پنج شنبه, 26 دی 1392 12:36

افشاگری قوا

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     واقعیت اینست که اگر، زبان و گوش و چشم و دست و پا و... با دل هماهنگ نبوده و در یک جهت عمل ننمایند، نه تنها دستگاههای ملکوتی و مثالی، به افشاء و تکذیب اعمال می پردازند! که خود این قوا نیز به تکذیب عامل ـ البته با زبان برزخی خود ـ می پردازند.
    یعنی اگر منِ بنده با همۀ توان بکُوشم تا راز دل خویش را پنهان نموده و با همۀ توان و تلاش اعمال خود را فاطمی، حسینی و... جلوه دهم، گاهی چشم، گاهی گوش و زمانی هم خودِ دلم به تکذیبم برخاسته و می پردازند! زیرا:
گاهی نگاه به تکذیب و سرزنش انسان پرداخته و میگوید: تو که ادعا می کنی: جهان را فاطمی دیده و باور کرده ای؛ امّا اکنون همۀ نگرشهایت اثبات میدارند که جهان را از موضع و منظر «هندۀ جگرخوار» دیده، یافته و بدان پرداخته ای!
تو ادعا می کردی به انسانها فاطمی نظر می کنی؛ اما اکنون همۀ آنچه دیده ای ثابت می کنند که همچون هنده نظر می کنی!
تو ادعا می کنی که همچو فاطمه(س)به زرق و برقهای دنیائی قلباً بی توجه می باشی؛ و نگاهی ملتمسانه، حریصانه و اسارتبار نداری، اما امروز خودِ نگاهت ترا تکذیب می کند! لذا باید باورکنی که این نگاه، نگاهی فاطمی نمی باشد!
گاهی سمع، به تکذیب و سرزنش انسان پرداخته و می گوید: تو ادعا می کردی که فاطمی می شنوی! و لذا آوای قرآن و بیان وحی و دلسپردگان به او، دلت را به زلزله و یا رقصی قدسی وامیدارد! اما امروز ـ متوجه شده ام ـ به جای شنیدن صوت قرآن ـ که دلت را به رقصی قدسی فرا می خواند ـ صدای تهوع آور مطرب مسخره ئی دل تو را به رقصی ابلیسی وا میدارد!

    واقع مطلب اینست که خودِ همین سمع، انسانِ دارندۀ خود را تکذیب و سرزنش می کند! منتها چشم و گوش و دلی «آدمی وار» می باید ـ و نه حیوانوار ـ تا واقعاً ببیند و بشنود و بیابد و بفهمد و بکار بندد!
    آیا براستی، همانگونه که قرآن مجید می فرماید:
    إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ؛
   وقتی گوشهای ما ـ به اصطلاح مؤمنان ـ کلام حق را می شنود، واقعاً دلهای ما به تزلزلی شیرین و هوشربا، به تلاطمی مشعشع و جذبه خیز و ترقصی قدسی گرفتار می شوند؟! یا وقتی فلان مطرب بی پاشنۀ هنرستیز شیاد... چیزی مهوع را عربده سر می کند؟!
    و گاهی دل انسان، او را سرزنش و تکذیب نموده و به وی می گوید که: تو ادعا می کردی که دلم فاطمی می باشد! و لذا جز به دلدار، و آنچه دلدار دوستش بدارد و آن که دلدار دوستش بدارد نمی تپد! اما اکنون می بینیم که عملاً برای هر چیزی می تپد مگر دلدار! برای هر چیزی می سوزد اِلّٰا دلدار! بطور مثال:
   اگر فرشم بسوزد، دلم بیشتر می سوزد! ولی، اگر از اول نماز تا به آخرش، شیطان آمد و با وسوسه هایش تمام نمازم را به شرار بی هودگی داده و سوزانیده، هرگز نمی لرزد و نمی سوزد!
   اگر گوشۀ قالیچه و یا تشک سوخت، خودم و همسرم و فرزندانم و آتش و... را سرزنش می کنم! امّا، اگر تمرکز فکر و حضور قلبم سوخت و نابود شد و نمازم را بیروح ساخته و بدستِ پوچی سپرد هیچ!

خواندن 1956 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « معیاری برین ابقای صور اعمال »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار