پنج شنبه, 26 دی 1392 16:22

روش پروری

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     واقع مطلب اینست که: نحوۀ پردازش و طراحی مقوله های معصومین بگونه ئی می باشد که ناواردان و مبتدیان میدان سلوک و تجربه را، از مواجه شدن به ابهام و بنبست نماها و... رهانیده و گاهی ـ مستقیم و یا غیر مستقیم ـ راهی را، روشی را و یا ابزاری را معرفی میدارد که تحققِ امر مورد نظر را، واقعاً ساده و ممکن و میسر می دارد! زمانی ارزش نمائی کرده، شوق تحقق و رسیدن را شادابی و قوت می بخشد! و گاهی هم، تصویری هوشربا از نتیجه و پایان امر، فرادید عقل و یا قلب قرار می دهد تا فرد را به یقینی مجهز فرماید فرا کشاننده و...!
    بر مبنای این باور، اگر در دل و جان کسی این پرسش پدیدار شد که: ای فاطمه! ای پروردۀ دامان وحی! ای بالیده از آغوش قرآن! و ای رشد یافته در سایه سار ولایت! چگونه می خواهی تا در فکر مردم باشی؟! برای این پرسش فرضی، به پایانۀ نیایش توجه داده و ما را در برابر این درخواستِ پاسخ بنیان قرار میدهد که:
بار الها! بر پیامبر و آل او درود فرست! و ما را به «نیکوترین کارها» و «درست ترین و سزاوارترین» کنشها موفق بدار تا اولاً:
برای دیگران بهترین، برکتبارترین، مثمرترین، آرامش بخش ترین، امینت بارترین، کمالزای ترین و... کارها را انجام دهم! کارهائی که بر «کمالِ خودِشان» می افزاید و نه به زائده های اطراف و برون وجودشان!
کارهائیکه بر زیبائی، شکوه و جلال «خودشان» می افزاید! و نه بر...!
کارهائیکه «صلاحیتِ وجودی خودشان» را افزایش می دهد و نه از کارخانۀ... شانرا!
کارهائیکه برای آنان صلاحیت ربانی بخشاید و نه اینکه صلاحیت انسانی آنها را هم بگیرد!
کارهائیکه برای آنان ارجمند و شرافت بخشد! و نه اینکه بزداید!
کارهائیکه صلاحیت ریاست و مدیریت ربانی عنایت کند و نه حیوانی و تکاثربار! تا اگر پیشوا قرار گرفت، پیشوای اولیاء الهی باشد! و نه هوسبارگان و چاپلوسان و ذلیلان و...!

    و در یک کلام: کنشها و تلاشهائی که «دیگران» را به مقام «صالحین» می کشاند و نه مفسدین!
    و ثانیاً، این تلاشها و کنش ها، آنهائی باشند که از منظر دفاع پذیری و برهانمندی و ارزشی محوری و... «درست ترین و سزاوارترین» کنشهائی باشند که ممکن است از یک انسان سرزده و متبادر می شود! کنشهائی که هیچگونه نادرستی، اشایستی و عیبی در آنها وجود ندارد! تا: در خدمتگذاری و شکرانِ من هیچ خدشه ئی، ناسزاواری، کژی و کاستی و آلودگی و... یی وجود نداشته باشد!
    حال، اگر بر آنی تا به مردم ـ و در واقع به خودت ـ خدمت نمائی، اینگونه خدمت نمای! و اگر برای آنها رشد و کمال و حرمت و آرامش و خیری می خواهی، از ایندست بخواه!
    مگر نشنیده ای در قرآن فرموده است: لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ؟!
    مگر هر کدام از ماها دوست نداریم تا «دیگران» بهترین کارها و خدمتها را برای «ما» انجام دهند؟! چرا هر کُدام از ما، از میان اساتید و رهبران، آنی را انتخاب میداریم که بهترین خدمت را انجام می دهند؟! گرچه متأسفانه در زمینۀ سیاسی ـ تا به لحظۀ اکنون ـ این کار را نکرده ایم! و تاریخ این ناسزاوار را به پای حساب ما ثبت فرمود!
    چرا دنبال عالمی می رویم که نیکوترین اعمال را از او دیده باشیم؟! و یا حداقل ذوق داریم تا سزاوارترین اعمال را از وی مشاهده داریم؟!
    مگر خود ما، اینها را نمی خواهیم؟ وقتی می خواهیم، باید خدمت ما هم برای دیگران از همین ویژگیها برخوردار باشد! چرا که خدمت ناپاک، خدمت آلوده به ریا و نفاق و خودمحوری و هویت زدائی و... اصلاً ارزش آنرا ندارد تا انسان ـ به عنوان مسلمان ـ آنرا به دیگری اهداء نماید! مگر اینکه خودش، اول از خویشتنِ خویش سلب انسانیت و اسلامیت و طهارت و... نماید.
   پس شایسته آدم ـ چه به عنوان خدمتگزار و شاکر و چه گیرندۀ خدمت ـ آنکه: هدیه اش فاطمی بوده و از مایه هایی برخوردار باشد که اگر فردا در برابر فاطمه(س) قرار گرفت، بر خویشتن ببالد!

خواندن 1861 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « تکیه گاهی امن آئینه سیرتی »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار