یکشنبه, 06 بهمن 1392 10:45

انهدام نظام ارزشی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     «... ویل دورانت نویسنده و فیلسوف آمریکائی... که نمی توان از دشمنان این تمدنش دانست، چه وی پیشرفتگی و رشد سریعی را که مجموعاً در این تمدن وجود دارد، سخت ستایش و تحسین می کند، رویهمرفته با دین نیز نظر موافقی ندارد و بخصوص نسبت به اسلام، آشکارا عناد می ورزد و...» دارد که:
     « مردمان ایمان خود را از دست داده از پرهیزگاری سابق به لجام گسیختگی فعلی روی آورده اند.
     آخرین عامل مهم تغییر اخلاق، جنگ اول جهانی است. در این جنگ، عادت به همکاری و مسالمت که با صنعت و تجارت، رشد یافته بود از میان رفت. جنگ، مردان را به خشونت و فحشاء معتاد ساخت و هزاران نفر که پس از جنگ به خانه برگشتند وطن خود را مرکز سرایت اینگونه امراض اجتماعی قرار دادند. در نتیجۀ کشتار کورکورانه، قیمت حیات کاهش یافت و امراض روحی جنائی و دسته های راهزنی پیدا شد. میلیونها مردم، عقیده به عنایت الهی را از دست دادند و اتکاء به عقاید دینی از ضمایر، رخت بربست. پس از پایان جنگ و دورۀ ایدآلیسم، نسلی پیدا شده که آرزوها و رؤیاها را از دست داده و به بی عفتی و بداخلاقی گستاخانه و « اصالت خود » گرائیده است. دولت ها از مردم جدا شده اند و طبقات نزاع خود را از سر گرفته اند و صنایع بدون اینکه منافع عمومی را ملاحظه کند فقط سود خود را در نظر گرفته است. مردان از مسئولیت ازدواج شانه تهی کرده و زنان تن به بردگی نابود کننده ئی داده اند و یا طفیلیان فاسدی گشته اند. جوانان آزادیهای تازه ئی بدست آورده اند که از اختراعات حاصل از عشق بازی های پیشین تقویت شده و در عرصه ی زندگی و هنر و در معرض میلیونها محرک عشقی و جنسی قرار گرفته اند. » ([1])

      هربرت مارکوز دارد که:
     « علم امروز طبیعت چیزها را در جامعه به خاطر توجیه خردمندانه ی بهره گیری و سرکوبی فرد تعریف می کند. در حالی که نشانۀ معرفت راستین، آزادی ذهن از اینگونه مفاهیم است. ... پیوستگی وجودشناسانه و متزلزل عقل و شهوت ( لوگوس ارس ) دیری است که از هم گسسته ولی خردگرائی علمی جای آن را گرفته است. در این خردگرائی از ارزشهای معنوی نشانی نیست و حوزه ی شناخت آن محدود به طبیعت است. » ([2])

    « ج. ک. گالبرایت خاطرنشان می سازد که ذوق تکنولوژیک یکی از ارزشهای مسلط جوامع غربی است و هدف های دیگر از آن جدا می شوند. از اینرو هیچ گونه روش قابل پذیرشی وجود ندارد که « برتریهای دستاوردهای اکتشافات فضایی را نسبت به کمک به فقراء اندازه گیری کنیم... فضیلت مطلق پیشرفت تکنولوژی بار دیگر پذیرفته می شود »؛ و... » ([3])
     « ندانم کاریها و جنایات متداول در جامعة توتالیتر، رسم و راه صحیح زندگی به شمار می آیند و حماقتهای سیاسی یا اقتصادی از طرف جامعه مورد پذیرشند. » ([4])
     « تاریخ تکنوپولی از مبانی و پایه های اخلاق عاری است، به جای آن، کارآیی، اشتیاق تجاری و پیشرفت اقتصادی قرار خواهد گرفت. نظام تکنوپولی به انسانها وعده می دهد که بهشت را از طریق مظاهر دلنشین پیشرفت و توسعۀ تکنیک، در روی زمین فراهم خواهد ساخت. نظام تکنوپولی تمام روایات سنتی و همۀ مظاهری را که به جامعه نظم و تعادل می بخشیدند، به کنار زده و بجای آنها تاریخ خود را می نشاند که عناصر آن را توانایی و استعداد صنعتی، دانش کارشناسی و بالاخره سرمستی ناشی از اسراف و مصرف گرائی تشکیل می دهند. » ([5])
     « تبلیغات سود پرستانه، نمای خارجی جهانی یک ساحتی است که در آن مقام انسان از یاد رفته، بدها نیک و نیکها بد معرفی شده اند تا فرد از یاد رفته بتواند نقشی را که جامعه بدو تحمیل کرده در شرایط مساعدی انجام دهد. »([6])



[1] ـ لذات فلسفه، به نقل از: ادعانامه ئی علیه تمدن غرب، ص 239 و 240

[2] ـ انسان تک ساحتی، ص 160

[3] ـ تکنولوژی و فرهنگ، ص 199

[4] ـ انسان تک ساحتی، ص 227

[5] ـ تکنوپولی، ص 233

[6] ـ انسان تک ساحتی، ص 128

خواندن 1440 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار