پنج شنبه, 26 دی 1392 13:51

تکیه به کافی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

    آرمان دیگری را که حضرت زهرا(س)عنوان میدارد، امریست که برای اهل معرفت و محبت و دلدادگی و عبودیت از والاترین، شریف ترین، عزیزترین و پر ثمرترینِ مراتب و مراحل حیاتی بوده، هم باورهای آنان را نشکن، خلل نابردار و نورانی می سازد و هم آنان را از نظر روانی در وضعیتی قرار می دهد که ـ از نظر آرامش و نشاطی باطنی که ایجاد میدارد ـ غیر آنان از درک و تجربۀ آن «حال» محروم اند! زیرا آرمانش آنست تا خدای مهربان او را از «توکل کنندگانی» قرار دهد که خودش آنها را کفایت می کند!

   وَاجْعَلْنٰا مِمَّنْ تَوَکَّلَ عَلَیْکَ فَکَفَیْتَهُ!

     در رابطۀ با این آرمان هویت بخش نیز نکته ئی عالی و علو دهنده وجود دارد؛ اگر چه ساده دلان و ساده گزینان و... از توجه به آن محروم بوده و می باشند؛ و آن اینکه: «خودت» او را کفایت میداری! و نه با چیزی و امر مادون!
     در بحثهای معارف، در رابطۀ با توکل حرفهای زیادی داشته و گفته ایم که: برای سالک طریق محبت و دلدادگان حضرت دوست، زیباتر از این مرحله چه تواند بود که: انسان هیچ دغدعه، تشویش، دلهره و...ئی نداشته باشد! چرا با همۀ هستی و تعیین به حق تکیه داشته و می داند که: آنچه از موارد کمال و رشد و تعالی و کرامت و آرامش و... برایش ضرور باشد، معبود مهربان به وی هبه میدارد!
     گفتیم که متوکل عاشق، جان پیام قرآن ـ وقتی اعلان میدارد که: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ * را دریافته، و متناسب با حال و مقام خود، تجربه کرده است!
     به هر حال، فاطمه(س)توجه به آرمانی میدهد که دارنده و تلاش کنندۀ در زمینه، راه و جهتش را از: عباد الرحمان، از دوستداران خدا و از کسانی می سازد که خداوند کفایت او را به عهده گرفته، کفایت کنندۀ او بوده ـ و از همه مهمتر ـ خداوند او را دوست میدارد! و این رتبه و مقامی نیست که هر تبه روزگار دنیا زدۀ هوسپرور خام طمع دون همت پست گزین علو گریز در افتاده با هویت ربانی خویش را روزی گردد!
    چرا حبیب خدا قرار گرفتن، لازمه اش آنست تا در عمل آرمانهای حبیبۀ خدای را در زندگانی وجهۀ همت قرار داده و با همۀ وجود و تمام تلاش خود را در مسیر تحقق و شکوفائی آنها قرار دهد!
    فهم و درک آنچه آمد مؤید این نظر می باشد که: اگر واقعاً ما «دلسوز به خود، احترام گزار به خود، متمایل به احترام و عزت و آرامش خود و امت پدر فاطمه(س)و دوست و پیرو او و اهل خانه و دین او هستیم، باید بکوشیم تا این آرمانها را محور نگرش ها و گرایشها محوری خود قرار داده و از برکات و اثمار قدسی و نوازشگر آنها برخوردار گردیم! زیرا: آنچه آمد از جنس مفاهیم ذهنی (وهمی ـ تخیلی) و مقوله های اعتباری نمی باشند تا فقط با شنیدن و گفتن محقق شده و انسان را از نعم گوهر وجودی خود بهره ور سازند!
    بویژه آرمان یاد شده! چرا که از سوئی «انسان آرماندار آرمان گرا» به «کٰافی» علی الاطلاق تکیه می زند! و از دیگر سوی، اگر این گرایش، همراه با انابه ئی راستین و عشق و شور و اشتیاقی شایسته باشد، طبق فرمودۀ قرآن، متوکل را در «مقام محبوبی» قرار میدهد! و لذاست که در پی اعلان آن، آرمانی همسنگ با آنرا معرفی می نماید:

  وَاجْعَلْنٰا مِمَّنْ تَضَرَّعَ عَلَیْکَ فَرَحِمْتَهُ!

  بار الها! از آنانی قرارم ده که بدرگاهت تضرع نمودند و تو با محبت و مهر خودت آنها را می پرورانی!
  آنها را به رحمت خودت «می پرورانی»! و نه اینکه تنها، آنها را به عنوان روی کنندگان به خود، به عنوان عاشقان و مشتاقان خود می پذیری! چرا که مرحلۀ اخیره، مرحلة سیر محبّی می باشد! و لذا فاطمه(س)آرمانی برتر و مرتبه ای والاتر را وجهۀ همت قرار میدهد!
   آنچه آمد، از توجه به خودِ واژه ها و سیاق کلام نیز روشن و مدلل می باشد؛ چرا که از مِمَّنْ تضرع علیک فَرَحْمتَهُ، این معنا بدست می آید که:
   آنها زاری و تضرع میدارند! و تو، رحمت و عشقت را به آنها هدیه و ابراز میداری!
   مرتبه ای که: هم آنان محبانه و متضرعانه ترا دوست میدارند و هم تو، محب آنان شده، به آنها مهر ورزیده و باران مهر و رحمت خویش را متوجه آنها می سازی!
   این آرمان که: انسان «خدا خواه»، انسان «عاشق خدا» و دلدادۀ به او باشد بسیار خوبست؛ ولی عالیترین از آن آنست که: انسان بخواهد با تلاشها، کوششها، رهیدنها، تپیدنها، وانهادنها و واگذار کردن مادونان، خداوند عاشق او و محب او و دوستدار او باشد و نه چهار تا...!

رَزَقَنَا اللهُ وَ اِیّٰاکُمْ!


خواندن 1921 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار