شنبه, 28 دی 1392 15:36

ویژگیهای گروههای سیاسی غیر مذهبی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

     قبل از اینکه در مورد ویژگیهای این گروهها صحبت نمائیم لازم است از علل و زمینه هائیکه باعث تکوین، رشد و تکامل آنها شده صحبتی به میان آوریم.
     گروههای غیر مذهبی در افغانستان به چند تیپ دسته بندی و تقسیم توانند شد، از سوسیالیست های شوروی گرای و مائوئیستها و التقاطیون (سوسیال دموکراتها) تا به لیبرالها و غربزده های سخت منحط.
     و چون اینان در مقایسه با توده، اقلیت محدودی را احتوی کرده و در مسیری خلاف نهادهای فرهنگ جامعۀ افغانستان حرکت سیاسی خویشرا ادامه میدهند، ضرورتی احساس نمیشود تا به تجزیه و تحلیل ویژگیهای هر یک از این تیپ ها بپردازیم، لذا بیشتر برآنیم تا ویژگیهای کلی همه را به صورت خیلی موجز و فهرست وار، از نظر بگذرانیم.
     آنچه در افغانستان باعث استقرار و ایجاد اندیشه ها و گروههای غیر مذهبی شده افزون بر آنچه در زمینۀ عوامل پیدایش گروهها آمد؛ این زمینه ها را باید بر آنها اضافه کرد.

     الف ـ وابستگی رژیم: منظور از وابستگی رژیم نزد نگارنده، بیشتر وابستگی سیاسی و نظام دولتی ست بر مبنای روشهای سیاسی غیر ملی و تا حد زیادی غربی، هر چند در سایر زمینه ها وابستگی های دیگری را نیز میتوان به تماشا نشست. وابستگی حکومتهای ابدالی و عدۀ زیادی از محمدزائی ها را به استعمار انگلیس به صورت غیر مرئی و تا حدی نامشخص و وابستگی نظامی حکومت ظاهرخان را به روس، در عین وابستگی سیاسیش به غرب و نیز وابستگی همه جانبۀ حکومتهای ترکی ـ امین را به شوروی میتوان یاد کرد.
    زمینۀ وابستگی نظام سیاسی حاکم به غرب، گروههای کمونیستی را عامل ایجادی و تکوینی شد، همانگونه که سایر وابستگی ها عامل ایجاد گروههای بسیاری از غربزده ها تا مسلمانان اصیل گردید.

    باء ـ غربگرائی اعضای کادر سیاسی:آنچه در قدم دوم میتوان آنرا یکی از زمینه های رشد اندیشۀ گروههای غیر مذهبی شمرد مسئلۀ غربزدگی و غربگرائی اعضای کادر سیاسی دولت ظاهر و داود میباشد.
     قبل از این دو نیز، اکثر افراد با نفوذ دربار را انگلیس رفته ها، فرانسه دیده ها و آلمان و شوروی و... دیده ها تشکیل میدادند!
     غرب زدگی در کادر سیاسی و ادعای پیروی از ایدئولوژی سیاسی اسلام را داشتن، باعث آن شد تا عده یی چنان انگارند که اسلام همین نظامی ست که شاه ظل الله آن، میباشد، و رژیم شاهی نیز موهبتی الهی ([1]) است که بر مبنای آیۀ کریمۀ مبارکۀ «تعز من تشآء و تذل من تشآء» به ذات انور عالی ملوکانه تفویض! و اطاعت آن بر همگان ـ همۀ آنها که فریب اینهمه دروغ را خورده باشند ـ واجب شمرده شده است، لذا بهتر آن دیدند که بر دینی اینهمه مبتذل، فاتحه خوانده و طرحی نو دراندازند.
    زمینۀ فسادبار سیاسی و عقده هاییکه این زمینه های ضدانسانی بر مردم تحمیل کرده بود از یک سوی؛ کوبیدن و لوث کردن گروههای سیاسی ـ مذهبی اصیل و غیر مذهبی از جانب دیگر؛ کم رشدی سیاسی و نبود تجارب تحرک زای وحدت آفرین از دیگر طرف، عواملی بوده اند که نمی گذاشت گروههای سیاسی غیر مذهبی از روح فرهنگ سیاسی اسلام با خبر شوند؛ و در طرف دیگر نیز، مسلمانان خود را به جوهرۀ اصلی فرهنگ گروههای غیر مذهبی آشنا سازند.

     جیم ـ آموزش غیر ملی: زمینۀ اصلی دردها را در دوره های اخیر میتوان روش ناسالم و غیر ملی نظام آموزش و پرورش افغانستان قلمداد کرد. چه این نظام با همة ادعاهایی که در زمینۀ آرزوی رشد فرهنگی داشت، نسبت نبود ریشه های آموزشی و غلط بودن برنامۀ آموزش و پرورش و در خلاف جهت نیازهای فرهنگی مردم قرار داشتن و...، خود نظام آموزش و پرورش بدل شده بود به ابزار تخدیر آموزش و وسیلۀ انبانه ساختن مغزها از معلوماتیکه در زمینۀ حیات فردی و جمعی هیچ سازندگی یی را تضمین کرده نمیتوانست.
     این مسئله از روشن ترین واضحات است که هرگاه سیاست آموزشی جامعه یی با نیازها و فرهنگ و تاریخ و ایدئولوژی مردم آنسامان سازش نداشته باشد نظام آموزشی بدل میشود به وسیلۀ تخدیر مغزها و تشکیل هویت علمیجیی غیر ملی و در نتیجه، تشکیل گروهی که در فضای دیگری و در زمان دیگری خود را میانگارد.
     ما در زمینۀ سیاست آموزشی افغانستان بعدها مفصل تر صحبت خواهیم کرد و لذا درین جا این روشنی انداختن موجز را کافی می پنداریم.

    دال ـ اقتصاد ناسالم:این زمینه با همۀ وسعتیکه دارد و ایجاب بحثهای مفصل و جالبی در زمینه های اقتصاد آموزش و پرورش، اقتصاد سیاسی، اقتصاد نظامی و زمینه های تولیدی ـ چه تجارتی و چه غیر آن ـ را دارد، نظر به اینکه ریشه و اساس و نهادهائیکه این زمینه بر آن مستقر بوده کاملاً ناسالم و غیر عادلانه بوده است، زحمت را کم میدارد.
    نظام اقتصادی افغانستان در طول دوره های متمادی غیر عادلانه و ناسالم بوده است؛ چه اصولاً نمیشود تصور کرد، نظام سیاسییِ جامعهجیی «شاهی» باشد و سیستم اقتصادی آن سالم و عادلانه.
    این بدان میماند که پنبه را به میان آتش اندازیم و امیدوار باشیم که نسوزد، اصولاً روح ستمگری و بی عدالتی اقتصادی در معنا و هیئت نظام و رژیم سیاسییِ شاهی نهفته است. لذا چون نظام اقتصادی غیر عادلانه و ناسالم و دردبار و ستمزای، تولید کنندۀ جوِّ هوس انگیز نظام طبقاتی ست، نمیتواند مثلاً در زمینۀ اقتصاد آموزشی و یا اقتصاد سیاسی روشی را پیشه کند که برشد واقعی و همه جانبۀ آموزش و پرورش و سایر زمینه های زندگانی اجتماعی مردم بینجامد.
    زمینۀ اقتصادی و اینکه حکومت همیشه ادعا داشته است از نظام سیاسی و اقتصادی مکتب اسلام پیروی میدارد، عده یی را بر آن شورانیده و بر آن شدند که از خدائی که خواستار جامعه یی طبقاتی و غیر عادلانه است رویگردان شده و از اصل و بیخ منکر وجود همچو موجودی بشوند، لذا، روش سیاسی اسلام برایشان غیر عادلانه و ناسالم جلوه کرده و دنبال مکاتب دیگر را گرفتند.
     این زمینه ها و مسایل دیگریکه بعدها در مورد بررسی ویژگیها و علل رکود گروههای پیشرو اسلامی خواهد آمد باعث بروز گروههای سیاسی غیر اسلامی شد!

    ها ـ استعمار:مسئلۀ مهمیکه در تکوین و رشد گروههای غیر مذهبی نقش تعیین کننده و مؤثری داشته است، مسئلۀ وجود استعمار در طول صد سالۀ اخیر، گاه در سیاست خارجی و گاه داخلییِ افغانستان میباشد، چه استعمار همیشه بر آن بوده است تا جهت تعمیم و تحمیل خواستهای خویش، با خرید عده یی بی خود بی جلویلۀ در هوس جویی های بیشرمانه، جهت حرکت گروههایی را به سود خویش تغییر بخشد.
     نقش استعمار در زمینه تا جائی بوده است که بروشنی مشاهده میداریم اصولاً گروهها با پول و کمکهای استعمار ـ چه داخلی و چه خارجی ـ هستی یافته و بر آن بوده اند تا سیاست افغانستان را تابع متغیری از سیاست مثلاً امریکا، انگلیس و یا شوروی نمایند، به ویژه درین اواخر.
     دار و دستۀ نادرخان، قبل از رسیدن به سلطنت را میتوان از این نوع گروهها دانست. نادر، نمیتوانست با امان الله خان بسازد، چه ادعاهای استعماری و هوس پرورانه اش بیشتر از آن بوده که بتواند با امان الله خان که او نیز خواستار مکیدن همۀ عصارۀ هستییِ مردم بود سازش نماید. لذا شرایطی را به وجود آوردند که به قول بعضی از خوشباوران، حکومت به چنگ دزدها = (عیاران خام به سرکردگیِ حبیب الله) بیفتد، که افتاد.
     حزب خلق نیز، چه این حزب از طرف حکومت، جهت اشتغال ذهنی گروهها ایجاد و در نتیجه به وابستگی اش به شوروی و فراچنگ آوردن قدرت سیاسی افغانستان، فعالیت هایش خاتمه پذیرفت.
     اینک میرسیم به بررسی و بیان ویژگیهای این گروهها، قبل از اینکه به بیان یکایک ویژگیهای این گروهها بپردازیم جهت درک و بررسییِ شایسته تر، لازم میآید تا ویژگیهای اینان را در دو مرحله یا دو دوره ـ بدین معنا که ویژگیهای دورۀ قبل از پیروزی و بعد از پیروزی ـ تقسیم نمائیم.



[1]ـ از بلغورات شاه ایران قبل از سقوط.

خواندن 1521 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار