پنج شنبه, 26 دی 1392 16:53

چارۀ بیچارگی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    خوب، حالا که متوجه شده و یقین پیدا نمودیم که زمینه ها و اموری از آندست عین ربط و فقر و احتیاج بوده و خود نیازمند به پاسدار و دیده بان می باشند، چه باید کرد؟!
    حضرت زهرا(س)می گوید: من به عنوان پروردۀ دامان عصمت و سایه سار وحی و حقیقت علم و گوهر حکمت، سرمایه های وجودیم را به آن دیده بانی می سپارم که خوابش نمی برد؛ چنانکه خود فرموده:

    اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ، لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ و...

    و کلام مبارکش، هر چند که در هیئات نیایش ظهور فرموده است، ولی در واقع خصلت انشائی داشته و در حقیقت نقش تعلیمی را دارا بوده و می باشد تا ما، از غیر این تکیه گاه و دیده بان، امید و اطمینان بازگرفته و با رویگردانیدنِ عملی از غیر حق، و روی آوردنِ مشتاقانه و سرفرازانه به بارگاه امن پرورش، قدرت و استیلای آنها را انکار نموده و ابطال نمائیم.
    فاطمه(س)سرمایه های ربانی و کرامت افزایش را به کسی و به دیده بانی می سپارد که هرگز بیداریش را امری تهدید کرده نمی تواند!
    مگر می شود که، پیش چشم خداوند و از برابر دیدگان حضرت حق چیزی را فساد رباید؟ و تهدید کند؟ و آسیب رساند؟
    مگر حتی ابلیس می تواند از پیش چشم خداوند، سرمایه های وجودی مؤمن و مخلصی را دزدی کرده، به سرمایه ها و به هستی و دارائیهای او آسیب رسانیده و یا دست بردی زند؟!
   فاطمه(س) با ذکر این نکته: وَ بِرُکْنِکَ الَّذی لاٰ یُرٰامُ!، در واقع ما را متوجه آرمان و مقامی می سازد که در آن مقام ـ یا دژ و حصار؛ یا پایه و متکاء ـ سرمایه های وجودی ما از برترین و والاترین امنیت برخوردار بوده و هیچ آفت و آسیبی آنها را تهدید کرده نمی تواند!
   به هر حال، برخی از کوته نظرانی که دلشان حتی به خودشان نسوخته، ارزش سرمایه های وجودی خود را ندانسته و دغدغۀ محافظت و بهروریِ بخردانه و بینشورانۀ از آنها را ندارند، کودکانه و خوشباورانه، برای حفظ آن سرمایه های بیبدیل به قدرتهای پوشالی، مادی و اعتباری یی که خود محتاج دیده بان و حارس می باشند، تکیه کرده و بر آنند تا از این طریق بر سرمایه های خویش، کرامت و عزت و شرافت و آرامش و آزادگی و طهارت و... خویش بیفزایند! در حالیکه باور خداوند بر اینست که:

... فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا *

... فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ * چنانکه در موردی دیگر و به عنوان حکم و فرمانی روشن و توجیه نابردار می فرماید:

لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنینَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَج أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا *

    و ما، متأسفانه دیدیم که هم عده ئی از هموطن های ما و هم رهبران سیاسی این کشور، خود و سرمایه های کُل ملت را به روسها فروختند و تبلیغ هم کردند مبنی بر اینکه: روسها دژی هستند که ما را از همۀ آفتها و آسیب های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، هنری و... حراست و نگهبانی می کنند! و روسها و بردگان آنها هم، کردند آنچه تاریخ از مشاهده اش سر افکنده می باشد!
    و امروز هم باز می بینیم که: هم خود و هم سرمایه های همۀ مردم را به غربی ها فروخته و همان تبلیغ ها را بلغور می کنند! و فرق این شرایط در این می باشد که: در آنجا و در آنوقت ما فقط یک بادار داشتیم! و حالا، چهل و چندتا!
    گمان می کنم که برای هر آدم عاقلی، جای این پرسش خالی باشد که: آیا، خودِ این پاسداران و دیده بانها و دژهای پر ادعا، «حداقل خودشان را، مملکت دل شانرا، مملکت خرد و عاطفه و ایثار و طهارت و... شانرا از گزند آفتها و آسیب های فساد و نا امنی و تشویش های متنوع اخلاقی، عقیدتی، هنری، اقتصادی، سیاسی و... حفظ و نگهداری کرده اند یا نه؟
    آیا اینان خود، آدمیت شان را به عنوان فقط یک آدم ـ و نه انسان مؤمن و متعبد ـ شرافتشان را، پاکی و آزادگی و غیرت و شرافت و ناموسشان را نگهداری کرده اند یا نه؟!
    فاطمه(س)هرگز و به هیچروی به رکن ها، زمینه ها و اموری از ایندست تکیه نکرده و پناه نبرده، بلکه به رکنی پناه می برد که از فرط «جلالت»، نفوذ ناپذیر، شکست نابردار و آسیب برانداز می باشد! و این رکن «رکنِ الهی» و به تعبیرهائی: رکن ایمان؛ رکن عشق و عبادت، رکن اخلاص و آزادگی، رکن توحید و تفرید و... می باشد! و لذا، حتی وقتی که خود و فرزندانِ خردسالش گرسنه اند، غذای خود و بچه هایش را به فقیر می دهد!

خواندن 1640 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « اسم اعظم تکیه زدنِ به هوا »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار