شنبه, 28 دی 1392 12:05

ارزش ها در نظام فریب

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     سیاست فریب در زمینۀ ارزشها موضع گیریهای متناقض و به معنای واقعی کلمه موضع گیریهای مسخره ئی دارد.
     آنانی که در حقیقت جوئی روح شان را گرفتار شهوتهای ذلتبار نساخته و در دام توجیه نیرنگهای زشت سیاسی گرفتار نیامده و اندک شم منطقی دارند نیک دریافته اند که ماتریالیسم دیالکتیک روی دلایل متعددی نمی تواند مسئله و یا مقوله ئی بنام «ارزش» را با اصول خویش توجیه نماید. لذا ارزشها نمی توانند در این نظام جائی داشته باشند.
     نخستین علت ناتوانی این نظام در رابطه با عدم توجیه نظام ارزشی را روح مادی خود نظام تشکیل می دهد. چه هرگاه قرار را بر آن گذاشته باشیم که باور کنیم انسان موجودی مادی است، لازمۀ این باور، این خواهد بود که این موجود مادی نمی تواند به مقولۀ غیر مادیی چونان ارزش مجهز باشد یا به آن باور کند و به عنوان زمینه های ایده آلی بپذیردش!
     دومین علت ناکامی نظام سیاست فریب اینست که روش شناخت نظام فلسفی آن، روشی ست تک روزنی که بیش از یک راه برای درک و در نتیجه باور زمینه ها ندارد و طبیعی ست که این یگانه راه (روش حسی) نمی تواند از عهدۀ تبیین، توجیه و تثبیت ارزشها بدر آید.
      سومین علت ناکامی این دستگاه در رابطه با توجیه و تثبیت نظام ارزشی از این باور ناشی می شود که معتقد است انسان موجودی است که جبر سنت های تاریخی بر وی حاکمیت دارد و طبیعی ست که انسانِ مجبور نمی تواند، تعیین کننده و توجیه کنندۀ مقوله های ارزشی باشد، همچنانکه نمی تواند، آنان را در جای خودش انتخاب و بکار گیرد.
      بدبختی دیگری که در این زمینه دامنگیر نظام فریب شده است ناشی از اینست که سیاستگران نظام فریب معتقد اند که اقتصاد زیربناست و سایر زمینه ها از الف تا یاء روبنا! اصل شکم است و شکمپوش و شکم نگهدار! باقی همه فرعیات اینها! و طبیعی ست که وقتی اصل شکم شد، ارزش نمی تواند جز پر بودن شکم باشد و غیر این، سایر ارزشها واقعیت ندارند و اگر دارند فرضی و فرعی می باشند.
      مسئلۀ دیگری که در رابطۀ با دستگاه ارزشی، عامل شکست سیاست فریب شده اینست که با همۀ این واقعیت ها، سیاستبازانِ سیاست فریب، با پرروئی، مدعی هستند که به ارزشها باورمند می باشند! البته گفتن ندارد که به عنوان همان عوامل فرعی و روبنائی زاده از جبر! و جالب قضیه در سیاست فریب اینست که علاوه بر گردن نهادن به تناقض اولی (قبول ارزشها به عنوان مقوله هائی روبنائی) عملاً با وقاحت و روشنیِ تمسخرباری به تناقض دیگری در همین زمینه دامن می زنند. بدین معنا که اینان هرگاه در مقابل عملی قرار گرفتند که امنیت ارزشها را به مخاطره انداخته بود، بی که متوجه شوند، دست کم گرفتن ارزشها (بنا به باور خودشان) جبری بوده است عامل مسئله را به باد انتقاد و تعدی می گیرند! و صدها درد بیدرمان دیگر که نه جای بحث مفصل آنهاست.

    لذا دستگاه ارزشی سیاست فریب از غیر انسانی ترین مایه هائی برخوردار بوده و از همین رو در نابودی و شکست این نظام سیاسی بزرگترین سهم را داشته و دارد. چه سیاست فریب در مقابل ارزشها دو موضع کاملاً متناقض دارد.

خواندن 1406 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار