پنج شنبه, 03 بهمن 1392 09:14

زیر مجموعه های وجوه تشابه و تمایز(الف - هاء )

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

      الف ـ حیات گروهی: این ویژگی مشترک حداقل در رابطه با مورچه ها، موریانه ها، زنبور عسل، گوزنها، برخی از گونه های ماهیها، فیل ها، کرگدن ها، میمونها و دسته های متنوعی از پرندگان و آبزیان قابل توجه بوده و تحقیقات قابل اعتمادی آنرا تأیید می کند.
       باء ـ تقسیم کار و انباشت: در این رابطه نیز تحقیقات متنوع مؤید حضور و حاکمیت این ویژگی در میان دسته های متنوع حیوانات و در زمینه ها، موارد و مواقع کاملاً روشن و معین می باشد.
      جیم ـ حضور مشخص رهبری: ( چیزی معادل سرکرده، سردسته، جلودار و... )، قائم مقامی ( فرد شماره دو )، دفاع و حمایت از نسل و ضعفاء و... که این اصل در میان دسته های متنوع میمونها، فیل ها، گوزنها، کرگدنها، شیرها و... انکار را به هیچ روی بر نمی تابد.
      دال ـ حوزة حاکمیت و سلطه: که آنرا هم دسته ئی از پرندگان معین می کنند، هم چرندگان و هم درندگان.
      هاء ـ زیباپسندی و زیباسازی: این اصل اگر چه در میان دسته هائی از پرندگان بیشتر محسوس می باشد، ولی تحقیقات متنوع نشان داده است که بسیاری از دسته های حیوانی ـ حداقل در موارد و مقاطع ویژه ئی ـ آنرا به نمایش می گذارند.([1])

     از سوئی، چنان که روشن و بی نیاز از برهان می باشد، انسان به صورتی کاملاً ممتاز دارای ویژگی های افتخارآمیزی است که حضور و حاکمیت آنها، وی را تا مرتبۀ « خلیفة اللهی » عروج داده است؛ که اگر بخواهیم عمده ترین آنها را یاد آور شویم، از این قرار توانند بود:
     الف ـ خردمندی و خردورزی.
      باء ـ آزادی و آزادگی.
     جیم ـ آرمانمندی و آرمان گرائی.
     دال ـ ارزش گذاری و ارزش گرائی.
     هاء ـ تقدس محوری.
     واو ـ کمالمندی و کمالگرائی؛ که این ویژگی در حوزۀ برونی، در تمام جلوه ها و مظاهر آن ـ و حوزۀ درونی که مربوط به حرکتِ وقفه ناپذیر و پایان ناپیدای وی از مراحل قبل از تکوین نطفه و... تا مرحلۀ فوق تجرد نفس ناطقه ـ و زمینه های متنوع علمی، عقلی، زیبا شناختی و غیره اش ظهور و بروز دارند.
     زاء ـ مسئولیت پذیری که متوجه ارزشهای والا، آرمانهای والا و... می باشد.
     حاء ـ فطرتِ مطلق گرای تعبدی؛ که برای بیشترِ خوانندگان محترم و دقیقه یاب این وجیزه روشن می باشد.

     حال ـ و با درخواست پوزش از آوردن این همه مسایل روشن و بدیهی ـ اگر به این نتیجه رسیدیم که « محوریت و رشد و... » متوجه مشترکات حیوانی ـ و به ویژه بر محور تولید، کسب، انباشت و مصرفِ اشیاء مادی و برونذات اعم از تکوینی و تکنولوژیکی ـ می باشد، باید بپذیریم که رشد و تکامل و توسعه و... هست اما معنیدار و انسانی نیست! زیرا انسان دقیقاً زمانی آغاز می شود که اولاً حیوان بمیرد([2])؛ و ثانیاً به شکلی آرمانمندانه محوریت مستقل و الوهی وی شکوفا گردد. چنانکه طفولیت، بلوغ، میانسالی، پیری و...! ولی اگر متوجه شدیم که محوریت و رشد در جهت امتیازهای بلا منازع انسانی است، می توانیم با خاطری آسوده آنرا « تمدنِ انسانی » پذیرفته و ارج و ارزش گذاریم.
     از سوئی، اگر بپذیریم که تمدن امری انسانی است، متوجه این نکته خواهیم شد که در « تمدنِ انسانی » توجه به نقش قید انسانی، هم مبنای نگرش ها را متحول می دارد و هم جهت گرایشها و آرمانها را. چرا که در این نگرش فرد متوجه می شود که جهت گیری تمدن ـ حتی از نظر جلوه های وجودی ـ انسانی است؛ این نگرش او را معتقد می دارد که برای تحقق آن باید متوجه مایه هایی باشد که ضامن تحقق و شکوفائی خصایص ذاتاً انسانی می باشند؛ و این، باورمندش می سازد که برای تحقق و تبلور تمدن، انسان قبل از لباس های شیک و مدرن، خانه ها و ساختمانهای چند اشکوبه، ماشین های رنگارنگ، خیابانهای تمیز، شلوغ و مفشن، ابزار صنعتی مشغولیت زای، رایانه های پرکار و سریع و... به گوهر آدمیت و به انسان بیدار و برخوردار از فراآگاهی، انسان هدفمند تعالیجوی، انسان خودیافتۀ به فردیت رسیده، انسان آفرینشگر مبتکر، انسان ارزش محور پرتلاش شکیبا، انسان تزکیه و تطهیر شدۀ از درون و برون، انسان تزئین یافته و آرایش شده با لطایف و مکارم ارزشی و در یک کلام: انسان خداگونۀ عاشق پیشه نیازمند می باشد.
     انسانی که با کردار معناجوش و ارزشبار خویشتن، هدف تعالیمند خود را به نمایش گذاشته؛ خود، توجیه پرجذبۀ حضور و تشخص خویشتن باشد. چرا که فقط در اوضاع و احوالی از این دست می باشد که جوهر تمدن انسانی می تواند حضور معنادار و تحقق ارزشبار خود را عیناً و عملاً به نمایش گذاشته: پوشیدن لباس ـ ولو که همراه با تنوع طلبی های شکلی و یا محتوایی ـ معنادار شود؛
     خانه ها و ساختمانهای متنوع، چه امروزی و چه دیروزی جایگاه و هدف انسانی خود را باز یابند؛
     ماشین های رنگارنگ مفید و مؤلد، در خدمتِ تحقق و شکوفائی ارزشها و آرمانهای « محبت محورِ » انسانی قرار گیرند!

     خیابانها حرکت رازبار، کمال محور، انس آفرین و روحنواز انسانهائی را ترنم نمایند که با طهارت، اخلاص و عشقی بشکوه و برکتبار در طریق وداد، برادری و تعبد، از جان و دل و عقل و اشراق ـ و نه از جهل و غفلت و وهم پندار و خدعه و ستم و... ـ سرمایه گذاری نموده و در تلاشند! و در یک کلام: همه چیز به صورتی ایثارگرانه، مشفقانه، محبت پرورانه و متعبدانه در خدمت تحقق صورت انسانی، هویت الهی و ارزشهای ربانی همۀ افراد جامعه بوده و در مسیر کسب رضا و لقاء حضرت معشوق با یکدیگر محبت ورزند.



[1] ـ قسمتی از دستاوردهای دانشمندان را در زمینۀ موارد یاد شده، انتخاب و برون نویسی کرده بودم که به دلیل روشنی مطلب و افزوده شدن بر حجم این نبشته، از نقلشان دیده بر بستم.

[2] ـ یعنی حیوانیت در وجودش مرده و خود از سیطرۀ غریزه و جنبه های حیوانی به نحوی کاملاً معنیدار آزادی حاصل کرده باشد.

خواندن 1508 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 03 بهمن 1392 09:58

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار