنماها و
ارزش نماها رفته است! با داشتن ظرفیت های ممکنِ فعلیت نیافتۀ قابلِ توجّه، باز هم خود را خالی می یابد!
     و این باعث می شود تا به صورتی بسیار ترحمبار و شرم آگین در مزبلۀ مهیب گداصفتی سقوط نموده و در پی «کسب تأیید» ابلهان ارزش نشناس برآید! و لذا، اگر با دقتی ریشه یابانه تلاشهای وی در ابعاد و زمینه های متنوع مورد تحلیل قرار گیرند، این نکته ثابت می شود که ریشۀ این تلاشها در شوره زار گداصفتی قرار داشته و فاعل جاهل خودستیز، جز گدائیِ تأیید بدبختان و تبه روزگارانی همچون خود، هدفی را دنبال نمی کند!
    زیرا اگر خوب دقت شود این نکته ثابت می شود که تلاشهای فرهنگیش معنیدار و برای رسیدن به نور علم و گوهر فرهنگ نبوده، بلکه هدف ریشه ئی را گدائیِ تأیید از دیگران شکل داده است! چونانکه تلاشهای سیاسی، اقتصادی و... او را نیز.
     باید باور نمائیم که: انسان ترسوی بی شجاعت «خود» به مفهوم واقعی (انسانیِ) آن نداشته و همیشه خود را از «طریق تایید» های ترحمبار به تماشا نشسته و به نمایش می گذارد!
    از آنچه آمد، این نکته روشن و مسجّل شده باشد که: سرچشمه و مبنای تجلی و ظهور شجاعت «دانش» به معنای وسیع و دقیق کلمه بوده و هر چه «فهم انسان از خودش و گوهرِ هویت الهیش وحقیقتِ جهانش وروابطش واهدافش و تنشهایش وپیوندهایش بیشتر، دقیق تر و عالی تر، شجاعتِ او بیشتر و عالی تر خواهد بود!
    از سوئی، رسیدنِ انسان به دانش رضایت بخشنده و کمالبار و شجاعت آفرین، فرد را از تردید و تزلزل و بی معنائی و ناامنی و گداصفتی و بی اعتمادی و غیره آزاد ساخته و زمینه ساز نیرومندتر شدن شجاعتِ وی می گردد!
     البته، این واقعیت بسیار تلخ، زننده و رنجبار را نیز باید بپذیریم که: «شجاعت گزینش» امری عام بوده و همۀ انسانها در زمینۀ گزینشهای مورد نظر و مورد پسند خود، شجاعت نشان می دهند! منتها:
    خودستیزان، شجاعتِ گزینشِ دروغ و ستم و زشتی و پلیدی و رسوائی و پرخاشگری و استثمار و اغواگری و کینه توزی و... را داشته، هم با خود بر مبنای همین زمینه ها و امور، شجاعانه برخورد و عمل می کنند و هم با دیگران!
لذا، شجاعانه، به جای راستی، کژی را بر می گزینند!
به جای مهرورزی، کینه توزی را! و همینطور...!
به هر حال، انسانهای دلسوز و حرمتگزار به خویشتن و متعهد به رشد و غنا و شکوفائی و زایائی خود، از سوئی: هم شجاعانه از زمینه ها، امور و ارزشهای تعالی بخش جانبداری می کنند؛
هم با شجاعتی به یادماندنی از آنها دفاع می نمایند؛
هم شجاعانه و مردانه در راه تحقق احکام و آثار کرامت آفرین آنها سختکوشی می نماید؛
هم با شجاعتی تحسین برانگیز در طریق گسترش آنها ـ که از دیدگاهی ویژه، همان گسترشِ شجاعتِ گزینش می باشد ـ استقامت می ورزند؛ و از دیگر سوی:
هم شجاعانه در برابر زمینه ها، امور و ضد ارزشهائی که هویت و کرامت انسانی را تهدید می کنند قیام می نمایند؛
هم با شجاعتی شورانگیز و آموزنده، آنها را از کلیۀ حوزه های حیاتی خود دفع و رفع می کنند؛
و هم مردانه و شجاعانه، از ورود و سلطۀ احکام و آثار ویرانگر و شرافت زدای آنها جلوگیری می دارند؛
     چرا که اینان به نحوی واقعاً شجاعانه، در برابر روحیۀ گداصفتی و تأییدجوئی قیام کرده، مرگی شجاعانه را بهتر از حیاتی طفیلی، پرازیتی، گداصفتانه و تأییدجویانه فهمیده و تلاش می نماید تا در هر دو بعد، شجاعت معنیدار خود را به نمایش نهاده، هم ثابت نمایند که واقعاً به خود احترام نهاده و دلسوز می باشند؛ و لذا، عزتِ آنان اجازه نمی دهد تا در زمینه های یاد شده همچون ترسویان بی غرور عمل نمایند! و هم، از طریق این دلسوزی، حرمتگزاری و شجاعت آدمیت و کرامت ربانیِ خود را به نمایش گزارند.

خواندن 1633 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار