پنج شنبه, 26 دی 1392 15:22

روشهائی بی بدیل

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    این بود بخشی از آرمانهای حضرت زهرا(س)برای امروز! حال، ما به عنوان مدعیان راه آن بانوی مجلله، چکار کنیم تا به این نکته های بسیار شریف، ارزشهای ظریف و آرمانهای عزیز و لطیف، آرمان قدسی، ملکوتی و جبروتی دست پیدا کنیم؟!
    خودِ حضرت زهرا(س)در ادامۀ همان نیایش تعلیم محور، به نحوی رندانه، حکیمانه و رازورانه و... پاسخهائی داده است که وقتی از یک جهت به آنها می نگری، خودِ آنها را آرمانهایی می یابی برین و ارجمند و کارساز و تعیین کننده و...! و چون از دیگر جهت به آنها می نگری، آنها را روشهائی می یابی که می توان با پرداختنِ مشتاقانه و فکورانۀ به آنها، خود را به آرمانهای قبلی ـ و بعدی ـ رسانید. حضرت می فرماید: وَ لاٰ تَجْعَلِ الْقُرٰانَ مٰاحِلاً! (کتابت را، جواهر و حقایق و رازهای قرآنت را، دور از دسترس فکر و عقل و قلب ما قرار مده!) و این یعنی: ما را آشنا، همراز و مأنوس با رازهای قرآن بساز! و این یعنی:
    اگر بر آنی ـ و واقعاً آرزومندی تا ـ همۀ انرژی ها، توانمندیها و استعدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، هنری و... ات، معنا دار، آرامش آور، راحتی افزای، دغدغه بر انداز، تشویش زدای، احترام آور، عزت بخش و... گردد؛ اگر می خواهی تا کاسبی، باغداری، دامداری و... ات خدامدار و تعالی بخش باشد و اگر می خواهی تا... با قرآن و رازها و جواهر قرآن انس بگیر و همدم، همراز و همراه شو!

    اگر آبرو، احترام، آزادگی، عزت، پاکی، شرافت و... می خواهی یگانه راهش همین می باشد! و تو می توانی، زندگانی پیروان واقعی قرآن را با آنها که به قرآن پشت کرده و زمینه ها، ارزشها و آرمانهای یاد شده را از طریق و جهت و راه دیگری مورد جستجو قرار دادند، بررسی، مقایسه و ارزیابی نمائی! تا خود جواب خود را دریابی!
    در این رابطۀ ویژه روایتی داریم با این عبارت:
    اِذِنْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطْعِ الَّلیْلِ الْمُظْلِمَ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرٰانِ.
    و من نمی دانم که آیا باز: شبی تاریک تر از آنچه اکنون در آن بسر می بریم، بر ما خواهد آمد یا نه؟ تا مجبور باشیم که به قرآنِ واقعی ـ و یا واقعاً به: قرآن ـ روی کنیم؟!
    همۀ ما ـ از خرد و بزرگ و عالم و عامی ـ می بینیم و می شنویم که متأسفانه «بر منبر پیامبر» دشمنان پیامبر «دعا و مدح» می شوند! آیا شبی تاریک ترِ از این هم قابل تصور می باشد!؟ تا برای دفعش ـ و روشن کردن مسیر زندگانی و تطهیر منبر پیامبر از بوزینه گان ابلیس منش و... ـ به قرآن پناه بریم؟! حضرت(س)برای تبیین روشی دیگر دارند که:
   ... وَصراطاً زْائِلاً! و راه خودت و مهرت و انس و الفت و رحمتت را از ما تهی و خالی مدار! یعنی چه؟!
   یعنی اگر می خواهی تا به «آزادگی، آرامش جاویدان، پاکی، والائی، احترام و... برسی، یگانه راهش اینست که در «صراط حق» و مهر حق و انس با حق و... همیشه حضور داشته باشی؛ در طریق ولایت او حاضر باشی! تا اگر کسی ـ چه از برون و چه از درون ـ به این راه و روندگان مشتاق آن می نگرد، تو را در صراط ببیند و بیابد. یعنی:
به این مرتبۀ از خدا محوری برسی که صراط از وجود تو، از نگاه تو، از کنش و از نگرش تو خالی و تهی و بی بهره نبوده و راه حق و طریق ولایت او از تو پر باشد! یعنی:
از جواهر و حقایق راه حق برخوردار بوده و خودت ـ آنهم بدست خویش ـ خود را از زینت و شکوه و جلال راه حق، از سرمایه های ملکوتی، جبروتی و قدسی محروم نساخته باشی! یعنی: بیا و داخل صراط حق شو تا خداوند ـ خودش ـ ترا تزئین فرماید!
بیا، تا خداوند جلیل و جمیل، ردائی از جلال و جمال و جاذبه بر دوشت بیفکند و تاجی از کرامت بر فرقت نهد!
بیا تا ببینی که چگونه فرشتگان، یک قدم دنبال تِر از تو، تو را همراهی می کنند!
بیا تا دیگر خود را زبون و ذلیل و مجبور و اسیر نفس شیطان نیابی تا اینکه بر منبر پیغمبر، دشمنان پیغمبر را مدح گوئی و دعا کنی! زیرا: برای انسانیکه ادعای مسلمانی می کند، ذلتی بالاتر از این قابل تصور نتواند بود!
و امّا سومین مورد و روشی را که ارائه میدارد آنست که:
    وَ مُحَمَّداً ـ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ اٰلِه ـ عَنّٰا مُوَلّیاْ!؛ و محمد را از ما روی گردان مفرما!
    حال اگر گفته شود که یعنی چه؟ اگر چه توان گفت که یعنی:
بار خدایا: روا مدار تا در آن موضع و جهتِ نگرشی ـ گرایشی قرار داشته باشیم که زشتی ها و ناروائیهایش باعث می شود تا پیامبرت از ما روی گردان باشد! ولی با همۀ زیبائی هائی که دارد، بهتر آن تواند تا بگوئیم یعنی:
به ما آن توفیق و آن موضع عنایت و کرامت فرمای که پیامبرت به ما روی می کند! یعنی در موضع و جهتی از نگرش و کنش قرار داشته باشیم که: پیغمبر به ما روی کند و ما را از خود بیابد و نه اینکه شیطان به ما بگوید: اِنّی بَرئٌ مِنَکَ، اِنّی...
این آرمان و روش آرمانیِ حضرت زهرا(س) از نظر لطافت و شرافتی که دارد بسیار شورانگیز می باشد! زیرا، در روابطِ لطیف عارفانه و عاشقانه، وقتی عاشق و دلداده و محتاج و فقیر و نیازمند و بی پناه و ریزه خوار سفرۀ جلال و جمال معشوق، بیدلانه، مخلصانه و امیدوارانه به او (معشوق، معبود، رهبر، غنی و...) روی می آورد، امری طبیعی بوده و با همۀ ارزشی که دارد، از نظر رتبۀ وجودی، از نظر کرامت و شرافت و ارزش به آن مقامی نمی رسد که:
    معشوق و غنی و رهبر و... ـ به واسطۀ لیاقت، استعداد و ارجی که در عاشق، مرید و محتاج و... مشاهده میدارد، خود به وی روی آورد و بی تمنا هبه دارد!
آرمان فاطمه(س)هم متوجه همین مرتبۀ از کمال و شایستگی بوده و برآنست تا همت ما را متوجه مقامی سازد که شرافت و ارج آن مقام، پیامبر(ص)را بر انگیخته و او را متوجه ما میدارد! همچنانیکه به سلمان توجه فرموده و گفت: یْا سَلْمٰان! اَنْتَ مِنّٰا اَهْلَ الْبَیْتِ! در اینمورد ویژه: سلمان به پیامبر روی نیاورده تا افتخار کنان بگوید: اَنْتَ نَبِیّی!
بلکه پیامبر(ص)، متوجه سلمان شده و فرموده است؛ ای سلمان! تو از جملۀ اهل بیت مائی!
    به هر حال، این آرمانِ روشمندِ روش نمای ما را متوجه این نکته میدارد که: راهی و روشی در پیش گیریم که نه تنها از همۀ انواع بدبختی ها و رنجها و دغدغه ها و تشویش ها و... تهی و بری می باشد، بلکه آنقدر شریف و ثمر بار است که: پیامبر(ص)را از ما راضی ساخته و متوجه ما سازد! زیرا:
    اگر چنین شد، به دلیل اینکه معصوم(ع)وَجْهُ اللهِ الْاَعْظَمْ می باشد؛ در واقع، چنانست که خداوند به ما روی نموده است!
    بر مبنای آنچه آمد، بسیار شایسته، ضرور، به موقع و بجای می باشد تا همۀ ما: به خود، به سرمایه های ظاهری و باطنی خود، به راه و روش خود، به موضع گیریها و جهت گیریهای خود و به آرمانهای پویا و فعالی که ما را در سیطرۀ خود گرفته و از ما کار می کشند توجه جدی مبذول داشته و بنگریم:

    اگر آنچه آمد «فاطمی» بود، بکُوشیم تا باز هم «روشن تر، مصفاتر، مثمرتر و... شان داریم! و اگر خدای نخواسته فاطمی نبود، دامن فاطمه و پدر و شوهر و فرزندانش را گرفته، آنقدر بتپیم و بنالیم و بگرییم تا نورانیت این بانوی مجلله، آنچه را آرمان خویش قرار داده ایم، از خداوند برای ما مطالبه و حاصل نماید.

خواندن 1742 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « توحید مداری و... راز بینی »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار