یکشنبه, 06 بهمن 1392 10:04

پاینده ستیزی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

      همۀ واقعیت ها مؤید آنند که اگر تا دیروز امر بقا و پایندگیِ جنبه هائی از وجود انسان ( = روح، نیت ها و اعمال او ) برای عده ئی بی پایه و یا مستبعد می نمود، امروز قسمتی از دستگاهها، ابزارهای صنعتی مورد نظر، مورد اعتماد و تأیید علماء و به صورتی بسیار افراطی و متعصبانه طرفداران مذهب تکنیک این واقعیت را ثابت و تأیید می دارند که نه تنها هیچ چیزی به صورت مطلق نابود شدنی نمی باشد که هیچ جنبه ای از جنبه های وجودی انسان، ولو که پنهانی ترین و ظریف ترین حرکت باطنی و یا خاطرۀ درونی او اصلاً نمی تواند فناپذیر باشد، هر چند که اصل تحول ظهور و حضور و خلق و لبس و ادامۀ هستی در شأن و یا جلوه ای دیگر به قوت خود باقی است.
      بر مبنای همین برداشت، اگر دیروز تلاش برای بقا و پایندگی نیروها و امکانات وجودی انسان امری بیهود و باطل می نمود، امروز بی توجهی و گریز از حوزۀ تلاشهای پاینده و ماندگار ـ چه در زمینۀ ابعاد، نیروها و استعدادهای درونذات و چه برونذات ـ امری ابلهانه می نماید. و لذاست که در دنیای تکنولوژی که از دیدگاهی ویژه، دنیائی کاملاً مادی، مرده، بی احساس و بدور از هرگونه معنا می نماید، عیناً و عملاً دو نگرش و گرایش غالب و انکار نابردار استیلا و حاکمیت دارد:
      الف ـ نگرش سودپرستان، که متعلق به طرفداران مذهب سود بوده و اجباراً مبلغ مصرف ( = تخریب و تلاشیِ طبیعت، ابزار و انسان ) برای رشد اعداد سود می باشد. در این گرایش پاینده ستیزی بیشتر نمودار بوده، اینان از ابزار و طرحهائی برای فروش و مصرف و... جانبداری می کنند که طول عمرشان از مدت زمانی که طرح و مدلِ جدید را وارد بازار می سازند بیشتر نباشد! زیرا که در غیر اینصورت، کارخانه از سود دهی باز خواهد ماند!
      این تلاشها که در سیاست اقتصادی جهان فن سالاری حاکمیت مطلق، استیلای فرعونی و تقدسی شگفتی زای یافته، نه تنها استثمارگرانه و ضد انسانی است! که بر مبنای نگرشی ویژه، همۀ چیزها را به ویرانی، فساد و تلاشی کشانیده، حتی حقیقت وجود گردانندگان این مذهب و « شخص سود » را نیز به مزبلۀ فساد و بی معنائی غرق می دارد.
       باء ـ نگرشِ ـ به اصطلاح ـ ارزش گرایانه که می کوشد قسمتی از وسایل و ابزار صنعتی را طوری طراحی کرده و بسازد که از نظر دوام و بقا نیرومند بوده و حوادثِ متنوع نتوانند در ارکان وجودی آنها خللی وارد سازند، تا اگر بر اثر حوادثی « نظام کنونی تکنولوژیک و... » دچار از هم پاشیدگی شد، آنها ـ و یا طرح، روشِ ساخت و پرداخت و بهره گیری آنها ـ باقی مانده و نسلهای هزاره های بعدی با مشاهدۀ آنها بتوانند به فهم گوشه ئی از اصول و آثار « نظام تکنولوژیکِ کنونی » پی ببرند.
       اما بر خلاف این نگرش معمول در نزد پیروان مذهب فن سالاری، اکثریت مطلقِ سود پرستان این نظام، با استفاده از زمینه های متنوع ـ که به گوشه هائی از آنها در بخش های قبلی اشاره شد ـ فقط برای تداوم آقائی خود، تمرکز قدرتِ در دستِ خود، ازدیاد سود بی مصرف بی معنای خود، زیر سلطه داشتن همنوعان ـ و حتی برادران ـ خود و...، عملاً پایندگی ستیزی را تبلیغ کرده، جانبداری نموده، عمق و گسترش بخشیده و استیلاء هستی برانداز آنرا ناچار از پذیرش قلمداد می کنند. تلاشهای سیاسی این مذهب باعث شده است تا هم خود و هم پیروان خودباختۀ اینان نه تنها از باور، اتکاء و دلبستگی به زندگانی جاودانیِ عالم آخرت غافل و فراری و با احساس و درد دلنواز جاودانگی بیگانه باشند، که باعث شده است با جلوه های پایندۀ همین حیات سه پنجی نیز بیگانه و در ستیز باشند.
       جلوه ها و مظاهر این ستیز ابلهانه تا بدانجا گسترده، بی پرده و رسوائی آور می باشد که امروز حتی هر بچه مدرسه ای دنیای شرق با برخی از نمودهای آن آشنائی پیدا کرده است! بطور مثال، اینان به جای جانبداری از ماشین عقل ـ که واهب و سازنده اش آفریدگار جهانیان می باشد و آثار دیرپا، جاودانه و افتخاربخش وی، آنهم نه تنها برای درک دقیق و معقول هستیِ خود و... که برای ایجاد جهانی خردورز، خردپذیر، خردمحور و... ـ از « آتاری، سه گا و... » جانبداری می کنند!
       اینان به جای جانبداری و بهره جوئی از کارخانۀ قدسی بنیان اخلاق، که جز آثار و ارزشهائی فناناپذیر انسانی، مکارم اخلاقی و ربانی و... تولید نمی کند، از کارخانه های تولید وسایل هوسهای ابلیسی، سرگرمی های شیطانی و زمینه هائی جانبداری می کنند که خودشان « از شدت نفرت انگیز و خجالتبار بودنِ اسم آنها » از آنها با نامهای رمزی و... یاد می کنند!
       اینان به جای جانبداری و بهره وری از نرم افزارهای واقعی ( عشق و عرفان و اخلاص و توکل و رضا و احسان و اشراق و ایثار و... ) که زمینۀ شهود « سرّ وجودی » خودِشان و کشف ملکوت اشیاء و اشخاص را برایشان آماده داشته و حقیقت احساس، سکر و لذتِ پایندۀ معنادار را به نمایش می گذارد، از نرم افزارهائی پریشان سازندۀ احساس ها، عاطفه ها، تجربه های خام و نپخته جانبداری کرده و سرانجام همچون ابلهانِ دامِ مستی، سر از افتخارات پست مدرنیسم بدر می کنند.
       اینان به جای جانبداری از عزتِ پایدار الهی، از ذلتِ چند روزۀ ریاست پرستی؛ به جای تکیه زدن بر متکای فناناپذیر غنا و قناعت، به متکای بی ریشۀ ثروت بارگی و سودپرستی؛ به جای روی کردن به آرامشِ معنیدار روحانی، که جانشان را از هر آنچه بدان نیاز ندارند آزاد می سازد، به حرصِ داشتنی های رنگین آرامش زدای؛ به جای اقبال به آزادگی همیشه ماندگار، به اسارتها و وابستگی های متنوع؛ به جای برخورداری از نشاطی قدسی و معنوی، به نشاط نماهای زادۀ بازیها و بازیچه های شهوانی و... پناه می برند!
       به هر حال، آنچه در این روند بلاهت بار بسیار جالب و قابل تأمل می نماید اینست که: اولاً این تلاشها را عالمانه و متمدنانه پنداشته و بدانها افتخار می کنند! و ثانیاً خیال می کنند که با رویکرد به این گرایشها، به خود و به منطق زندگانی خود، به سعادت و شرافت و آزادی و آرامش و... خویشتن خدمت می نمایند!

خواندن 1550 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « مرگ محوری آزادی ستیزی »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار