چهارشنبه, 23 بهمن 1392 12:19

سوم ـ کامه (،)

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     کامه، که آنرا «ویرگول»، «واو چپه» و «درنگ نما» نیز گفته اند؛ در موارد زیر به کار می رود:
    الف ـ میان دو و یا چند عبارتی که هر کدام غیر مستقل بوده و همۀ آنها در حکم اجزای یک جملۀ کامل باشند؛ مانند: کمال زهد، آنجا که در طلب قرب تلاش می کنی، چهرۀ دیگری می نماید.
    باء ـ گاهی به جای واو عطفی که میان دو و یا چند اسم و کلمه قرار گرفته است به کار می رود؛ مانند: در برخی از دوره ها پاکی، راستی، اعتماد و ایثار افسانه می شوند.
    جیم ـ وقتی که در نبودن کامه، امکان اشتباه خوانی وجود داشته باشد؛ مانند: چرا نه، می شود.
    دال ـ آنگاه که ممکن باشد خواننده، دو کلمه را به شکل مضاف و مضاف الیه بخواند، میان آنها ویرگول می گذارند؛ مانند: رفتم به خانه، احمد نبود برگشتم.
    هاء ـ هر گاه اسمی و یا عبارت و جمله ای که به عنوان عطف بیان یا بدل و توضیح و... در ضمن جملۀ اصلی آورده شود، کامه گذاشته می شود؛ مانند: شهید صدر، وقتی فلسفتنا را می نوشت، هنوز به سی سالگی نرسیده بود. و یا وقتی به او لبخند زدم، با آنکه از ترس می لرزیدم، برق امیدی ناآشنا، همۀ روانش را روشنایی بخشید.
    واو ـ میان عبارتهای قیدی و دراز نیز ویرگول می گذارند؛ مانند: برف، به آرامی، صورت گرفته اش را نوازش می کرد.
    زاء ـ برای جدا کردن بخشهای آدرس، یا ارجاع به صفحات متعدد یک کتاب، و یا مرجع و مأخذ یک کتاب هم از کامه کمک می گیرند؛ مانند: مشهد، خیابان امام رضا، کوچۀ محبان ولی عصر«ع»، بن بست سمت راست، پلاک 92، کد پستی 12374.
     یا: ابن سینا، شفا، برهان، صفحه های 104،112،92،73.
     یا: مثنوی، تصحیح استعلامی، شرکت انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، تهران، 1367، هـ .ش.ص 126.
    حاء ـ گاهی قبل و بعد از جمله های دعائیه ای می آید که در میان جملۀ اصلی قرار دارند و نه جمله های ویژۀ دعائیه، که معمولاً به شکل مستقل و در آخر مطالب مربوطه جا می گیرند؛ مانند: در الهی نامۀ خواجۀ انصار، رحمۀ الله علیه، آمده است که: الهی! آن را که عقل دادی، چه ندادی؟ و آن را که عقل ندادی چه بدادی.

خواندن 1376 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 09 فروردين 1393 09:34

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار