شنبه, 28 دی 1392 12:25

پی آورد این گرایش

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

    اگر بپذیریم که کردار اجتماعی ما بدون بازده و نتیجه نخواهد بود، باید مطمئن باشیم که موضع گیری سیاست بازان سیاست فریب در قبال انسانیت و ارزشهای انسانی بدون اثر و نتیجه نیست! زائد خواهد بود اگر متذکر شویم بزرگترین نتیجۀ این موضع گیری، شکست نظام فلسفی و سیاسیِ سیاست فریب می باشد و طبیعی ست که این مهم از طریق عوامل و مراحل زیر صورت تحقق خواهد پذیرفت، چه نخستین زمینۀ این عملکرد و موضع گیری بی اعتمادی به دیگران است و این واقعیت به ویژه در تمام تشکیلات سیاسی فعلی دنیا به چشم می خورد. اینک دیگر «آدم»ی را نمی توان سراغ کرد که به سیاست فریب اعتمادی داشته باشد همانگونه که سیاسیون فریبکار به دیگرانی جز مزدوران خودشان اعتماد نمی کنند!
    پی آورد دیگر این مسئله متزلزل ساختن نظام ارزشی انسان است، چه وقتی قرار بر سودجوئی و نفع طلبی و منافقت باشد، جائی برای ارزشها ـ که ماوراء سود و زیان قرار دارند ـ باقی نمی ماند و هر کس هر چه را به سود و منفعت خویش تشخیص داد، گزیده و در جهت خواسته های خود عمل خواهد کرد. و لذاست که دیگر ارزشها قانونی نخواهد بود، چنانکه در روسیۀ فعلی ارزشها قانونیت ندارند و اگر می داشت باید سران دولت سوسیالیستی روسیه به جرم زیر پا نهادن قانون محاکمه
می شدند.
    ارزش قانون روسیه در این است که در جهت لغو دولت حرکت کند و نفی دولت و کوشش در این جهت یک ارزشی سوسیالیستی ست، همچنانکه نفی طبقات و ایجاد عدالت سراسری! حال اگر با واقعیت نگری هر چه خالصانه تحقیق کنیم که آیا رؤسای سیاست فریب در روسیه قدمی در جهت نفی قدرت دولتی بر داشته اند و یا اینکه از طریق ایجاد شبکه های جاسوسی و پلیسی به تقویت آن پرداخته اند؟ چه کسی می گوید ارزشها در نظام فریب قانونی اند؟!
     آیا عدالت در جامعۀ روسیه برقرار شده و استثمار فرد از فرد وجود ندارد یا اینکه هنوز  منشی های حزبی از داشتن نوکر و کلفت و راننده و باغبان و... برخوردار می باشند؟! اگر هستند ـ که خود روسها می گویند بلی برخوردارند ـ چرا سیاستمداران روسیه محاکمه نمی شوند؟
    اگر ارزشها قانونیت دارند، روسها با چه مجوزی به کشتار یک میلیون افغانی دست یازیدند؟! نه تنها در نظام سیاست فریب ارزشها قانونیت ندارند که از معقولیت هم برخوردار نیستند.
    سیاست فریب چون محصور در چوکات تفکر و نیازهای منحط مادی و حیوانی گرفتار و در لجن شهوت بارگی و هوسجوئی غرق است لذا، اکثریت نیرو و عمرش را در طول تاریخ شصت و چند سال صرف دفاع از زندگانی حیوانی و نفی زمینه هائی که وی را از رسیدن به هوسها و شهوتها باز می داشتند نموده است؛ از اینرو نه تنها فرصتی نیافته تا به جوهره های اصیل وجودی انسان تأمل نماید که روی اعتقاد و ایمان به حیوانیت خویش به دفع این زمینه ها نیز پرداخته است! و همین گرایش غیر انسانی وی را مجبور کرده است تا هوسها و شهوت ها را عملاً قانونی، معقول و اخلاقی قلمداد نماید.
     بررسی تاریخ ممالکی که بر مبنای الگوی سیاست فریب و به دستیاری کسانی که وابستة به این نظام اند و دست به کودتای نکبت باری زده اند نشان دهنده و تثبیت کنندۀ این مثبت می باشد که دست اندرکاران نظام سوسیالیستی روسیه در عمل، ضد ارزشها را قانونی، معقول و اخلاقی تلقی می دارند و اگر چنین تلقی ئی از آنها نداشته باشند و آن زمینه ها را معقول و اخلاقی نشمارند، لازم است که به اعمال غیر معقول و ضد اخلاقی از قبیل تشبث به حاکمیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... دیگر ملل دست نزنند و بگذارند تا خود مردم این سرزمین ها تقدیرساز خویش باشند.
     در نهایت امر، نتیجۀ بسیار بد و در عین حال غیر ملموس این موضع گیری این است که برای مردم مشغولیت های ظاهراً فریبنده ولی باطناً بدون جوهره و معنا ببار می آورد. معنای دیگر این سخن اینست که چون سیاست فریب بر آنست تا از طریق گرایش به قدرت و احیاناً تحققِ آن خود را اثبات نماید، و باز، مجبور است تا در راه تحقق این امر، مستمسکی به عنوان دفاع از آزادی عنوان نماید؛ و چون در پشت ادعای دفاع از آزادی همان ایدۀ رسیدن به قدرت نهفته است و این ایدۀ زشت و ذلتبار انسان را فرمانبردار و محکوم قدرت می سازد، تمام فعالیتهای انسان را منفی و خالی از اهداف عالیۀ انسانی می سازد؛ و طبیعی خواهد بود که همۀ این نارسائیها دست به دست هم داده زمینۀ شکست کامل سیاستِ فریب را ببار می آورند.

خواندن 1506 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار