سه شنبه, 01 بهمن 1392 11:14

شرایط و عوامل رویکرد به مبارزۀ ملی ـ اسلامی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     یکی از حقایق انکارناپذیر رویدادهای اجتماعی، مسئلۀ تحولات سیاسی از طریق رویکرد به مبارزه ـ چه مبارزات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یا جنگ سرد، و چه در شرایط اضطراری و اجباری مبارزۀ مسلحانه یا جنگ گرم ـ میباشد.
     بیهوده و زائد خواهد بود اگر تأکید بعمل آوریم که این تحولات سیاسی ـ اجتماعی زادۀ علل و تابع قانونمندی هایی ویژۀ خود خواهد بود. از جانبی هر گاه در جامعه ئی فطرت اجتماعی از هویتی واحد و همگام با نیازهای فطری انسانی و نیز همجهت با ارزشهای متعالی برخوردار نباشد خود، زمینه و شرایط ایجاد و ضرورت تحولات سیاسی را همراه خواهد داشت.
    رابطۀ تنگاتنگ رشد فرهنگی با تحولات سیاسی مستلزم رسیدن به درجۀ معینی از رشد فرهنگی نبوده و اصولاً درک موقف سیاسی ـ اجتماعی و احساس ضرورت تحول سیاسی، خود در بردارندۀ نوعی رشد ذهنیت تواند بود و نیز برخوردار از نیروی محرکی که بتواند حرکتی به جامعه تفویض دارد تا مردم را در راه تحقق بخشیدن نظامی برتر یاری نماید.
    در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان نسبت عدم موجودیت هویت واحد اجتماعی که در بردارندۀ قدرت تحقق بخشیدن به نیازهای فطری ملت افغانستان باشد و نیز بتواند نمایندۀ ارزشهای اصیل اجتماعی انسانی یی باشد که ذهنیت تعالی جوئی انسان را با ره آوردهای متعالی انسانی مشبوع سازد، همیشه از جانب عده یی از مردم این سرزمین احساس ضرورت یک دگرگونی کیفی در نظام سیاسی وجود داشته است.
    تأکیدی نداریم که این احساس ضرورت اولاً همگانی، پوینده، عمل گرای و از درجات متعالی ارزشهای الهی برخوردار بوده و ثانیاً از رشد ذهنیت فرهنگ سیاسی چشمگیری برخوردار؛ چه اگر چنین بود که حتماً به پیروزی یی نسبی رسیده بود و اینگونه دردآور در نطفه خفه نمیشد تا در بازار سیاستهای استعماری و در برخی از ابعاد جز فریادی از آن نمودار نباشد، و در ابعاد دیگری جز وظیفۀ مقدماتی اش یعنی تخریب نظامهای غیر عادلانۀ حاکم بر سرنوشت مردم را که در تعقیب خویش ضرورت سازنده گی را در احساس انسانی با شدتی هر چه بیشتر تحمیل مینماید، به انجام نرساند.
    اگر از پادشاه گردشیهای چندین صد سالۀ اخیر سرزمین افغانستان که همه به نام اسلام و با ادعای تحقق بخشیدن به نظامی عادلانه و انسانی صورت گرفته است بگذریم، نهضت های اسلامی و یا ملی دو قرن اخیر همه بیانگر این نکته است که نهضت ها آنگاه که داخل فعالیتهای ضد دولتی و ضد استعماری و در مبارزۀ با بی عدالتی، اختناق، جور و جهل، برای نابودی عوامل ظلم و جور و غارت و درهم کوبیدن سنگرهای استعماری بوده، نه تنها از وحدت کلمه و جهت و پیروزی های چشمگیری برخوردار بوده که در حد خود و در زمان خود کاملاً یگانه می نموده است.
    حرکتهای ضد انگلیسی و ضد مغولیستی مردم این سرزمین در دوره های قدیم و جدید و حرکت سید جمال الدین درین اواخر و آنچه از این حرکت زاده شده است همه و همه بیانگر این واقعیت میباشد.
     ما زمینه های تاریخییِ این مسائل را بگونۀ موجز و مختصر در نوشته های دیگر، ارائه نموده ایم و بیان مفصل و مجدد آن نیز درین نبشته جائی ندارد. اما آنچه را از بیان آن ناگزیر میباشیم بیان فهرستوار عواملی است که در رویکرد مردم افغانستان به مبارزۀ ملی و اسلامی اخیر سهم قابل ملاحظه ئی داشته است، هر چند قسمتی از این مسایل را در موارد دیگر به شکل خیلی خیلی موجز تفسیر نموده ایم.
    اما قبل از ارائة فهرست وار عوامل، باید این اشتباه احتمالی را مرفوع سازیم که چون مبارزۀ مسلحانۀ کنونی، همانسانکه در نوشته ای دیگر([1]) بیان شده است، ریشه ئی طولانی داشته و نیازی به تکرار بیان نخواهد داشت. درینجا ما بیشتر متوجه بیان عواملی هستیم که در نهضت ملی ـ اسلامی اخیر نقش عمده را ایفاء نموده اند؛ در اخیر این مقال علل جبهه گیری مردم افغانستان را در مقابل کمونیسم محلی و استعمار کمونیستی شوروی مورد تحلیل و تفسیر قرار خواهیم داد.
   و اما عوامل رویکرد مردم به مبارزۀ ملی اسلامی.



[1]ـ آیا نهضت افغانستان اسلامی است.

خواندن 1433 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار