دوشنبه, 21 بهمن 1392 09:43

سیّم ـ حیات محوری

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     این تمدن به صورتی ذاتی و جوهری رو به حیات داشته و لاجرم، با اعراض از هر آنچه بیجان و مرده طبع و در جهت مرگ باشد، تلازم دارد. باید اشاره کرد که در اینجا، مراد از حیات، همان حیات طیبۀ معنادار انسانی است و نه صرف « درّاکِ فعّال » بودن حیوانوار!
     طبیعت ذاتیِ این تمدن ایجاب می کند تا نگرشها و گرایشهای فرزند آدمی به گونه ئی طراحی و جهت داده شوند که « نتیجه » به نفع رشد، توسعه، تعمیق و شکوفائیِ « حیات انسانی » تمام شود، که امری است اصیل و درونذات؛ و نه به نفع ابزار و اشیائی که حیات معنادار وی را به بازی می گیرند!
     به دیگر سخن، تمدن انسانی پویائی، نشاط، رنگینی، شکفتگی و... را به ابعاد و زمینه هائی متوجه ساخته و هبه می کند که با ذاتِ نورین حیات، حقیقت وجود و جانِ فرزند آدمی، یگانه اند. این باعث خواهد شد تا انسان از عمق ذات خویش انگیخته شده، با همۀ هستی خود پویا شده و با همۀ حیات، آزادانه و سرافراز، « حقیقتِ آرامش و نشاط » را « در خود و از خود » تجربه نماید! در حالی که نظام ابزارمحور، پویائی ذاتی را از انسان دزدیده و به ابزار سپرده و نشاط معنیدار را از گلستان باطن وی برون انداخته و او را مجبور می دارد تا « از برون » و اغلب از طریق خریدن، داشتن و مصرف کردن وسایل غفلت بار برونی، جستجو نماید!

خواندن 1436 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 08 فروردين 1393 15:13

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار