چهارشنبه, 25 دی 1392 20:01

تقویت آرمانگرائی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     تا آنجا که کاوشهای تجربی ـ عقلانی نشان میدهند، این نکته نزد صاحبان دانش مسجل شده است که: فرزند آدمی چه بداند چه نداند، نگرشها و کنشهای وی مسبوقِ به هدف می باشند. منتها گاهی به حضور و حاکمیت هدف و آرمان بر نگرش ها و کنشهای خود آگاهی و اشرافِ روشن داشته و حضورشان را در می یابد و زمانی از این مرتبۀ از آگاهی و اشراف ـ به دلایلی که جای ذکرشان نمی باشد محروم می باشد.
    آنچه در این رابطۀ ویژه به شدت قابل تأمل می نماید اینست که آرمانهای انسان همیشه و در همۀ مراحل تکاملی او یگانه نبوده، به تناسب رشد ـ اعم از جسمانی و روحانی ـ متفاوت بوده، گاه آرمانهای حسی و غریزه محور را مورد توجه و تعقیب قرار میدهد؛ زمانی هدفهای خردمحور را مورد توجه خویش قرار میدهد و در برخی از موارد هم آرمانهای ربانی و خدای محور را.
    از سوئی افزایش تنشهای استعلائی و مجهز شدن به امکانات و ظرفیت های بالیدۀ از آنها، هم زمینۀ تجربه در ابعاد و لایه های مختلف وجود را آماده میدارند و هم زمینة بهره وری از آثار و پی آمدهای مطلوب آنها را، هم آشنائی فرزند آدمی از آرمانهای والاتر، رشد دهنده تر، مثمرتر، لطیف تر، ماندگارتر و... بیشتر می گردد و هم زمینۀ گزینش آرمانهای عالی تر و خدائی آسانتر و آماده تر.
    در همینجا، لازم پنداشته می شود تا این نکته را تذکر دهیم که: نفسِ افزایش تنشها، بویژه آنگاه که سیر صعودی و عروجی داشته و به نفع تنشهای ناب الهی رقم خورند، از یکسو؛ انس و آشنائی بهتر و بیشتر انسان با آرمانهای شریف تر و عزیزتر از دیگر سوی، باعث تواند شد تا گاهی با لذائذ و آرامش های ملایم و همسوی با غریزه و بعدِ حیوانی انسان، تصادم پیدا کرده و شخص را بر آن میدارد تا از برخی هدفها و آرمانهائی که به تحقق زمینه های اختصاصاً بهیمی ـ  وهمی می انجامد دیده بر بندد.
    عبارتِ اخرای این معنا، این تواند بود که: گزینش و رویکرد به آرمانهای والا همه جا و همیشه با حضور لذتها و آرامش های سطحی و غریزه محور و... تلازم نداشته، بلکه در مواردی ویژه نافی آنها نیز تواند بود! و این، منفعتِ مشعشع و هوشربائی تواند بود برای آرمانگرائی که سطح آرمانهایش را تا حدِ خدا محوری ارتقا بخشیده است.
    به هر حال، تربیت معنیدار، متوجه شناسانیدن، تقویت کردن، شکوفا ساختن و مأنوس گردانیدن متربی با آرمانهائی است که هر چند در تصور اولیه برای محرومانِ از این تربیت و دور افتادگان از تنشهای استعلائی و ارزشهای خدامحور دست نیافتنی جلوه گر می شوند، اما واقع امر آنست که همین آرمانها، آنگاه که به حوزۀ تجربه های صمیمی و جدی و ارزش محور کشیده شده اند، به همان میزانی که از اهمیت، تلاش، تدبیر، صبوری و استقامت و نیز توجه دقیق به موقعیت شناسی، ابزار شناسی و روش شناسی و... برایشان هزینه شده است، ثمر بخشیده و شکوفا گردیده اند. و این واقعیتی است که حتی محروم شدگان از تربیت معنیدار، آنگاه که از موضع خردمندانه و واقع بینانه با قضیه برخورد میدارند، آنرا پذیرائی نموده و به هستی محوری، ارزش محوری، دفاع پذیری و شکوفاگری این آرمانها اعتراف می نمایند.
    البته باید ـ به طور واقع بینانه، منصفانه و خردمدارانه ـ این دقیقه را نیز باید پذیرائی نمود که وقتی پای عالیترین آرمانهای ربانی و عالیترین مراتب وجودی آنها در میان باشد، اولاً، به دلیل پایان ناپیدا بودنِ مرز کمال وجودی آنها و ثانیاً، به علت عدم ظرفیت و محدود بودن جنبۀ امکانی فرزند آدمی و... شاید از نظری برای همگان، بطور کامل و همه جانبه ـ چنانکه حقِ حق آن می باشد ـ تحقق پیدا ننمایند! و این خود، هم نمایانگر دقت نظر آرمانگرا، هم اثبات کنندۀ اخذ موضع سالم و صواب و بالندۀ او، هم رسانندۀ عظمت و عزتِ وجودی آرمان و هم در کلیت خویش، به نفع نفسِ همین موضعگیری و شکوفائی هوشربای آثار و برکات پایان ناپیدای آنست. زیرا که در پیجوئی رفتار اختیار کنندگان این نگرش و گرایش اثبات گردیده است که: این نحوۀ برخورد توانائی، زیبائی، ارزش و جاذبه را داشته و دارد تا انسان آرمانگرای را از نلغزیدن به دام تنشهای بهیمی، لذتهای اغفال کننده، آرامشهای تحقیرآمیز، ارزش نماهای پوسیده باطن و... فرا کشیده و نجات داده؛ به انگیزه های او شادابی بخشیده، تنشهایش را رنگین، موزون و نمکین ساخته، تجربه هایش را از گزند تکراری شدن مصون داشته، تلاشهایش را قوت و سرعت بخشیده و در یک کلام، وی بطور دائمی، از ماندن در وضعیت و موقعیت قبلی و رتبۀ وجودی پیشین هراسان گردانیده و به سوی کمالی ـ ظاهراً دست نیافتنی ـ براند.
    این ویژگی (تقویت آرمانگرائی) باعث تواند شد تا فرد قرار گرفته در حوزۀ احکام و آثار این تربیت بطور دائمی، هم از برکات وجودی و فیوضات انگیزه های عالی برخوردار بوده و هیچگاه در موضعی محروم از تنشها و انگیزه هائی ربانی، قدسی و استعلائی قرار نداشته باشد و هم از ثمره های نشاطبار و شورآفرین آن موارد دور نیفتاده و بطور دائم با تجربه هائی تازه، پیامهای بکر و بدیع و پرجاذبه و ریتمیک رو به رو بوده و رشد دائمی و لذتبار خود را مشاهده و تجربه نماید.
    و این، پی آمدی نمی باشد که بتوان به سادگی ارزشهای متنوع آنرا در رابطه با لایه های متنوع وجود ـ اعم از طبع و عقل و قلب و روح و... معین نموده و یا به سادگی از آنها چشم پوشید.
    حضور و تعقیب هدفهای عقلانی ـ ربانی برای کسانیکه در سایه سار تربیت معنیدار قرار گرفته اند، ثمرات دیگری را نیز هبه میدارد و آن اینکه: اولاً، نیروهای وی را از مصرف شدن، حبط شدن و ابطال شدن در زمینۀ آرمان نماهای مقطعی، حسرتبار، اشباع نسازنده، فرعی و دست چندم، وهم بنیان، خردگریزانه و... نجات بخشیده و از لغزیدنِ آنان به مغاک تجربه های منفی، پشیمانی آور و شرمبار و... باز میدارد. زیرا در صورتیکه هدف فرد از نظر رتبۀ وجودی همسنگ و همطراز توانمندیها، استعدادها و امکانات متعالی وجود او نباشد، فشار نیروهای فورانی و هدایت ناشدۀ فرد، فرارگاه و گریزگاههای دیگری را مورد توجه و تجربه قرار خواهد داد. و این باعث آن خواهد شد تا فرد ـ به دلیل داشتن آرمان ربانی و... ـ از دامچه ئی به دامی و از چاله ئی به چاهی و از محبسی به مزبلی سقوط نماید! و ثانیاً، هم توانمندیهای فرد را در زمینۀ واحد و یکپارچه و در جهت تحقق یکپارچگی هویت ـ که همان هویت الهی اوست ـ پویا و شکوفا ساخته و بر مبنای طبیعت ذاتی خود بر مبنای اینکه هدفهای عقلانی ـ ربانی پرورش دهنده و تعالی بخشنده ـ ضمانت تحقق، شکوفائی و تکامل مستمر هویت متربی را به همراه داشته باشد.

 

 

خواندن 1589 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار