جمعه, 27 دی 1392 15:37

نیازی قدسی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

    بگذریم از اینکه انسان سر تا به پا نیاز بوده و هر آن او را نیازی تازه به تلاش و تپشی وادار می سازد؛ تا اینکه در «غنی» فانی گردد؛ امّا در رابطۀ با آرمانهائی از جنس آرمان های حضرت زهرا(س)نیازهائی ویژه سر و کله پیدا می کنند؛ همانطور که نیازهائی با نیروی انگیزانندگیِ کاملاً ویژه و بیبدیل؛ در رابطۀ با این آرمان ویژه، دلبسته و دنبال کنندۀ ارزشها و حقیقت این آرمان ضرورت رسیدن به اوج اوج باور را در خود احساس می کند؛ چیزی که اهل معرفت آنرا عالیترین درجۀ باور (حق الیقین) گفته اند.
    برای اینکه این مرتبۀ از یقین برای جوانهای محفل ما ملموس و قابل درک شود میگوئیم: امروزه، چون همه به این باور رسیده اند که: سوار شدن بر ماشین بهتر است از بهره گیری از اسب و شتر و استر و...، لذا از حیوانات به ندرت بهره گرفته می شود.
     و این، چند پیامد را به دنبال داشته است:
1 ـ انسانرا از اسارت و خدمتگزاری به حیوانات آزاد ساخته است!
2 ـ سرمایه هایش را در جهتِ تهیۀ مرکب های جدید بکار گماشته است!
3 ـ از محدود اندیشی و محدود گرائی نجاتش داده است!
4 ـ با نیروهائی نو، توانمندیهائی برتر، روابطی تازه تر و... آشنایش کرده است!
    به همین نحو، وقتی فرد به حضور دانشگاهی با امکانات آموزشی بسیار برتر باور نماید؛ یقیناً تلاش های او را: برای پذیرشِ در آن مرکز علمی بیشتر خواهد ساخت؛ توجه و عشق او را برای بهره وری از ثمرات آن دانشگاه جدی تر و نیرومندتر خواهد نمود؛ سرمایه های او را در جهت رسیدن و بهره ور شدن بکار خواهد گرفت؛ و...!
    حال، اگر این باور متوجه وطن، شهر و یا نشئه ئی باشد نوازشگر و مبّری از همۀ کاستی ها و برخوردار از همۀ والائیها و... چه پی آمدهائی را در بر خواهد داشت؟!
    به هر حال، ما معتقدیم که:
    اگر باور ما به دنیائی دیگر، نشئه یی برتر و موطنی روحنوازتر به مرتبۀ اوجِ اوج خود (مرتبۀ حق الیقینی) برسد، در آن صورت:
1 ـ انسان، خودِ ربانی و نامیرای فراموش شده را باز یافته و از نو با او، و با امکانات و سرمایه ها و توانمندیهای ربانی او رابطه ئی مثبت، برکتبار و تعالی بخش برقرار میدارد!
و این، بیداری، انس و مهرورزی او را نسبت به این خود (هویت واقعی) برانگیخته، نه تنها ویرا از اسارت و خدمتگذاری به خودِ حیوانی و احکام ذلتبار، آثار تحقیر کننده و رنجبار، آفتهای تشویش افزای معنا ستیز و زیانهای بسیار گسترده و ژرفا ناپیدای آن در ابعاد فردی و جمعی، فرهنگی و هنری، اقتصادی و عرفانی و... می رهاند! که: همۀ آن سرمایه ها و... را در جهت رشد و شکوفائی هویت ربانی او بکار می گمارد!
2 ـ امکانات بیبدیل او را در مسیر آزادی، تقویت، تهذیب و تکمیل هویت ربانی و پی آمدهای هوشربا و افسون کننده اش قرار داده و مصرف میدارد!
3 ـ مایه ها و ابزار و روشهای رشد و تحقق کامل آن هویت را، برای حضور افتخارآمیز، غنامند و گوارائی بخش در همۀ نشئه ها و مواطن شناسائی کرده، محقق ساخته و از آنها بهره می گیرد!
4 ـ از شر نیاز نماها، از آفتها و رنجهای خجالتبار و سوزانندۀ ارزش نماها و سلطۀ احکام و آثار بی معنای آنها آزاد می کند!
5 ـ از مکاشفۀ تحقق و حضور شکوفا و غنامند «خود ربانی» آنهم در همۀ مواطن ـ اعم از دنیوی، برزخی و اخروی ـ شاد و نوازش میدارد! و...!

    به هر حال، از درخواست حضرت فاطمه(س)مبنی بر اینکه: خداوندا! برای من زندگانی گوارائی بعد از موت عنایت فرما «این نکته مسجل می شود که آن بانوی بزرگوار(س)در پرتو برخورداری از مرتبۀ اعلای یقین به شهود این واقعیت مجهز می باشد که: عیش و عشرت و آرامش و... ویژه و محدود به دنیای فعلی نبوده، بلکه مراتب کامله و لطیف تر و شریف تر آن مربوط به مواطن و عوالم بعدی می باشد.
     و تعلیم این آرمان گزینی و آرمان گرائی به امثال بنده می فهماند که:
1 ـ زندگی، گوارائیها و ناگواریهای دنیای کنونی، مراتب نازله و کدر و ضعیفِ حیات و... می باشد؛
2 ـ ارزشها و سرمایه ها و نشاطهای هستیمند، هرگز محدود به آنچه ما در همین نشئه شناسائی! و درک می نمائیم، نخواهد بود! و ضد ارزشها و... نیز!
3 ـ کرامت، حرمت، شرافت، شادیها و دلبریها هرگز محدود به همین عالم نبوده بلکه درجات اشرف و اعزّ آن، متعلق به عوالم برتر می باشد؛
4 ـ نیازهای واقعی و هستی محور، تعیین کننده و ضامن رشد و شکوفائی هویت هرگز محدود به آنچه وهم خام اندیش، اسیر و دنیا محور ما دریافته است، نخواهد بود؛
     لذا، شایستۀ انسان ژرف نگر، والانگر، فرا زمان و فرا مکان نگر نمی باشد تا خود را در اسارت محدود نگری و محدود گرائی قرار دهد! و خوش هم باشد! چنانکه ابلهان زیادی می باشند!
     نباید احترام، کرامت و شرافت و آرامش پایدار و نامیرای خود را فدای احترام نماها، کرامت نماها، شرافت نماها، عشرت های حیوانی و زود گذر ساخت؛
     نباید دلسوزی و مهرورزی به خود را فقط متوجه بعد حیوانی و ساز و کارهای مربوط به همین نشئه ساخت؛

خواندن 1762 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « محفلی نوازشگر حیاتی ربّانی »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار