پنج شنبه, 26 دی 1392 12:25

آرمان، آئینۀ هویت و ارزش

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    آنهائیکه در رابطۀ با انسان و مراحل و مراتب کمال او، راز و رمزهای نهفته در نگرشها، گرایشها، موضعگیریها، جهت گیریها و... او تلاشهائی نموده و زحمت هائی را بجان خریده اند، بر این باور می باشند که در حوزۀ ویژۀ آرمان شناسی و احکام مربوط به آن، اگر دقتی شایسته به عمل آوریم، متوجه خواهیم شد که آرزو، هدف و یا آرمان هر کسی، آئینه ئی می باشد که در آن آئینه دو چیز می تابد:
    یکم ـ هویت و یا صورت انسانی او می تابد؛ بدین معنا که آدم بالغ و عاقل و فهیم انسان شناس، از مطالعۀ اهداف و آرمانهائی که افراد دنبال کرده و در مسیر تحقق آنها به تلاش مشغول می باشند، می تواند «آدمیت» و میزان آدمیت فرد را تخمین زده و یا معین نماید!
    مثلاً یکی خانه ئی خوب و کامل و گران قیمت را هدف قرار داده است. حال اگر از او بپرسند که چرا چنین خانه ئی خواهان بوده و هدف قرار داده ای؟ اگر بگوید برای اینکه «راحت» باشم؛ خیلی خوب، راحتی حق تو است، اما بگو تا بدانم که: چرا می خواهی راحت باشی؟ و این راحتی را وسیلۀ رسیدن به چه آرمانی قرار داده ای؟! اگر بگوید: برای اینکه راحت باشم و آرمانی دیگر ندارم!
    در همچو یک وضعیتی، آنیکه انسان شناس بوده و گوهر هویت آدمی را به خوبی و روشنی درک است، میداند که هویت این انسان، در حدّ یک حیوان راحت طلب و آسایش و آرامش جوی می باشد و نه بالاتر! چرا که از داشتن خانۀ فلان، جز رسیدنِ به راحتیِ حیوانوار و بی معنی، هدفِ برتری ندارد!
    چنین فردی فقط می خواهد تا راحت باشد؛ چونانکه حیوانها هم می خواهند تا راحت و آرام باشند!
    همین دقیقه، در رابطۀ با کسیکه هدف خویش را رسیدن به مرکبی خوب، خوش فرم و خوش رفتار و... قرار داده است، کاملاً قابل تعمیم تواند بود. چنانکه مثلاً اگر از او بپرسیم که چرا مرکبی را با این ویژگیها تمنا داری؟ می گوید: برای اینکه خسته نشده و انرژیهایم با پیاده رفتن ضایع نگردند! بسیار خوب؛ و این حق توست! اما: بعد از اینکه این نیروها را حفظ و تقویت و تشدید و کامل نمودی، می خواهی در راه رسیدنِ به کدام آرمان معنیدار مصرفشان نمائی؟!
    در اینصورت، اگر باز هم بگوید فقط برای اینکه خسته نشده و راحت باشم! و هدفی برتر ندارم! باز هم آدم شناسانی که با صورتِ ربانی و هویت الوهی انسان آشنائی دارند، متوجه می شوند که این موجود، خرد و فهم و اندیشه اش در گرو راحت طلبی های بی معنای حیوانی بوده و هنوز به آنجا نرسیده است تا هویتش را، از مرحلۀ حیوانی آرامش طلب فراتر ببرد!
    در رابطه با آئینه داری آرمان از هویت، می توان این نکتۀ ظریف و دقیق را طرح نمود که: تو بگو چه هدف و آرمانی داری، تا من بگویم که «تو» چه هستی!
    اگرآدمی، در چه مرتبه و مرحله ئی از آدمیت قرار داری و اگر مسلمانی درکُدام مرحلۀ از اسلام؛ در اسلام صغریٰ؟ وسطیٰ و یا کبریٰ؟!
    اگر مؤمنی، در چه مرحله و مرتبه ئی از ایمان؛ ایمان صغریٰ، وسطیٰ و یا عظمیٰ؟!
    آنچه آمار مؤید آنست که آرمان انسان، شخصیت و هویت او را همچون آئینه ئی شفاف تابانیده و به نمایش می گذارد! این یک! و اما: دوم ـ آرمان و نظام آرمانی انسان، قدر و ارزش وجودی انسان را معین و اندازۀ آنرا افشاء میدارد.
    در مثال اولی که آوردیم، آنیکه فقط خانه را برای راحتی می خواهد، واقعاً ارزش وجودی او چقدر می باشد؟! شاید عده ئی بگویند: به اندازۀ قیمت همان خانه ای که هدف قرار داده است! در حالیکه متأسفانه چنین نمی باشد! چرا که این فرد «خودش» را وسیلۀ تحقق و رسیدنِ به چنان خانه ئی ساخته و قرار داده است! و همۀ عقلا می دانند که قدر و ارزش وسیله و هدف یکسان نبوده و همیشه و همه جا، وسیله از هدف، هم از نظر رتبۀ وجودی پائین تر می باشد و هم از نظر ارزش کمتر!
    و این، مؤید آنست که ارزش این فرد، حتی به اندازۀ ارزش خانه ئی که هدف خودش قرار داده است نمی باشد!
    اما اینکه میگوئیم: این فرد از نظر هویت، حیوانی راحت طلب می باشد؛ به دلیل اینست که واقعیت جسمانیش این نکته را نشانداده و تثبیت میدارد! ولی متأسفانه، ارزش این حیوان، کمتر از ارزش خانۀ اوست! و در مورد مرکب هم، همینطور! زیرا ارزش این مرکب دارِ مرکب سوار، کمتر از ارزش مرکب می باشد!
   به هر حال، آرمان و نظام آرمانی ما، بدانیم یا ندانیم و بخواهیم یا نخواهیم هویت و ارزش وجودی ما را آئینه وار می تاند.
   از آنچه آمد می توانیم به این واقعیت گردن گذاریم که: از روی درخواستها، تمناها و دعاهای هر انسانی، هم می توانیم به شناخت نظام فکری، عقیدتی و رفتاری او پی بریم؛ و هم، از روی نظام آرمانی انسانهای والا و متعالی و... می توانیم الگو برداری کرده و برای خود، نظام آرمانی و نظام نگرشی ـ گرایشی طراحی کنیم. یعنی، هم کاری بکنیم تا همچون او اندیشیده و هستی شناسی، انسانشناسی، جهانشناسی، ارزش شناسی، جانور شناسی و خداشناسی ما مانند نظام نگرشیِ او باشد؛ و هم رفتار ما ـ چه با خود ما، چه با سایر انسانها، با مقوله ها و ارزشهای علمی، اخلاقی، هنری، عقیدتی، سیاسی، اقتصادی، عبادی و در نهایت با خدایمان ـ چون رفتار او باشد.
   در واقع، بر مبنای همین نگرش و باور بود که بنده بر آن شدم تا با شناختن و راه بردن به آرمانها و نظام آرمانی زهرای اطهر(س)دخت پیامبر اکرم(ص)و مادر امامان بزرگوار بپردازم. بر آن شدم تا با توجه به آرمانهای جبروتی و لاهوتی این موجود تربیت شده در دامان بعثت، در جوار قرآن و وحی؛ این کسیکه تا بود در خانۀ «حبیب الله» بود! و وقتی از آنجایش بردند، به خانۀ ولی الله بردندش!
  این انسان کاملی که هر چه دید پاکی دید، هر شنید پاکی شنید و آنچه انجام داد پاک و پاکیزه بود!
  هرچه می دید، از همسایگی وحی میدید؛ زیرا کنشهائی را می دید که نه تنها ملائکه را راضی و خشنود می ساخت! که خدای فرشتگانرا نیز راضی می ساخت! و لذا، به نظامی از آرمان و هدف دست پیدا کرد که جز هم نشینان معصوم خودش، جز کسانیکه از نظر رتبت وجودی با وی هم سنگ و هم ارز و هم قدر بودند، احدی، هرگز به آن مرتبۀ از والائی، فراگیری، ارجمندی، زلالی، بی بدیلی و... دست پیدا نکرده و نتواند کرد!
لذا بر آنشدم تا بر این نظام توجه دهم و تکیه دهم؛ تا هم نگرشهای مان را به نگرشهای او نزدیک داریم و هم گرایشهای مان را. 

خواندن 1986 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « ابقای صور اعمال آرمانی بیبدیل »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار