پنج شنبه, 26 دی 1392 17:15

هدایتجویی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اَللّٰهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ الْهُدیٰ وَ التُّقیٰ! وَالْعِفٰافَ وَالْغِنیٰ! وَالْعَمَلَ بِمٰا تُحِبُّ وَ تَرْضیٰ! اَللّٰهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ مِنْ قُوَّتِکَ لِضَعْفِنٰا! وَ مِنْ غِنٰاکَ لِفَقْرِنٰا وَ فٰاقَتِنٰا! وَ مِنْ حِلْمِکَ وَ عِلْمِکَ لِجَهْلِنٰا! اَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ اٰلِ مُحَمَّدٍ وَاَعِنّٰا عَلیٰ شَکُرِکَ وَ ذِکْرِکَ وَ طٰاعَتِکَ وَ عِبٰادَتِکَ بِرَحْمَتِکَ یٰا اَرْحَمَ الرّٰاحِمینَ!

    مقدمتاً باید به عرض برسانم که انسان بِمٰا هُوَ انسان، هدایتجوی و وقایه طلب می باشد. یعنی انسان را، از هر نظر و در هر زمینه و برای رسیدن و تحقق و تبلور بخشیدنِ هر خواسته و چیزی که مدّ نظر بگیریم، به هدایت و راهنمائی نیازمند بوده و به وقایۀ نگرشی ـ کنشی و... محتاج می باشد. منتها، گاهی این راهنمائی و هدایت تکوینی و درونذات (بر مبنای خردورزی و یا مکاشفه و...) است و زمانی تدوینی، تشریعی، تجربی و...؛ در واقع، بر مبنای درک اهمیت همین نکتۀ دقیق و اصلِ تردید نابردار بوده است که عده یی از فلاسفه و متألهین، وقتی خواسته اند تا براهینی برای اثبات وجود خداوند «جلّت عظمته» طراحی و تدوین نمایند، در کنار طراحی و ابراز براهین حرکت، علّیت، حدوث و نظم و برهان صدّقین و...، برهان «هدایت» را نیز، مورد توجه قرار داده اند!
    در قرآن کریم نیز در جایهای متعدد مشاهده میداریم که وقتی صحبت از ویژگیها و صفات علیای حق به میان می آید، یکی از ویژگیهای بسیار بشکوه، و دلنواز خداوند را هدایتگری ـ اعم از تکوینی و تشریعی ـ معرفی و یاد می کند! چنانکه مثلاً می فرماید: «اَلَّذی خَلَقَ فَهَدیٰ» و...!
     به هر حال، انسان برای رسیدن و کسب کردن هر خواسته ـ و اگر خواستی بگو: هر آرمانی ـ و به انجام رسانیدن هر کار ارزشمند و سرنوشت سازی به هدایت و وقایه نیازمند است.
     این نکته را نیز باید مد نظر گرفت که بخشی از موجودات ـ چنانکه مسلم بوده و بی نیاز از برهان می نماید ـ بر اساس هدایت تکوینی به «کمال نوعیِ» خود می رسند؛ مثلاً یک هبه و یا شکوفة سیب و یا شفتالو، بر مبنای هدایت تکوینی، کارش بجائی می رسد که به یک میوۀ پختۀ کامل و سالم و... بدل می شود. در حالیکه، بچۀ انسان برای رسیدن به مراحل رشد و پختگی و... و نیز، برای انجام دادن هرکار و هر تلاش معنیدار و ارزشمندی، نیاز حتمی به انواع هدایتها دارد تا به آنجا و یا آن نتیجه ئی که باید برسد، نائل آید.
     اینها مؤید آنند که اصل هدایت، آنقدر بدیهی و روشن می باشد که هیچگونه تردید و شکی را بر نمی تابد!
     انسان برای شناختِ شایستۀ قلب و قالب خود، محتاج به هدایت، دلالت، تعلیم و نیازمند راهنمائی های دراز دامن و گسترده می باشد؛ همانگونه که او، برای حفظ سلامت و بقای خود، برای تحقق شکوفائی و به نمایش نهادن کمال، جلال، کرامت، حرمت، آزادگی، غنا، محبوبیت، سرفرازی و حتی امور بسیار ساده و معمولۀ حیاتی خود ـ اعم از خوردن و خوابیدن و پوشیدن و... ـ شدیداً نیازمند به هدایت بوده و فرضاً، اگر اصلاً هادی و دلالتگری در کار نباشد، او حتی غذایش را تهیه کرده نمی تواند!
    بسیار مهم تر و برترِ از آنچه آمد، انسان برای رسیدن به سعادت و آرامش خود؛ برای تحقق هویت ربانی و صورت انسانی خود؛ برای صبغه و رنگ الهی بخشیدن به خود؛ برای رسیدن به آرامشی معنیدار و تعالی محور و خالی از هرگونه فساد و آلودگی و... شدیداً نیازمند به هدایت و وقایه می باشد.
    و این، مؤید آنست که تا هدایت ندیده و از وقایه ئی شایسته و ارجمند برخوردار نگردد، نه از شرار فسادها و آلودگی هائی که باعث ظهور و بروز دغدغه ها، اضطرابها و تشویشهائی راحتی زدای می گردند برکنار می ماند و نه از برکات و ارزشهائی که زادۀ هدایت گفتاری، رفتاری و پنداری بوده، هم نگرشهایش را بشکوه و عزت نمای میدارند! و هم گرایشهایش را.
    به هر حال، برای چندمین بار تأکید میدارم که نیاز به هدایت و وقایه، امری بدیهی و تردید نابردار می باشد! منتها، چون هر کسی این هدایت را از جائی سراغ گرفته و از درگاه کسی، چیزی و یا امری می جوید؛ موضوع ـ از نظر پی آمدها و آثاری که ببار می آورد، اهمیت ویژه ئی پیدا می کند! زیرا، عده ئی برای رسیدن به حقیقت و شناختِ مثلاً خود (گوهرِ هویت انسانی) از کسانی معین و از دانشمندانی ویژه بهره گرفته و کمک هدایت می نمایند!
    عده ئی برای رسیدن به عزت و شرافت و کرامت راستین خود، از کسانی دیگر و جایهائی دیگر بهره جسته و طلب دلالت و هدایت می نمایند! و فاطمۀ زهرا(س)آمده و مرجعی کاملاً ویژه و بیبدیل را معرفی داشته است!

خواندن 1687 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « پیشگیری... سرمایه های وجودی »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار