شنبه, 28 دی 1392 11:26

مدعیان صدق و عاملین به کذب

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

    رنجی که بر ملت مظلوم افغانستان وارد آمده است و سیاست هائی که استعمارگران سیه روی جهانی و خودباختگان و خود فروختگان داخلی بر آنان تحمیل داشته اند، ایجاب می کند که این بار ملت مظلوم ما با همۀ توان و نیرو بکوشند تا عملاً پیرو اندیشه و مکتبی باشند که پا گرفته از اصول و ارزشهای الهی و منطبق با فطرت الهی انسان بوده و به کسانی میدان عمل بدهند که درین مسیر الهی با صداقتی هر چه تمامتر گام بر می دارند.
    در همین رابطه و برای شناختن سیاست و زمینه های سیاست «صدق» و الهی از سیاست «فریب» و غیر الهی لازم است با دقتی هر چه تمامتر متوجه کردار و رفتار کسانی باشیم که ادعای پیروی از اندیشۀ الهی را داشته و در نهایت خویشتن را باورمند و پایبند معنویت قلمداد می دارند.
    بررسی گسترده و ژرف زمینه ایجاب شرح و بحث زیادی را داشته و چون این نبشتۀ کوچک حوصلۀ ورود به آن زمینه ها را ندارد، می کوشیم روح مطالب نهفته در مسئله را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار دهیم.
    اگر نیک اندیشیده و توجه کرده باشیم، چون جهان بینی سیاست فریب مبتنی بر اصل مادیت جهان، انسان و در نتیجه موضع گیریهای ماده گرایانۀ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و ارزشی می باشد، سیاست مداران فریب همیشه و در هر زمینه تمام کوشش خود را متوجه زمینه های مادی و قدرت مدارانه کرده اند.
    با درک همین معنا و با مقایسۀ عینی زمینه های مورد توجه فرد معین و یا یک گروه سیاسی مدعی مثلاً اسلامیت و انسانیت و خداگرائی با زمینه های مورد توجه کفار مثلاً روسی و یا آمریکائی و... می توانیم به موضع گیری ایمانی، ارزشی، سیاسی و... آن شخص یا گروه سیاسی پی ببریم. چه همانگونه که همۀ دانشمندان واقع بین متوجه و متذکر شده اند، هر عملی حاکی از باوری خاص است، مثلاً همانگونه که نماز خواندن حکایت از باورمندی به خدا و پایبندی به شریعت و اصول و فروع اسلامی می نماید، تمسخر کردن به نماز چه در بیان و چه در عمل بیانگر آنست که عامل به این زمینه به خداوند اعتقادی نداشته و به قوانین شرع پایبندی ندارد.
   در سلسلۀ بررسی زمینه هائی از همین دست، موضع گیری ایمانی شخص و یا گروه نمایان می شود چه کسی واقعاً به خداوند مؤمن بوده و به دستورات وی نیز پایبند است تا آنجا که اگر گناهی و یا خطائی از وی سرزند بدون توقف، در خفا و یا علن از آن استغفار نموده و می کوشد خویشتن را در مسیر اصلی فرامین الهی قرار دهد، ولی آنی که با زمینۀ خداپرستانه برخورد انتفاعی می کند و خدا و ارزشهای خدائی را وسیلۀ کسب مکنت و شهرت قرار می دهد، نسبت به اسلام و قرآن و ارزشهای اسلامی و اوامر خداوندی ایمانی درخور و شایسته پیدا نکرده و در سلسلۀ ایمانی او، آرزوها و هواهای نفسانیش بجای خداوند و ارزشها و اهداف و دساتیر الهی پرستیده می شود.
   وقتی خداوند منان در قرآن مجید می فرماید «أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ...* فرقان ـ 43» می خواهد همین واقعیت را گوشزد نماید که عدۀ زیادی از مدعیان «خداپرستی» را چون نیک بنگری، مشاهده می کنی که هواهای نفس خویش را خدای خویش قرار داده و به عبودیت هواهای نفسانی خویش کمر بسته اند.
   از سوی دیگر، همۀ ما به کرّات این هشدار بلیغ را از زبان پیامبر اکرم (ص) شنیده ایم که: «من تشبه بقوم فهو منهم» یعنی کسانی که خویشتن را به قومی متشابه و همگون بسازند، در زمرۀ آن قوم به حساب می آیند.
   مسئلۀ تشابه به قوم و دسته و تباری محدود در حیطۀ تشابهات ظاهری و برونی نبوده و اصولاً از بی خبری و بی خردی ماست که بپنداریم پیامبر اکرم (ص) متوجه ظواهر برونی امت خویش و مخلوقات الهی ست، بلکه مسئله تمام زمینه های انسانی را احاطه کرده و بر آنست تا برساند که هرگاه عده ئی از مدعیان اسلام و قرآن پیدا شدند که در لفظ ادعای صداقت اسلامی و پایبندی به اصول و ارزشهای اسلامی را داشته و در عمل از موضع گیریهای مشابه با کافران برخوردار بودند به یقین اینان نیز از آنهایند.
   فرد یا گروهی که ادعای پیروی از اصول جهان بینی و سیاسی و اخلاقی اسلام را دارد، شایسته نیست در عمل متوسل به زمینه هائی بشود که غیر مسلمین می شوند. مثلاً خدای ناکرده جهت رشد بنیۀ سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی گروه متوسل به نیرنگ و دروغ و فریب در میان مسلمین بشود.
   لذا اگر متوجه می شویم که فرد یا گروهی مدعی راستی و صدق، در عمل از زمینه هائی استفاده می دارد که سیاست مداران سیاست فریب استفاده می دارند، وی نیز نمی تواند از آنها نبوده و سیاستش نمی تواند جز سیاست فریب و محتوم و مختوم به شکست باشد، و این برماست که نیک متوجه باشیم که این شخص یا این گروه بیشتر متوجه تبارز اخلاقی و ارزشهای اسلامی ست یا متوجه سیاست بازیهای غیر اسلامی.
    زیادند از آنهائی که برای بکرسی نشانیدن حرف خود ـ نه حرف و دستور قرآن ـ و برای بکرسی نشانیدن رأی خود و نظر خود و هواهای به اصطلاح سیاسی خود که متأسفانه می کوشند این هواهای نفسانی را تجارب سیاسی قلمداد نمایند ـ که اغلب با رأی و نظر و موضع گیری های سیاسی خدائی و قرآنی متباین است ـ پا بر روی اصول سیاست اسلامی نهاده و به جای رشد ارزشهای الهی زمینۀ تحقیر و انحطاط آنها را فراهم می آورند؛ فرد یا گروه سیاسی ئی که برای تحکیم رأی خودش و موضع نفسانی و شهوانی خودش می کوشد زمینۀ تلاشی و تخریب گروههای اسلامی دیگر را با استفاده از نیرنگهای شیطانی فراهم آورد آیا می تواند پیرو سیاست اسلامی و الهی باشد؟!
    و باز آیا می توان اطمینان پیدا کرد که سیاستی اینسان و این همه دور از ارزشهای متعالی الهی، توان آنرا دارد که جامعه ئی را از نظر سیاسی رهبری کرده و زمینۀ سعادت دنیوی و اخروی شان را فراهم نماید؟
   روی همین واقعیت هاست که متوجه می شویم سیاستها به شکست مواجه می شوند و شخصیت سیاسی رژیمها و گروهها به فساد و تباهی کشیده شده و در آخر مردم از آنها و ارزشها و تاکتیکهای سیاسی شان متنفر می گردند.
    با این مایه از دانش و بینش بخوبی متوجه می شویم که در حقیقت آنچه باعث بدبختی جامعة بشری و انحرافات دردبار سیاسی ـ اجتماعی می شود، همان ضعف و نارسائی اندیشه و ایمان است. سوسیالیست ها از آنجا که دستگاه اندیشۀ آنها نارسا و ضعیف و ناقص بوده و از عهدۀ توجیه درست و الهی مفاهیم و ارزشهای مقدس الهی برآمده نمی توانند و نیز نظام فکری شان قدرت اثبات پلشتی ها و پلیدی ها و ضرورت اعراض و انزجار و دوری جستن از زمینه های ضد اخلاقی و ضد ارزشی را ندارد و به دام کثافتکاری ها، تزویرها، تحقیرها، تجاوزها، ستم ها، حق کشی ها، زورگوئیها، خونریزیها و هزاران جنایت بیشرمانه و ضد اخلاقی دیگر افتاده اند و سایر مدعیان دروغین نظام صدق و راستی و احیاناً الهی، چون به آنچه می گویند یا به مرحلۀ یقین و باوری شایسته نرسیده اند ـ و طبیعی ست که ایمان ناقص سازنده و بارور نخواهد بود ـ و یا اینکه قصور فکری و کوتاهی در عمل و هوسبارگی زمینة آنها را به آنجا کشانیده است که پیرو سیاست فریب شده هم خود را و هم دیگران را دچار خذلان و شکست و سرافکندگی سازند.

خواندن 1471 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار