یکشنبه, 06 بهمن 1392 13:57

بیگانگی و درماندگی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

      اریک فروم در کتاب « گریز از آزادی » می نویسد:
     « با وجود تفوق درخشان آدمی بر طبیعت، متأسفانه اجتماع در ضبط نیروهائی که آدمی خود بوجود آورده موفق نیست. تا آنجا که غرض جوانب فنی قضیه است، نظام تولیدی ما نظام معقولی است، ولی وقتی جوانب اجتماعی این نظام در نظر آورده می شود، وضع نامعقول آن به ظهور می رسد. ... انسان دنیائی برای خود بوجود آورده، خانه و کارخانه بنا کرده، دست به تولید اتومبیل و لباس و غلات و میوه زده است، اما در عین حال از حاصل زحمت خویش بدور مانده و نسبت بدان بیگانه شده است. دیگر بر جهانی که بوجود آورده حاکم نیست بلکه این جهان است که بر او حکومت می کند... کیفیتی که در روابط انسان جدید و همنوعانش به وجود آمده، احساس تنهائی و ناتوانی را تشدید می کند. کیفیت انسانی و سر راست از رابطۀ واقعی میان افراد رخت بر بسته و در عوض روحی پدید آمده که هدفش دست کاری و آلت قرار دادن دیگران است حاکم بر روابط شخصی و اجتماعی، قوانین بازار است. شک نیست که از لحاظ انسانی، رابطۀ بین رقیبان جز بر پایه بی اعتنائی متقابل استوار نتواند بود، و الا هر یک در به انجام رسانیدن هدف اقتصادی خود یعنی مبارزه و عند الزوم نابودی اقتصادی دیگران ناتوان می شد. » ([1])



[1] ـ گریز از آزادی، ص 8 ـ 127؛ به نقل از: سرمایۀ تاراج رفته، ص 85 و 86

خواندن 1514 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 27 اسفند 1392 12:50

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار