چهارشنبه, 23 بهمن 1392 11:16

الف ـ روش پرسشی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

      به طور کلی اگر در زمینة تحلیل و پرورش متن، برخی از پرسشهای اساسی طرح شده و سپس پاسخ دقیق خود را بیابند، هم ذهن فرد از تنگنا و سر در گمی برون می شود؛ هم فکر از بن بست نجات یافته مجال تحرک و پر و بال گشودن در محدودۀ موضوع را پیدا می کند و هم خود امر تحلیل ـ از نظر ساختار و طراحی ـ موقعیت شایسته و لازم خود را پیدا کرده و تثبیت تواند کرد.

      آنچه در این رابطۀ ویژه به تذکرش می ارزد اینست که: از یکطرف، این پرسشها در هر مورد و زمینه یی به نحوی کاملاً ویژه مطرح شده و پاسخ ویژۀ خود را می طلبد؛ و از طرف دیگر، به همان میزانی که ذهن نتواند برای مسئله و موضوع مورد نظر پرسشهای بیشتری طرح نماید، به همان میزانی که دامنۀ مطلب گسترش یافته و موضوع پرورش می یابد؛ منتها باید ـ و صد البته که هم باید و هم شاید ـ پذیرفت که: بر نویسنده لازم و واجب است تا از میان پرسشهای بیشمار و بسیار متنوع، فقط به انتخاب آنهایی همت گمارد که: اولاً: با متن موضوع رابطۀ تنگاتنگی داشته؛ ثانیاً: در تحقق هدف وی مؤثر بوده؛ ثالثاً: پاسخ گفتن به آنها مطلب را تا حدود مورد نظر باز، شرح و معرفی می کند؛ رابعاً: بی توجهی به آنها مطلب را گنگ و نارسا ساخته، نوشته را ناقص، ابتر، کم اثر و کم جاذبه ساخته و خام جلوه می دهد. زیرا: پرداختن به کلیۀ پرسشهایی که در رابطۀ با موضوع به ذهن می رسد، چه بسا که مطلب را دچار «اطناب ممل» بیربطی، حشو و زواید، کم جاذبه و بی اثر سازد.
     به هر حال برای اینکه خود این مطلب ناقص و گنگ باقی نماند، می کوشیم تا بخشی از پرسشهایی را که در زمینه و موارد مختلف این روش، کاربرد عملی توانند داشت به عنوان نمونه مطرح نموده، تلاش بیشترِ عملی را به مبتدی تجربه اندوز وا می گذاریم.

     یکم ـ پرسشهایی که در مورد اشیأ می توان عنوان کرد
     1 ـ چیست؟ که تعریف پاسخ آنست؛
     2 ـ چه ارکان و اجزایی دارد؟ که تجزیۀ علمی پاسخ آنست؛
     3 ـ چگونه است؟ که بیان «کیفیت پاسخش»؛
     4 ـ از چه زمانی است؟ که «پیشینة تاریخی پاسخش»؛
     5 ـ برای چه و یا: برای که است؟
     6 ـ از کجا، در کجا، تا کجا، به کجا و...؟
     7 ـ چه آثار و نشانه ها و پی آمدهای مثبت و یا منفی دارد؛
     8 ـ چه مقدار، تا کجا، در چه زمینه و محدوده یی اثر دارد؛
     9 ـ کی و در چه شرایطی اثر می کند؛
    10 ـ زمینه های تحقق، شکوفایی و تداومش کدام اند؛
    11 ـ آفت های وجودیش کدام هایند؛
    12 ـ ابزار عملش چه می باشد؛
    13 ـ جهت عملش کدام (ارزشی و یا ضد ارزشی، مثبت و یا منفی و...) است؟
    14 ـ که از آن سود می برد و که زیان؟
    15 ـ چه سودها و زیانهایی می برند؟
    16 ـ چگونه، با چه وسایل، با کدام روش و در چه شرایطی می توانش به چنگ آورد و از آن بهره برد؟
    17 ـ چگونه، در چه زمانی و با چه روشی می توان از زیانهایش کاست و کناره گرفت و ده ها پرسش مهم دیگر؛ چنانکه مثلاً هرگاه شیئ یاد شده صنعتی و ساختۀ دست بشر باشد می توان پرسشهایی از ایندست به موضوع افزود:
    از چه ساخته شده؛ چه کسی، کی، چرا، در کجا و به چه شکل و قیافه یی او را ساخته است؟
    چگونه، و در چه شرایطی او را ساخته است؟ به چه کار می آید؟ چه گونه و در چه شرایط و اوضاعی کاربرد بهتری دارد؟ چه ارزش وجودی و یا انسانی دارد؟ انسانها چه نیازی به او دارند؟ چه مقدار در تحقق سعادت و تکامل آنان به آنها کمک کرده می تواند؟ چه مقدار از رنج شان کاسته و براحتی شان می افزاید؟ و دهها پرسش دیگر. منتها همانگونه که قبلاً هم یادآوری شد، لازم و ضروری است که نویسنده در میان این پرسشها به گلگشت پرداخته، آنچه را شایستة طرح و شرح می داند گلچین نموده، پس از مطالعه، تحقیق، تدقیق و... به پاسخ آنها همت گماشته و نوشته را پرورش دهد؟

     دوم ـ پرسشهایی که در مورد اندیشه ها می توان مطرح کرد
    1ـ چیست و در چه رابطه یی است؟ زیرا که اندیشه های مختلف انسانی، زمینه های مختلفی از حیات وی را احتوا نموده و هر کدام به بعدی و زمینه یی مربوط می باشد.
    2 ـ از سوی چه کسی طرح شده است؟ در این مورد، هم می شود که تنها بذکر نام وی بسنده کرد.([1])
    3 ـ برای چه هدفی طرح شده است؟
    4 ـ چرا و به چه دلیلی طرح شده؟
    5 ـ چه زمانی طرح شده است؟
    6 ـ برای چه کسانی طرح شده است؟
    7 ـ با چه کیفیتی طرح شده است؟
    8 ـ از چه پختگی عقلانی، اخلاقی، عرفانی، عاطفی و... برخوردار است؟
    9 ـ چه آثار و پی آمدهایی ـ اعم از مثبت و منفی ـ دارد؟
   10 ـ چه جهت گیری ئی را القاء و ابلاغ می کند؟
   11 ـ چه ضرورتی آنرا سامان بخشیده است؟
   12 ـ فائدۀ توجه به آن چه؟ و زیان بی توجهی بدان کدام است؟
   13 ـ در چه شرایطی کاربرد بهتر دارد؟
   14 ـ زمینه ها و محدودۀ اثرگذاری و اثرپذیری آن کدام هایند؟
   15 ـ چه رابطه ئی با رشد و سعادت انسانی دارد؟
   16 ـ آنچه مایۀ گسترش، کمال و شکوفائیش می شود، چیست؟
   17 ـ آفتهایش کدام بوده و از چه طریقی او را تهدید می کند؟
   18 ـ نارسایی ها و دلایل این نارسایی ها کدامند؛
   19 ـ چگونه می توان اصلاحش کرد و جهتی مطلوب بخشید؟ و دهها پرسسش دیگر، که می باید، نویسندۀ نوآموز با شکیبایی و دقتی طاقت شکن آنها را کشف، طرح و سپس مورد گزینش قرار داده و نوشته اش را، با پاسخ گفتن دقیق به آنها پرورش داده و ارائه نماید.

     سوم ـ پرسشهایی که در مورد افراد می توان عنوان کرد
    1 ـ چه کسی است؟
    2 ـ فرزند کی؛ از کدام تبار است؟
    3 ـ کی بدنیا آمده است؟
    4 ـ به کجا بدنیا آمده است؟
    5 ـ شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، عقیدتی و... دوران وی چه بوده اند؟
    6 ـ با که همدوره، همدرس، هم نشین، همراز، هم جهت و... بوده است؟
    7 ـ از چه کسانی اثر پذیرفته است؟
    8 ـ چه جهت گیری های عقیدتی، سیاسی و... داشته است؟
    9 ـ با چه نگرشهایی مجهز و به چه گرایشهایی ـ اعم از مثبت و یا منفی ـ معتاد بوده است؟
   10 ـ چه آموخته است؟
   11 ـ از چه کسی آموخت؟
   12 ـ در کجا آموخت؟
   13 ـ در چه مدت زمانی مشغول به تحصیل، یا کار و یا... بوده است؟
   14 ـ چه فعالیت ها و آثاری و در چه زمینه هایی داشته است؟
   15 ـ چه کسانی با او و تفکر و جهت گیری وی موافق بوده و درین باره چه کرده اند؟
   16 ـ چه کسانی با او و تفکر و جهت گیری وی مخالف بوده و درین باره چه کرده اند؟
   17 ـ به کجاها رفت؟
   18 ـ چه رخدادهای مهمی  را موفقانه پشت سر نهاد؟
   19 ـ چه تجاربی اندوخت؟
   20 ـ چه منش و خلق و خویی داشت؟
   21 ـ موضع وی در برابر انسان، جامعه، طبیعت و خدا چه بود؟
   22 ـ تلاشهایش با ارزشهای استعلایی چه رابطه یی داشت؟
   23 ـ به چه دلیل توجه و پرداختن به وی، ضروری بوده است؟
   24 ـ جایگاه او در تاریخ، فرهنگ و شئون مختلف فرهنگی در چه مرتبه ای است؟ و ده ها پرسش دیگر.

    آنچه گفتنش در رابطۀ با افراد ضروری بود و بی توجهی به آن نویسنده را از رسیدن به هدف نهایی باز تواند داشت اینست که: در یافتن و طرح کردن و پاسخ گفتن به پرسشهایی بسیار اساسی، مهم، جهت دهنده، بیدار کننده و استعلایی، کمال شکیبایی، دقت، تحقیق و ارزیابی را به خرج دهد!

    چهارم ـ پرسشهایی که در مورد رویدادها مطرح توانند شد
    1 ـ چه رویدادی است؟
    2 ـ عوامل پدید آورندۀ آن کدامند؟
    3 ـ چه زمانی رخ نموده است؟
    4 ـ در کجا رویداده و چه ابعاد و چه ساحه ای را احتوا کرده است؟
    5 ـ چگونه تحقق پذیرفته است؟
    6 ـ چه اثراتی داشته است؟
    7 ـ ارتباط آن با سایر رویدادها، پدیده ها و ابعاد حیاتی و غیر آن چیست؟
    8 ـ به نفع کی و به زیان کی بوده و یا می باشد؟
   9 ـ نیروهای تکامل دهندۀ او کدام هایند؟
   10 ـ چه جهتی داشته است؟
   11 ـ به چه بعدی از ابعاد عالم هستی ارتباط دارد؟
   12 ـ در رابطۀ با کمال و یا فساد انسان یا طبیعت چه نقشی دارد؟
   13 ـ آفتهای وی کدام هایند؟
   14 ـ موضع ما در برابر او چه تواند بود و ده ها سؤال اساسی دیگر؛ زیرا گاهی رویداد طبیعی است مانند: زلزله، سیل، آتش سوزی، قحط سالی و... و زمانی سیاسی، نظامی،  فرهنگی، اقتصادی و... مانند: تجاوز نظامی، تهاجم فرهنگی و یا استثمار اقتصادی که لازمۀ هر کدام از آنها طرح پرسشهایی ویژه می باشد؛ از قبیل اینکه:

   عوامل اصلی، برونی و آشکار کدام و عوامل فرعی و درونی و پنهان آن کدام و یا کیانند؟ چه جهت گیری علنی و نهانی داشته اند؟ از چه ابزار و وسایلی بهره بردند؟ چه اهدافی را تعقیب نمودند؟ با چه عناصری و جناحهایی در پیوند و رابطه بودند؟ چه روشهایی را جانبداری کرده و دامن می زدند؟ از چه تفکر و عقیدتی برخوردار بوده و الهام می گرفتند؟ موضع آنان در برابر ارزشهای استعلایی چه بوده و یا چه می باشد؟ تلاشهای شان با کمال و سعادت انسانی چه رابطه ای ـ اعم از مثبت و منفی ـ دارد؟ موضع سیاسی آن ها چه بوده است؟ و دهها پرسش اساسی دیگر به مانند: راهها و روشها و ابزار تقویت و همکاری با آنها چه و کدام می باشد؟ راهها، روشها و ابزار مقابله و نفی آنها کدام هایند؟ و... !



[1]. و هم او را بگونه یی کامل و همه جانبه معرفی نمود؛ روش معرفی افراد در پی تحریر همین بند خواهد آمد.

خواندن 1577 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 09 فروردين 1393 09:30

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار