جمعه, 27 دی 1392 08:52

آبرومند نزد چه کسی؟!

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    به هر حال، انسان این هدفها را عنوان می کند، اما هر کسی به نحوی، به زمینه ئی و به سوی دسته و زمینه ای در تلاش است! مثلاً اهل ریاست و سیاست دوست میدارند تا به قدرتمندترین ها نزدیک باشند! مثلاً، یک مدیر معمولی دوست میدارد تا به والی شهر نزدیک باشد! والی دوست میدارد تا به وزیر نزدیک باشد! وزیر دوست دارد تا به شاه و یا رئیس جمهور نزدیک باشد!
   چنانکه بعضی از ثروت گراها دوست دارند تا به اهل ثروت نزدیک باشند و...! این مسئله، در رابطۀ با موضوع آبروجوئی نیز قابل صدق بوده و هر کسی دوست دارد تا نزد عده یی آبرومند باشد! امّا: خواستۀ فاطمۀ زهرا(س)چیز دیگری است! چرا که از خداوند می خواهد تا او را «از نزدیک ترین کسانی قرار دهد که به او خودشانرا نزدیک کرده اند!
    چرا که نمی خواهد تا مقرب درگاه و آستان دیگری ـ هیچ کس دیگری ـ باشد! بلکه آرمانش را منحصر ساخته به اینکه: از نزدیک ترین نزدیکان به خداوند ـ و بعد ـ از آبرومندترین آبرومندانی باشد که «نزد خداوند» آبرو دارند!
    شاید منِ بنده که این آرمان را طرح و شرح میدارم، نزد کسی و یا کسانی آبرومند باشم؛ امّا نزد حضرت شیطان چه؟!
    زیرا، باید بدانیم که: نزد شیطان کسی آبرومند می باشد که شیطان نتوانسته باشد او را فریب دهد! چرا که وقتی فریبش داده باشد، دیگر آبروئی نزد شیطان نخواهد داشت؛ لذا، او را به مسخره گرفته و مثلاً به او می گوید: برو بچه، تو همان کسی هستی که چندجا فریبت دادم! چندجا با ریشت، با شرفت، با دیانتت و... به بازی برخاستم! تو را که به واسطۀ هر آب و سرکه ئی بارها فریب داده ام، نزد من دیگر چه آبروئی داری؟!
    امّا زهرای اطهر(س)می گوید: من فقط می خواهم تا نزد تو آبرومند باشم! اصلاً اهل دنیا، دلباختگان دنیا، فریب خوردگان از شیطان و... چه هستند که آبرومندی نزدشان اهمیتی داشته باشد!
    کسیکه فریب نفس اماره را خورده است؛ کسی که فریب شیطان او را از توجه به خودش و خیر خودش و کرامت و عزت و... خودش باز داشته است؛ کسیکه فریب ریاست طلبی های موهن را خورده است؛ کسیکه فریب شهرت طلبی های وهن آوری را خورده است و... اصلاً آبرومندی در نزد اینها چه ارزشی می تواند داشته باشد؟!
    اصلاً، همۀ این موجودات فریب خورده را روی هم بریزیم، چه ارزشی می توانند داشته باشند و یا ایجاد نمایند، تا آبرومندی نزد اینها ارزشی داشته باشد!
   و لذا، در ادامۀ درخواست خود، وقتی از پیروزی سخن به میان می آورد، هرگز نمی خواهد تا در مسابقۀ دنیاداری پیروز شده و عده ئی از دنیاپرستان به او حسد برده و با او به رقابت برخیزند!
   هرگز بر آن نیست تا در جمع سیاسان و ریاست پرستان به پیروزی دست یافته تا مشتی خیال محور و حمال هوس و... به وی حسادت ورزیده و مثلاً بگویند: به به! با سرعتی خودش را به کجاها رسانید! بلکه برآنست تا در میدان عشق به حق، تسلیم شدن به ارادۀ معشوق و معبود حقیقی، در مسابقۀ محبت الهی و... میداندار باشد.
   بر آنست تا در میدان انس به حق پیروز بوده و در میدان اخلاص، عفاف، طهارت و... پیروز بوده و عالی ترین نمره را گرفته باشد!
   به عنوان یک واقعیت ظریف و لطیف و شریف باید بپذیریم که: در میدانِ جلب توجه محبوب و معبود، از خدا نمرۀ عالی گرفتن «مشکل» می باشد! انسان، اگر کمی توجه و دقت بخرج دهد می تواند از دنیا نمره بگیرد! و حتی، از شیطان هم زود نمره بگیرد، اما از خدا مشکل می نماید!

خواندن 1853 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « راههای پیروزی آرزو یا آرمان؟! »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار