جمعه, 27 دی 1392 13:18

تعبیری ویژه

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    بد نیست برای اینکه جوانهای عزیز محفل ما با روح قضیه آشنائی بیشتری پیدا کرده و ارتباط مؤثرتری برقرار نمایند به عرض برسانم که: در روند حضور و کنش و واکنش تمام پدیده های هستی، اعم از طبیعی و فرا طبیعی، یک سلسله قوانینی حاکم می باشد که نادیده گرفتن و ناسازگاری با آن قوانین، جز به زیان کسی که آنها را نادیده گرفته و از در ستیز و ناسازگاریِ با آنها وارد می شود، نخواهد بود!
    مثلاً در پدیدۀ آب و رابطۀ او با گرما و دما، این قانون نافذ می باشد که در درجات بالا به غلیان می آید؛ و لذا، می پزد و می سوزاند و لِهْ می کند و...! و در درجه های پائین یخ می کند و یخ می زند و غیره!
   در پدیده ئی به نام برق نیز قوانینی حاکم و نافذ است که اگر فرد با آن ها هماهنگ و هم جهت شد، از نیروی برق می تواند بهترین بهره ها را برده و صدها نیاز خود را برطرف سازد؛ ولی اگر در ارتباط با آن از در «خود رائی و ستیزه کاری وارد شد، فقط جای خود را به زیر زمین پهن خواهد کرد! و در صدها پدیدۀ دیگر، هزاران قانون دیگر نافذ و حاکم می باشد!
    و این، مؤید آنست که در پدیده ئی به نام انسان و قوه ها و انرژیهای شگفتی آور و بی مانند او نیز قوانینی نافذ می باشد. حال اگر فرد با خود و برقِ وجود خود (انرژیهای نهانی و باز نشناختة خود و رازها و سنن حاکم بر آنها) از در سازگاری و هم جهتی وارد شود، به آثار و نتایجی دست پیدا می کند که در هستی بدیل نداشته و از برکاتی برخوردار می گردد که فقط «ویژة انسان» می باشد؛ ولی اگر از در لجاجت و خودرأیی و ... وارد شد، به قول قویم حق قدیم: او را در ردیف حیوان و بلکه پست ترِ از حیوان قرار می دهد!
    آنچه تجربه های جهانی تأیید میدارند اینست که بشر برای بهره گیری از پدیده های دست ساختة‌ خودِ انسان ها، از راهنمودهای سازندگان و تجربه های مخترعین و متخصص های زمینه و مورد و ... کمال استفاده کرده و دستورهای آنها را با دقت بکار می بندد؛ اما فقط در مورد پدیده ئی بنام «انسان»، کمتر حاضر می شود تا از راهنمائیهای سازندة آن و متخصص هائی که او را بهتر شناخته اند، بهره گیرد!
    و این، کمال بی مهری نسبتِ به خود، کمال جهالت و غرور و خودرأیی، کمال خودستیزی و کمال ناجوانمردی او را نسبتِ به خودش می رساند! زیرا ثابت می دارد که افرادی از ایندست، ارزش ـ مثلاً ـ چرخ خیاطی، تلفن همراه، ماشین آب میوه گیری و زنگ در حیات و ... را، از ارزش انسان برتر و بیشتر دانسته اند! چرا که در آنجاها و آن موارد از قوانین مورد نظر سازنده و اهل تجربه تبعیت و استقبال می کند! اما، در مورد انسان و امور مربوط به کمال و غنا و آرامش و عزت و آزادی و کرامت و ... او نه!
   در زبان دین، از همین قوانین حتمی به «قضاء الهی» تعبیر شده است؛ چرا که ادیان، پدیده های هستی را مخلوق و مصنوع خداوند دانسته و معتقداند که هم جهتی با این قوانین (دمسازی با قضاء الهی) مایة ‌رشد، آرامش، عزت، کرامت و شرافت و... انسان می باشد.
   برای روشن شدن مطلب در مورد ویژۀ انسان مثالی می آوریم؛ قانون حتمیِ (قضاء الهی) اینست که: اگر انسان به اشیاء برونذات خود و رشد و رنگینی و تجمع و تمرکزِ داشته های برونی مانند خانه، ماشین، مبلمان، فرش و ظرف، جواهرات و... پرداخته، نیرو مصرف کرده و همت بگمارد، حتماً به همان میزان از رشد خود (رشد باطنی و عقلانی و ایمانی و هنری و...) محروم شده و دور میماند!
  و اگر به رشد خود (رشد عقل و کشف و اخلاص و ایمان و...) همت گمارد، از توجه و دلبستگی به اشیاء سپنجی و فنا ناپذیر آزاد می گردد! و این، قانونی است حتمی!

خواندن 1847 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار