چهارشنبه, 02 بهمن 1392 09:41

6 ـ اسلام پناهی حکومت

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     یکی از ویژگیهای حکومتهای چندین صد سالۀ اخیر در زمینۀ سیاسی، این منافقت روشن بوده است که با همۀ کردارهای ننگین دنباله گرایانه و ضد مذهبی، کوشیده اند تا از مذهب به عنوان یک وسیلۀ استعماری، جهت بهره کشی و تداوم و توسعۀ این روش شیطانی، استفاده نمایند.
     البته همانطور که در سایر زمینه ها روشن شد و بررسی موضوعات و مسایل قبلی روشن ساخت، جای تردیدی به هیچ خواننده ئی باقی نمانده است که این حکومتها نه تنها پشتیبان و حافظ مکتب اسلام، آنچنانیکه شایستۀ آنست نبوده که در جهت پوشانیدن و گاه مسخ حقایق سیاسی ـ اجتماعی اسلام، عمل کرده اند.
      اندک توجهی به اصول سیاسی اسلام، در مقایسه با اصول سیاسی رژیم شاهی، این واقعیت را برایمان اثبات میدارد که نه تنها اصول سیاسی اسلام نمی تواند با سیاست و اصول سیاسی یک رژیم شاهی سازگار باشد که نمی تواند، با تمامت ابعاد مخالف و متضاد با آن نباشد.
     از جانبی، بررسی زمینه های اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی این رژیم بر مبنائی کاملاً مغایر و مخالف اندیشه های مکتب اسلامی بوده و همان طور که آمد، همة جوانب و ابعاد این رژیم ها، غیر اسلامی بوده اند.
     اما آنچه نزد بعضی مایۀ تعجب می نماید این است که با وجود همۀ این واقعیتها چرا این حکومت ها توانسته اند بازهم پابرجا بمانند؟
     اگر درست دقت شده باشد ما ضمن بررسی های قبلی تذکر دادیم که اینان از اسلام به آن مواردی پناه می بردند که تصادمی با منافع شان نداشته باشد؛ و نیز در موارد لزوم بتواند وسیلۀ حفظ منافع شان باشد. و این زمینه ها باعث آن شد تا عده ئی از عوام، نخست باور کنند که اسلام یعنی همین فروعات فردی و جزئی! و ثانیاً باور دارند که پشتیبان اسلام هم یعنی همین هائیکه دارند برای تفرق هر چه بیشتر مردم به فروعات اسلامی تأکید میدارند.
     لذا این مردم هرگاه بینند کسانی به مذهب شان میتازد آن را مساوی هتک حرمت و تازیدن بر شخصیت خویش دانسته ـ که به حق هم همین طور است ـ و میکوشند در مقابلش جبهه گیری نمایند، آنهم اگر روش مقابله با استفاده از روش کمونیست های خرفت و احمق افغانستان باشد.
     ما سالهای قبل نیز می گفتیم که استعمار زده های ساخت شوروی احمق تر و بی کفایت تر، و بی عرضه تر، از آنند که حتی بتوانند از طریق ایجاد کودتاهایی با دست و فرمان روسیه، قدرت سیاسی افغانستان را اداره نمایند. اما این سخن بدان روز بی پایه، احساساتی، تبلیغاتی و کینه توزانه می نمود. اینک بر آن حرفها این نکتۀ ظریف و دقیق را می افزائیم که رهبران فعلی روسیه بی عرضه تر از آنند که بتوانند ملت روسیه را به اصول سوسیالیسم رهنمون شوند که ما یقین داریم این ملت را با پلیدیهای استعمارگرایانۀ خود در حد اس اس های هیتلری بدنام و سرافکنده خواهند کرد و افغانستان میدان این تجربۀ بس تلخ ولی روشنی بخش می باشد.
      ملت افغانستان اگر دیروز به مقابل دولت جباریکه با زیرکی و شیطنت بیشتری او را چپاول میکردند و بر آن بودند که تا سرحد مسخ همۀ ابعاد شخصیت وی او را دنبال کنند، بپا نمی خاست یکی از علل آن همین مسئلۀ پشتیبانی دروغین آنان از اسلام بود.
     روسها همیشه وجود عده ئی دلال بی آبروی آمریکا را در مورد نهضت افغانستان میخواهند علت تراشیده و این بهانۀ کودکانه را به عنوان یک واقعیت و علت درین نهضت بقبولانند، آنهم علت عمده و تعیین کننده.
     ما عین این پینۀ جهودی نچسب روسها را به خودشان تحویل داده میگوییم اگر دیروز از وجود دلالان بی آبروی خود در افغانستان انکار داشتید اینک اگر بیهوده هم خود را به زحمت بیندازید، چهرة شما روشن تر از آن است که کسی را بتوانید فریب دهید! لذا چون شد که شما نتوانستید ملت را علیه دولت غاصب و پلید آن دوره ها برانگیزید.
     تفلسفهای ابلهانۀ مارکسیستی دیگر رنگ دانشی ندارند و خود بهتر از همه به این حقیقت پی برده اید که دیگر در انتظار طی نمودن مراحل و بروز ظهور شرایط به اصطلاح تاریخی، نیستید؛ و آنچه را علل تاریخی ایجاد کرده می توانستند پنداشتید که با بمب و طیاره می شود ایجاد کرد؛ ولی... نمیدانم افسوس و یا زهی شادی...؟

     بهرحال این زمینه خیلی مهم و قابل بررسی و جالب توجه میباشد که نگارنده تصمیم را بر ایجاز و ذکر رئوس مطالب گرفته است.

خواندن 1529 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 02 بهمن 1392 09:51

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار