پنج شنبه, 26 دی 1392 14:51

معیار و میزان

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    داشتن چشم روشن و بینا، حق هر انسان است؛ داشتن گوش شنوا و بازوان توانا حق هر انسان است؛ داشتن قلب سالم و سایر جهازهای برونی و درونیِ نیرومند، خوب و فعال حق هر انسان و به ویژه انسان مؤمن است، امّا ـ مثلاً ـ این جهت مصرف نمودن قوۀ باصره است که مؤمن را از مؤمن نما ممتاز می دارد!
    این چشم و گوش و این... را که به تو داده اند، اگر در راه تحقق چیزی و امری برتر از خودِ آنها و گوهر حیاتیِ آنها مصرف کردی، ثابت می شود که مؤمنی! و الّٰا اثبات می شود که فرد در مسیر خلاف ایمان و اسلام و جهتِ غیر سلامتی (مرض و فساد و تخریب) قرار گرفته است!

    و اگر بپذیریم که اسلام در اینجا به معنای «تسلیم» می باشد؛ حال اگر کسی بپرسد که: تسلیم چه؟! برای آنیکه فقط «آدم» است و نه مسلمان، می توانیم بگوئیم که: تسلیم سلامتی و رشد و باروری و شکوفائی و... ! و برای آنیکه مسلمان بوده و می داند که: یکی از اسماء حسنای الهی «سلیم» می باشد، می گوئیم که: تسلیم سلیم.
    و این مؤید آنست که انسان بما هو انسان باورمند است که باید «چشم تسلیم سلامتی باشد تا آنچه او را آلوده می سازد، به تخریب و فسادش نکشاند!
    همۀ ما عادت کرده ایم که مثلاً وقتی ماشینی از مسیری پر گرد و غبار می گذرد، دستهایمان را به جلو چشمهای خود می گیریم تا از ورود گرد و غبار به حوزۀ فعالیت آنها مواظبت کرده باشیم! تازه این توجه و دلسوزی ما، متوجه چشم ظاهری و ظاهر چشم می باشد! حال، آیا باطن چشم و چشم باطنی، نیازمند توجه و دلسوزی و... نمی باشد؟!
    گفتن این نکته بی نیاز از برهان می نماید: همانطوریکه چشم ظاهری و ظاهر چشم آلوده شده و به فساد گرفتار می شود، باطن چشم (خودِ قوۀ بینائی) نیز، به فساد گرفتار شده و در جاها و زمینه هائی مصرف می شود که: بر صاحب خود چیزی نمی افزاید!
    در حالیکه عقل سلیم را حکم آنست که: بایستی این قوه و نیروهای بالاننده اش، همه جا و همه وقت در جهت سلیم و سلامتی و رشد دهندگی و کرامت بخشی و آرامش آوری و... مصرف شود! لذا: خوب دقت شود، اگر مسلمانی، چشمش را در جهت غیر سلامتی (جهت فساد و تخریب قوۀ بینائی) مصرف کرد، بخواهد یا نخواهد و بداند یا نداند به مسلمان نما بدل می شود! دستش را همانطور؛ پایش را همانطور؛ باغ و خانه و ماشین و رایانه و ماهواره و... اش را نیز همانطور!
    هیچ کس حکم شرعی نمی دهد که: ماهواره نداشته باش و یا اینکه از «انترنت و...» فرار کُن! امّا دلسوزان به هویت و آدمیت و عزت و کرامت وجودی تو ـ با آنکه ظاهراً ترا با اسم نمی شناسند ـ تأکید میدارند که: جهتِ مصرف آنها را هم مورد توجه و تأمل قرار ده!
    بندۀ حقیر و تبه روزگار، از کسانی بوده و هستم که همیشه می گویند: بسیاری از زمینه هائیکه عوام حرامش می پندارند، به ذات خود حرام نمی باشند! مثلاً : از نظر من غیرفقیه غیرمجتهد و بدون رساله و فتوای شرعی و... «موسیقی» به ذات خودش حرام نبوده و این «نحوه، زمینه و جهتِ» مصرف موسیقی می باشد که همین «نه حرام» را از نجس و حرام بدتر، فسادبارتر و پلیدیزای ترش می سازد! خوب دقت شود:

آنچه در این دائره صوت و صدا است

 

پردۀ آرایش حمد خداست

در کل هستی، هر صدائی که از هر موجودی پدیدار می شود، از دیدگاهی بس عالی و ژرف پردۀ آرایش حمد، و به قول قویم حق قدیم «تسبیح» خداوند می باشد!
بر مبنای این نگرش، موسیقی هم یکی از اصوات بوده و «می تواند» تسبیح و یا حمد الهی باشد! و یا: بدتر از عربدۀ... ! حال، کی می تواند و کجا می تواند باشد؟!
    آنگاه و آنجا که گوش با حمد و تسبیح «محمود» حقیقی آشنا باشد! و لذاست که گفته اند:
   گوش خر بفروش و دیگر گوش خر ÷ کاین سخن را در نیابد گوش خر!
   موسیقی می تواند پردۀ آرایش حمد الهی باشد، منتها با گوشِ به سلم رسیدۀ به اسلام گرویدۀ از سلامت برخوردار! و در یک کلام: جهت مصرف این نیروها و توانمندیهاست که مؤمن را از مؤمن نما، مخلص را از مخلص نما و آدم را از آدم نما ممتاز می سازد!

خواندن 1470 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « حق اعراض توانِ آرمانمند »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار