چهارشنبه, 25 دی 1392 20:45

آرمانشناسی و آرمانگزینی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

     ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت دخت گرامی پیامبر اکرم (ص): حضرت فاطمۀ زهرا (س) خدمت همة سروران عزیز؛ و پوزش خواهی از اینکه : باز هم مجبور هستید ساعاتی چند، بنده و عرایض بنده را تحمل فرمائید، بر آن شدم تا از روش معمول کنار کشیده و به جای پرداختن به ذکر قصص و روایات تاریخی، زمینه ئی را مورد توجه قرار دهم که از دیدگاهی کاملاً ویژه و ناب، اصل اساس بعثت و تبیین و تدوین احکام اسلامی مبتنی بر آن بوده و در طریق تحقق هویت انسانی و صورت آدمی ـ برای هر کسی که بخواهد در این مسیر گامهایی بر دارد ـ مفید می افتد؛ بدین معنا که: هم انسان با رویکردن به آن به نگرشی تازه و بارور، نسبت به خود و جهان خود و آیندۀ خود و... دست پیدا می کند؛ هم روشهائی تازه را برای تحقق هویت ربانی و منش الهی خود می آموزد و بکار می گیرد؛ و هم مسیر و جهتی که این روشها و سرمایه های نگرشی ناب می توانند در عمل پیاده شده و تبارز یافته و عامل را به آن هدفِ نهائی برسانند، به روشنی مشخص گردد.
    در میان مسایل مربوط به رشد، کمال، سعادت و غنای وجودی انسان، مسئلۀ «آرمانشناسی و آرمانگزینی» از لحاظ اهمیت و موقعیت ویژه ئی که دارد، موضوعی است که فکر و توجه انسانهای عاقل و دلسوز به خویشتن را به خود جلب ساخته و او را در مسیر خود (تحقق آرمان) به تفکر و تلاش وادار کرده است؛ و لذا، ما انسان عاقلی را سراغ نداریم که برای خود و زندگانی خود آرمان و یا آرمانهائی را در نظر نداشته باشد.
    آنچه در این رابطۀ ویژه به شدت قابل توجه می باشد آنست که هر انسانی: اولاً به میزان شناختی که از خود و گوهر وجودی خود و پایان امر خود دارد، آرمانی متناسب با آن اختیار می کند:
ثانیاً به میزان ارزش و احترامی که برای خود قایل می باشد، به آرمانهای ارزشمند و احترامبار روی کرده و همان آرمانهائی را می گزیند که ارزش وجودی او را برتر و بیشتر و عزیزتر و شریف تر و غنامندتر سازد؛
ثالثاً به میزان محبتی که به خود و گوهر ربانی خود داشته و مهری که می ورزد، به آرمان مورد نظر خود «دل» می دهد؛
رابعاً به میزان دلسوزی ئی که به خویش و رشد و کمال و غنای وجودی خویش ـ و نه رشد و گسترش داشتنی های برونذات و فناپذیر ـ دارد، در راه تحقق آرمانهای خود عملاً سرمایه گذاری می نماید.
آنچه آمده مؤید آنست که: انسان از روی شناخت آرمانهای هرکسی می تواند دریابد که وی از خود چه شناختی دارد؛
به خود چه احترام و ارزشی قایل می باشد؛
خود را چه مقدار واقعاً دوست میدارد؛
    برای خود چه اندازه دلسوزی عملی دارد؛ به هر حال، انسان به دلیل اینکه دارای قدرت «تفکر و تمیز» بوده، نقص و کمال، فقر و غنای وجودی، حرمت و بی حرمتی، زشتی و زیبائی، اسارت و آزادی و... را شناخته و از هم تفکیک کرده و متناسب با فهم خود و شناخت از خود، عوامل و پی آمدهای هر کدام را می شناسد، در جستجوی شناخت آرمانهائی برتر، کارآتر، عزیزکننده تر و... برآمده و بعد، چنانکه تذکر رفت، عملاً به گزینش آرمان و یا آرمان های نهائی اقدام می کند.
برای اینکه مراد منِ بنده از آرمان مشخص تر شود، بطور بسیار فشرده معروض میدارم که:
آرمان مساوی است با آنچه برای نگرشهای فرد «محور» شده و شکلشان می دهد؛
آرمان مساوی است با آنچه برای کنشهای فرد، «محور» شده و شکلشان می دهد؛
آرمان مساوی است با آنچه موضعگیریهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه جهت گیریهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه روشگزینیهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه ابزار گزینیهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه در تکوین عقیده و ایمان ـ نسبت به همه چیز، و نیز در تکوین هویت (صورتِ انسانی ـ ربانی) او نقش تعیین کننده دارد؛

    بر مبنای این نگرش و باور، همگونیِ آرمان: مرید و مراد را، امام و مأموم را و امت و نبی را از نظر نگرش، کنش و زمینه های یاد شده، در یک مسیر و جهت قرار داده، آنها را متناسبِ با ظرفیت و استعداد وجودیشان «همرنگ» تواند ساخت.
    تحقیق و بررسی همه جانبه در زمینۀ آرمانشناسی و آرمانگزینی از سوئی، و فهم و درکِ مراتبِ رشد و کمال و سعادت و غنای وجودی انسان از دیگر سوی، مؤید این نکته می باشد که انسانها چون از نظر فهم و شناختِ خود و زمینه ها و امور مربوط به هستی و حیات خود ـ اعم از اینکه منفی باشد و یا مثبت ـ متفاوت می باشند، در نتیجه «آرمانشناسی و آرمانگزینیِ» آنها نیز متفاوت خواهد بود. منتها، انسانهائی که به «خود و نه برونِ خود» و سرمایه های وجودیِ خود ـ و نه سرمایه های اعتباری و فناپذیر خود ـ ارزش و احترام قایل شده و نسبتِ به خود و سرمایه های وجودی خود «محبت» و «دلسوزی» دارند، همانگونه که مثلاً وقتی می خواهند چیزی بخرند، مداوائی بجویند و... از فهم و مشوره و تجربۀ دیگران بهره می جویند، در این رابطۀ ویژه نیز به فهم، برداشت و صلاحدید شخص خود و «حظّ و لذّ» زودگذر خویش اتکاء و بسنده نکرده، به تجربه و مشوره و فهم و... کسانیکه در این زمینۀ ویژه ـ که با تعیین سرنوشت، تعیین هویت و تعیین خوشبختی و بدبختی واقعی انسان سر و کار داشته و... ـ اطلاعات شایسته تری دارند، مراجعه کرده و از گنجینۀ وجودی آنها بهره ها می برند.از اینرو، چون هر چه درجۀ معرفت شخص از مراتب رشد و کمال و سعادت و غنا و خوشبختی و... انسان بیشتر باشد؛
هر چه میزان ارزش و احترامی که برای خودش قایل است، بالاتر باشد؛
هر چه میزان «محبت» و «دلسوزی» شخص نسبتِ به خود و سرمایه های وجودی خود، حال و آیندۀ خود و... بیشتر باشد، آرمانشناسی و آرمانگزینی وی دقیق تر، مؤثرتر، غنا بخش تر، سعادت پرورتر، آرامش دهنده تر و در یک کلام «انسانی ـ خدائی»تر خواهد بود؛ لذا، انسانهای حرمتگزار و مهرورز تلاش می کنند تا «نگرش و گرایش» آنها را در رابطۀ با آرمانها، با دقت و شدت و قوت و اصرار و... مورد توجه قرار داده و با همۀ دلدادگی و شجاعت، دل به دریا زده و آرمانهای مورد نظر آنان را «عملاً» وجهۀ همت خود قرار دهند.
    در واقع اینان با اینکار، برای هستی و هستن خود، برای سعادت و غنای پایندۀ خود، برای آزادی و آرامش معنیدار و انسانی خود و... «الگو» اختیار نموده، می کوشند تا هویت خود را همرنگ،
هم شأن و هم مرتبۀ آنها سازند!

خواندن 1955 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « فاطمه (س)یک فرهنگ است

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار