پنج شنبه, 26 دی 1392 15:09

گوهربینی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    مقدمتاً باید اشاره نمایم که ما، در یک تقسیم بندی کُلی و فراگیر، دو نوع و یا دو مرتبۀ نگرش داریم؛
    نگرشی سطحی داریم که بیشتر به قوای حاسه بر می گردد و گاهی هم به قوۀ عاقله؛ مثلاً گاهیکه قوۀ باصره با حروف و کلمات آشنا بوده، کتابی ـ مانند قرآن ـ را جلوی چشم خود قرار می دهیم و کلمات و جملات را می خوانیم، آیه اینست که: نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا...
    چشم های ما کلمات را می بیند و می شناسد و از سایر کلمه ها هم فرق میدارد.
    حال، اگر از ما پرسیده شود که: نَحْنُ قَسَمْنَا... یعنی چه؟! چون معادلهای این حروف و کلمات را در زبان خود داشته و میدانیم، مثلاً می گوئیم که خداوند فرموده است:
«ما هستیم که در دنیا رزق و روزی شما را، آنچنانکه شایسته است تقسیم می کنیم!» بعد اگر ظریفی متّه به خشخاش نهاده و بپرسد که: یعنی چه؟! می گوئیم یعنی اینکه: خدا روزی رسان می باشد!
   باید به عرض برسانم که وقتی فاطمه(س) این درخواست را، به عنوان «آرمانی برین» به بارگاه حضرت مطرح ساخته و از او تمنا میدارد که: وَ تَبَصُّراً فی کِتٰابِکَ! این مرحلۀ از نگرش و دانش و فهم کتاب خداوند را نمی طلبد! چرا که: این مرتبه را هم سالمندانِ کودک دارا می باشند و هم بچه های از بزرگترها شنیده!
    فاطمه(س)نه می خواهد تا ما فقط قرآن خوان بشویم و نه هم می خواهد تا ماها فقط معانیِ الفاظ و حروف این کتاب را بفهمیم! بلکه بر آنست تا ما «روح و حقیقتِ قرآن» ببینیم!
    معنای اینکه قرآن را ببینیم آنست که: وقتی فهمیدیم که این کلمات ـ و یا این آیه ـ دارای چه حقیقت و روحی می باشد، با همۀ وجود هم از «خود» سلب اراده ـ و تطهیر ارادی، به مفهوم عدم تقابل در برابر ارادۀ الهی ـ نمائیم! و هم، از دیگران چشم امید برگیریم! و یقین کنیم که «خدا» روزی را می رساند و نه مغازه!
    زیرا مراد آنست که: من ببینم ـ و نه اینکه فقط ناشیانه بدانم که ـ این خداست که روزی را می رساند! این خداست که «سیر»مان میدارد! این خداست که عالممان ساخته و از جهل بیرون می کند! این خداست که آزادگی، آرامش، امنیت و عزت برای ما هدیه میدارد و نه دولتهای بیگانه!
     این خداست که به ما احترام و کرامت عنایت می فرماید و نه سرمایه و ریاست و شهرت و... ! مطلب اینست که اینها را، از طریق بینش و بصیرت و کشفِ حضوری ببینیم!
     به چنین حالتی ـ که هم ته و ژرفای قضیه دیده می شود و هم از غیر ـ کُلاً ـ نفی امید می شود می گویند: «بصیرت»! که معادل آن در زبان پارسی «بینش» می باشد.
     در واقع، هدف و آرزوی فاطمه(س)وقتی می فرماید: وَ تَبَصُّراً فی کِتٰابِکَ! اینست که ما با قرآن، اینگونه آشنا شویم!
   می خواهد تا ماها به حقیقت و گوهر آیه های قرآنی «بینائیِ مکاشفانه» پیدا کنیم! تنها متوجه وجود لفظی و کتبی قرآن نبوده، تنها به فهم لفظی اکتفا نکرده، بلکه جواهر و حقایق نوری آنرا کشف نمائیم.
   حال اگر، پرسیده شود که چرا به چنین آرمانی روی کرده ای؟! یک پاسخ این تواند بود که: تا خود و نیروهای خود را وقف کسب و رسیدنِ به همان حقایق و جواهر سازم! ولی اگر پرسنده باز هم بگوید: تا چه شود؟! پاسخ این می باشد که:
تا از خود، به عنوان مسلمانِ فراری از کسر و نقص و فساد و...؛
به عنوان کسیکه سرش را فقط در برابر قرآن فرود آورده و تسلیمش شده؛
به عنوان عاشقی که دلش را بر آستانۀ دلدار حقیقی کشانیده؛
به عنوان کسیکه می خواهد فهم و عقل و بینش خودش را قرآنی و قرآن مدار سازد؛ و بگذارید تا کُفر بگویم:
به عنوان کسیکه می خواهد تا از خود «قرآن عملی و عینی» بسازد، تا دیگر فقط فردی از افراد معمولی جامعه نبوده، بلکه به عنوان موجودی تقرر و حضور یابد که: هرگاه کسی او را دید، انگار قرآنی پویا، قرآنی زنده و هدایتگر را دیده باشد!
اگر از او می شنود، انگار که از قرآن شنیده باشد! و اگر روشن و بیدار و پویا و آزاد و آرام می شود، در واقع از قرآن شده باشد!

    برای اینکه از خود «قرآنی» پویا، زنده، کُنشگر، آزاد کننده، روشنگر و آرامش بخش بسازم! تا دیگر ما، نه ما، باشیم؛ بلکه به جای ما قرآن نفس کشد، نگاه کند و ببالد و ببالاند و... !

خواندن 1717 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « راز بینی غزلِ درد »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار