دوشنبه, 21 بهمن 1392 10:45

شانزدهم ـ غنامندی و غنابخشی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     یکی از ویژگیهای تمدن معنیدار، غنامندی و غنابخشی جوهری او می باشد؛ این امر باعث می شود تا انسان از دامهای متنوع وابستگی به اشیاء و اشخاص و امور و احساس نیاز به زمینه ها و مواردی که وهم و خیال بزرگ و مهم و ارزشمندشان قلمداد کرده است، رهائی حاصل نموده به نوع ویژه ئی از آزادی و آزادگی که جز از همین طریق فراچنگ نتواند آمد، نایل آید.
     این اصل، که از چشمۀ حیاتبخش بصیرت سیراب شده و شادابی و طراوت حاصل نموده و از نور معرفت بالا خزیده است، انسان را متوجه « نیازهای » اساسی و واقعی وی ـ که تکامل و شکوفائی هوشربای فطرت الهی او را در قبضۀ خویش دارند ـ ساخته، میان زمینه ها، ابزار، جهت و پیامدهای مربوط به این زمینه، با زمینه ها، ابزار، جهت و پیامدهای مربوط به « نیازنما » هائی که شیاطین غدّار در برابرش قرار می دهند، خط فاصلی به روشنائی سپیده می کشاند. ([1])
     آنچه آمد مؤید آنست که تمدن می کوشد تا نیازهای انسان را در زمینه های مادی و احیاناً داشتنی، به حداقل ممکن برساند. زیرا هر چه نیازها بیشتر باشد، دلهرۀ به دست نیاوردن بیشتر و احساس فقر، نیازمندی وابستگی و تألم زیادتر خواهد بود. طبیعی است، آنیکه دچار احساس فقر و دلهرۀ دوری از نیازها می باشد؛ هرگز نخواهد توانست خود را سالم و کامل و اشباع شده احساس نماید!
     آنچه در این رابطۀ ویژه به شدت قابل تأمل می باشد، اینست که: بر خلاف کتله های سودمحور، بر خلاف کتله های ابزارمحور، بر خلاف کتله های قدرت محور، شهرت محور و لذت محور، که شدیداً خود را اسیر، وابسته و نیازمند به امکانات مادی و برونذاتی ـ آنهم در حدی وسیع و عمیق ـ احساس کرده و بدون حضور آن امکانات از آن کتله ها نیز اثر و خبری نتوان گرفت، تمدنِ معنادار انسانی فقط به نگرشهای کاملاً خردمندانۀ خدامحورانه و گرایشهای خالصاً متعبدانۀ مهر پرورانه متکی بوده و از برون، حتی برای تحقق آزادی، آرامش، عزت، شوکت، طهارت و... به نحوی شگفتی انگیز بی نیاز می باشد.
    آنچه را انسان غیر متمدن ( کتله هائی هوس محورِ خرد ستیزِ دین پیرای ) به روشنی درک کرده نمی توانند اینست که اولاً، توسعۀ مادی و رفاهی فرع بر این امر است؛ ثانیاً، اگر تمدن معنادار انسانی، بر مبنای همان باورها، ابزار، روشها و اهداف تحقق پیدا کند، هم توسعۀ علمی در ابعاد مختلف و ممکنِ خود بسیار بیشتر از آنچه هست، خواهد شد؛ و هم، همۀ این امکانات، در جهت تحقق هویت ناب و استعلائی انسان به کارگرفته خواهد شد. در حالی که در شرایط امروزی، کلیۀ دستاوردهای علمی و مادی در جهت تحقیر، تفسید و تلاشیِ هویتِ ربانی و در مسیر غافل سازی او از خود الهی انسان فعال ساخته شده و نظام فن سالار، با همۀ توان و تلاش و نیرنگ می کوشد تا نیازنماهای انسان را بیشتر ساخته و مهم تر جلوه دهد! زیرا این نظام، اصل را بر سودِ وهم بنیانِ بیشتر نهاده است. روشن می باشد که این هدف برآورده نخواهد شد مگر از طریق تولید و مصرف بیشتر؛ و این خود، نیرنگ کُهنه زدائی، مدگرائی، تنوع طلبی و... را ایجاب می نماید!
     به هر حال، بررسی های واقع بینانه در مورد اسیران این دامچالۀ متعفن و هویت برانداز مبین آنند که چون در این فرایند، فرد هرگز: نه می تواند مصرف خویشتن را با انبوه تولید کنندگان همآهنگ و همطراز سازد؛ چرا که آنان بسیار اند و این فقط خود اوست! نه می تواند با انبوه طراحان و مدسازان حرفه ای افسون کار دست و پنجه نرم کرده، خود را از دام وسوسه های رنگین آنان رهائی بخشد؛ نه پولش یارائی قرار گرفتن در میدان رقابت مصرف را دارد؛ نه وقتش ... و نه ...؛ لذا آنچه بر این موجود بدبخت تحمیل می شود، از یکسو فوران احساس نیازنماهای تازه و کاذب است و از دیگر سو، حسرت نداشتن، نتوانستن و نیافتن.
    روشن است که قرار گرفتن در موضعی این همه تحقیر کننده و موقعیتی این همه رنجبار، نه تنها انسان را از توجه به جنبه های متعالی وجودش غافل و منحرف می سازد که هر آن بر رنجش افزوده و بر احساس بدبختی و فلاکت وی می افزاید. و این مصیبتی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت.



[1] ـ توضیح مطلب را شایسته آنکه از « نمودها و مؤلفه های حیات و حاکمیت رحمانی » پیگیری نمائید.

خواندن 1264 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 09 فروردين 1393 08:58

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار