چهارشنبه, 23 بهمن 1392 09:14

نهم ـ ترسیم پیوندها و رابطه ها

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

     از آنجا که جهان ـ اعم از اینکه جمادی باشد یا نباتی، حیوانی باشد و یا انسانی ـ با کلیۀ ابعاد پیدا و پنهانش بر مبنای رابطه ها استوار و بر همین مبنا اداره شده و سیر کمالی خود را به سوی نوعی کمال طی می کند، اگر بگوئیم: یکی از عمده ترین وظایف نویسنده در کار ارائه ی تحلیل، شناخت و شناسانیدن پیوندها و رابطه هایی است که میان واقعیت ها، رویدادها و... موجود می باشد، سخنی به گزاف نگفته ایم.
     با اینهمه آنچه عیناً واقعیت دارد و اعتراف به آن هرگز مایۀ سرافکندگی نتواند بود آنست که:
    1 ـ ارتباط متنوع و مختلف الجهات میان پدیده ها وسیع و نامحدود است؛
    2 ـ وسایل و توان کشف و درک اکثریت مطلق ما انسانها محدود و نارساست؛
    3 ـ ارزش برخی از پیوندها اندک و قابل اغماض بوده و برخی دیگر کاملاً بخلاف آن؛
    4 ـ برخی از پیوندها علل اصلی و محوری بسیاری از آثار و پی آمدهایند و برخی دیگر به عکس، خود معلول می باشند؛
    5 ـ اثر برخی از پیوندها بسیار قوی، سریع و تعیین کننده بوده و بعضی به عکس؛

     به هر حال اینکه تحلیل گر، در زمان تحقیق و پرورش مطلب، به کدام یکِ از پیوندها و رابطه ها دست پیدا کرده و از آنها در پرورش و تحلیل نوشته اش بهره می گیرد، در نتیجه گیری از تحلیل ـ و اگر خواستی بگو: در رسیدن به هدف نهایی ـ اثری مستقیم و تعیین کننده دارد. لذا، وظیفۀ تحلیل گر متعهد آنست تا:
    الف ـ از میان انبوهی از پدیده ها، پدیدۀ مورد نظر و رابطه های متنوع آن را با سایر پدیده ها شناسایی و ممتاز نماید. این کار باعث می شود تا از یک طرف محدودۀ مطالعه و تحقیق و از طرف دیگر، حوزۀ تلاش نویسنده برای تحلیل مشخص شود.
    باء ـ پیوندها و روابط ثابت از متغیر جدا شوند؛ زیرا که واقعیت ها متنوع و حتی متضاد اثبات کنندۀ این دعوا اند که: برخی از روابط و پیوندها شکل و موقعیت قانونی و ضروری داشته و ناچار ثابت می باشند؛ مانند: رابطۀ ظلم و فساد و تلاشییِ جامعه؛ و لذاست که به عنوان یک قاعدۀ ضروری و قانونی گفته شده است که: اَلْمُلْکُ یَبْقی مَعَ الْکُفْر وَ لا یَبْقی مَعَ الظُلْم ، و یا مانند رابطه های ضروری میان «اصل وابستگی و نفی آزادی»؛ «فقدان رهبری و بروز انحراف»؛ «پذیرش استعمار و هویت باختگی»؛ «پذیرش ظلم و بردگی» و صدها مورد دیگر. و برخی دیگر متغیر و در حال تحول، کمال و رشد، ضعف و بی حالی، عوض شدن و... می باشند.
    لازم است تا یادآوری شود که: هر کدام از ایندو دسته، با پدیده های برون از خویش در پیوند و ارتباط بوده و رابطه های متعدد، مختلف و متضادی را ایجاد کرده اند.
    به هر حال آنچه گفتنش ساده و پذیرفتنش آسان می باشد اینست که: رابطه ها انواع گوناگون و بسیار متعددی دارند؛ ما بدون آنکه به ارائه ی شرح و مثال پردازیم فقط بذکر فهرستوار گونه هایی از آنها بسنده می داریم:
   رابطۀ پایدار و ناپایدار؛ رابطه های همگونی که پی آمدهای مختلف دارند و به عکس؛ رابطۀ یک طرفه و دو طرفه؛ رابطۀ آشکار و نهان؛ رابطۀ باواسطه و بی واسطه؛ رابطۀ کمی و کیفی و دو جهته (کمی  ـ کیفی و به عکس)؛ رابطۀ مادی و معنوی؛ رابطۀ عاجل و آجل؛ رابطۀ فکری ـ عقیدتی؛ رابطۀ عاطفی ـ خویشاوندی؛ رابطۀ سازمانی ـ گروهی ـ رابطۀ اقتصادی ـ مالی؛ رابطۀ اطلاعاتی ـ اعم از فرهنگی و جاسوسی ـ رابطۀ محتوا و شکل ـ رابطۀ تخریبی و تعمیری؛ رابطۀ ظالم با مظلوم؛ رابطۀ ظالم و مظلوم با انظلام؛ رابطۀ ظالم با ظالم؛ رابطۀ سلطه گر با زور؛ رابطۀ سیاسی سلطه گر با زور؛ رابطۀ فرهنگی سلطه گر و زور؛ رابطۀ نظامی سلطه گر و الحاد؛ رابطۀ اقتصادی سلطه گر و هوای محوری؛ رابطۀ تعاونی و سازنده در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، هنری و... که بیداری و رشد می آورد و صدها نمونۀ دیگر.

    منتها آنچه تذکرش را واجب می شماریم اینست که: نویسنده می باید تا به شدت متوجه:
    یکم ـ روابط ارکان موضوع با هم و با اجزاء آن بوده و آنچه را ضروری و نافع می داند شناسایی و معرفی نماید؛
   دوم ـ روابط ارکان و اجزاء موضوع مورد نظرش را با علل و معالیل شناسایی کرده آنچه را به هدف نویسنده و تحلیل مفید و مؤثری می یابد به رشتۀ تحریر آورد؛
   سوم ـ هر دستۀ از این روابط را در قدم اول با ارزشها و ضد ارزشها و در گام دوم با نفع برندگان و زیان دیدگان و... شناسایی، ارزیابی و تبیین نماید؛
   چهارم ـ رابطۀ میان شکل و محتوای موضوع و مسایل مورد نظر را شناسایی و هرکدام را در جای خودش ارزیابی و شرح نماید؛ زیرا که این رابطه در بیشتر مسایل و رویدادهای اجتماعی و انسانی وجود داشته و کشف و فهم آن فرد را در تحلیل رویدادها یاری داده و در تصمیم گیریها کمک می نماید؛ چنانکه فهم و کشف رابطۀ مثلاً میان محتوا و شکل انقلاب خود ما و یا: میان شکل و تهاجم فرهنگی، فرد را در هر دو زمینۀ یاد شده یاری می رساند!

    آنچه در پایان این بخش از وظایف نویسندگی قابل تذکر می نماید آنست که:
    اولاً، هر محتوایی، متناسب با مؤلفه ها، جهت، ارزشها و هدفی که دارد و یا ارائه می دارد، شکلی متناسب خودش داشته و هیچ محتوایی را بدون شکل ظهور و بروز نتوان سراغ داد؛
    ثانیاً، با آنکه این بخش (بخشِ مربوط به رابطه ها و پیوندها) به کشف و بررسی پیوند و رابطه های متنوع در میان پدیده ها می پردازد، در واقع: نوعیتِ کیفی و کمی  ارتباط و بگونۀ غیرمستقیم، علت ظهور و بروز پدیده ها را کشف و بررسی می دارد!

خواندن 1485 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 09 فروردين 1393 09:21

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار