یکشنبه, 04 اسفند 1392 11:52

روس، در سایۀ پیروزی های هفتم ثور

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     در سال 1357 شمسی وقتی روسها با استفاده از جوّ ناسالم و متشنج منطقه و افغانستان کودتای هفتم ثور را براه انداختند، نه تنها عده ئی را عقیده بر این بود که این فاجعه از نشانه های پیروزی استعمار شرق می باشد که برخی از کوته نظران قدرت پرست و سیاست زدۀ شرق و غرب عالم ـ اعم از کافر و مسلمان ـ بر این باور بودند که این فاجعه ناشی از «ضعف و سستی» ملت بوده و توانسته است «موازنۀ قدرت» را در منطقه به «ضرر غرب» بهم زند!

     طبیعی ست آنچه در آن دوران به فکر اکثریت مطلق انسانهای روی زمین نمی رسید، این امر بود که این کار مقدمۀ ظهور و بروز قدرتی ست که می خواهد اصل موازنۀ شرق و غرب را بگونه ئی ژرف و هراسباری آنهم به نفع خود (اسلام و قرآن و قرآنیان) بهم ریزد! و زمینیان را به نظارۀ نمایشی فراخواند که در آن شرق و غربِ قدرتمند و قدرتمدار خود را هم آهنگ، همسو، همگام و در یک کلام متحد ساخته که موازنۀ قدرت میان اسلام و کفر را به نفع خویش در هم بریزند!
     لذا، آنگاه که روسها کودتای مارکسیستی را «ظاهراً» در افغانستان پیروز یافتند، به خیال اینکه اینجا نیز چکسلواکی می باشد، نه تنها قسمتی از اهداف استعماری خود را تحقق یافته خیال می کردند که گمانشان بر این بود که با سقوط دولت رضاشاه در ایران و ازدیاد تشنج منطقه، به آسانی خود را بر کل منطقه حاکم خواهند ساخت!

     از جانبی، بنابر محاسبات سیاسی ـ استعماری جهان، وضع منطقه چنان بحرانی و ناسالم به نظر می رسید که اغلب ممالک قدرتمند شرق و غرب را هراس پیروزی روسیه، پریشان خاطر ساخته بود. از آنطرف هم که روسها خود را در برابر همچه یک اندیشه و نظرگاه و برداشتهایی می دیدند از شادی در پوست نگنجیده، نمی دانستند با چه غرور و نخوتی مسایل را به نفع خویش تحلیل، تفسیر و مورد بهره برداری قرار دهند!
     اما از آنجا که قانون ضروریِ تاریخ بر آن نهاده شده است که واقعیت ها باید نمایان شده و آنچه دارای ارزشهای انسانی ست بزبونی و ذلت کشیده شده و سرازیر جایگاه شایستۀ خویش گردند، دیری نپائید که غرور ابلیسی روسها و کودتاچیان داخلی، پوزۀ آنها را به خاک مذلت مالید! بدین معنا که چون کودتاچیان مزدور، مست از بادۀ قدرت شده و بدون کوچکترین تأملی شروع به تحلیل و تفسیرهای مارکسیستی نموده و فرامین نظام سوسیالیستی را یکی پس از دیگری صادر نمودند، ملت، عمق فاجعه را درک کرده و فهمید که اینان سر مبارزه با اساس هستی و انسانیت و عقاید و آرمانها و ارزشهای برین ملت دارند و به نیکوئی تشخیص دادند که دیر جنبیدن همان! و راهی دیار الحاد و کفر و فساد و اسارت و مذلت و بردگی شدن همان!

     در واقع چون باطن و جوهرۀ اساسی این پیروزی را «شکست» منطق همه جانبۀ نظام سوسیالیستی تشکیل می داد و روسها را نارسائی های متعدد برنامه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و... دچار منجلاب بدبختی و شکست ساخته بود و اینان هم یگانه راه نجات خویش را تجاوزگری و استعمارپیشگی تشخیص داده بودند، با روشن شدن قسمتی از واقعیت ها، پیروزی دروغین و ساختگی، در چهرۀ اصلی و واقعی خویش (شکست) نمایان شد! زیرا که بر مبنای سنن دگرگون ناپذیر تاریخ، باید هم واقعیت و جوهرۀ اصلی سوسیالیسم، کودتا و حامیان استعماری شان نمایان می شد و هم واقعیت و جوهرۀ اصلی اسلام. لذا هنوز دولت کودتاچیان خلق، ماهی چند را پشت سر ننهاده بود که زمزمۀ دشمن برانداز نیروی ایمان اوج گرفت و قلب کاخ نشینان کرملین را لرزانید! و نخستین سالگرد جشن کودتای هفتم ثور را برای کودتاچیان و حامیان روسی شان در ثور 1358 به سوگواری بدل ساخت.
     روسها که حیرت زده شده بودند، چون اصلاً راه و روش تحلیل و محاسبۀ این رویدادها را نمی شناختند، دل به تحلیل ها و توجیهات ابلهانه ئی سپرده بودند که بنا به ارادۀ خداوند و چرخش تاریخ، زمانشان سپری شده و دیگر نمی توانستند کاشف حقیقتی باشند!
     شرح ماجرا از این قرار بود که حرکت انقلابی مردم ایران اگر چه به ضرر استکبار غرب و برچیدن بساط استعماریش از منطقه به پیروزی رسید، اما راه را به روی هرچه غیر اسلامی بود بست؛ و هنوز این غنچۀ نو شکفته جلوه و رنگ اصلی خویش را به خیلی ها ـ حتی از خود ایرانیها ـ نشان نداده بود که در همان سال (1357 شمسی). چند روز بعد از پیروزی عطر روح پرور آن، قرآنیان عاشق پیشۀ شهر هرات را چنان به شور واداشت که در یک روز (24 حوت 1357) با بجای نهادن حدود سی هزار شهید پاکباز، حکومت و قدرت حکومتی را از این شهر باستانی برچیده و عملاً حاکمیت را بدست گرفتند! و این با هیچ یک از معاییر متداول و حاکم بر منطق سیاسی شرق و غرب قابل بررسی و محاسبه نبود.

     از آنطرف دولت تره کی و حامیان روسی اش، یگانه راه نجات خویش از معرکه و تحکم مبانی حکومت استعماری را در تشدید و گسترش دامنۀ اختناق، کشتار، غارت، ویرانگری و... تشخیص داده و درین راه تا آنجا پیش رفتند که غلط بودن روش و بن بست بودن راه عملاً و علناً برای شان ثابت شد. اما از آنجا که ارادۀ حق بر پیروزی اسلام رفته بود، وقتی که اینان بر آن شدند تا اشتباهات خویش را ترمیم نمایند، راهی را برگزیدند که از همان اول روشن بود که ثمره و نتیجۀ آن جز به فائدۀ اسلام و ضرر استعمار شرق نمی تواند باشد! زیرا که روسها یگانه راه تحکیم سیاست استعماری خود را در کودتا کردن علیه تره کی و رویکار آوردن «امین» خیال کرده بودند! لذا وقیحانه پس از یکسال و چند ماه دومین کودتا را براه انداختند و خوشبختانه، نه تنها این کودتا هم نتوانست در برابر ایمان و حرکت اسلامی مردم مقاومت نماید که همانطوری که همۀ چشمهای بیدار و دلهای هشیار بشریت معاصر مشاهده کرد، برای برپائی دومین سالگرد «هفتم ثور» پس از دو کودتا، صدها هزار سرباز ارتش سرخ با توپ و تانک و... به افغانستان گسیل داده شد.
    تجاوز گستردۀ روسها به این سرزمین نیز کارگر نیفتاد! کشتار صدها هزار انسان بی گناه، ویرانگریهای مهیب صدها هزار خانه، آواره ساختن حدود پنج میلیون افغانی و... نه تنها نتوانست منجر به حاکمیت استعماری روسها در این خطۀ اسلامی شود که زمینۀ شکستهای وسیع در ابعاد مختلف و شرمساری و سرافکندگی روسها را فراهم ساخت و ما، امسال (1363 شمسی) هفتم ثور را در شرایطی پشت سر می گذاریم که:
    حدود بیش از هشتاد درصد از خاک گلگون افغانستان در تصرف حاکمیت بلامنازع مجاهدین می باشد!
    بررسی همه جانبۀ دستاوردهای انقلاب اسلامی را کتابها و محققینی بلند مقام می توانند به ترسیم بنشینند و ما را قدرت ورود در آن نبوده، اما برای آنکه بدانیم ملت ما هفتم ثور 1363 را در چه شرایطی پشت سر نهاده است و یا در واقع، جشن هفتم ثور را به چگونه عزائی برای روسها و دست نشاندگان شان بدل کرده است می پردازیم به ارائه ی زمینه های شکست و تزلزل دولت کارمل.

    همانگونه که همۀ هموطنان عزیز ما اطلاع دارند، ضعف روسها در سال 62 از حدی گذشت که بتوانند با ارتش 130 هزار نفری سربازان روسی، مزدورانشان را حفظ نمایند، لذا، برای دفاع از اهداف ننگبار هفتم ثور، بیش از سی هزار([1]) سرباز دیگر ارتش سرخ را وارد افغانستان نمودند! چه آنان به خوبی از نارضایتی ها، فرارها و جنگهای خرد کننده در داخل پادگانهای ارتشی به شدت ناراحت بوده و چنین خیال می کنند که آوردن ارتش سرخ، شاید بتواند قدری از تشنج اوضاع کم نماید!
    اما از آنجا که این «خیال» ها، همه خیال دیوانگان قدرت پرست بوده و از کمترین بار منطقی بهره مند نمی باشند، دیدیم که بجای کم کردن تشنج و بحران قوای نظامی، آنرا در حدی شدت بخشید که دولت مجبور شد دورۀ خدمت عسکری را از دو سال به چهار سال بلند برده و در زمینۀ جلب افراد واجد شرایط، بویژه در مکتب ها و فاکولته ها، قوانین شداد و غلاظ جدیدی را وضع و تصویب نموده تا جوانان، مکتب ها را پناهگاه خوبی جهت رفتن به عسکری مورد استفاده قرار داده نتوانند!
    ولی از آنجا که اینک روسیه به عدم کارآئی روشهایی از ایندست، باور نموده و آنها را جز به عنوان مسکن های موقتی نمی شناسند، برای مقابله با این دشمن سرسخت و نیرومند خویش (اسلام) بر آن شده است تا دست توسل به سوی رقیب استعماری خویش یعنی غرب جنایت کار دراز نماید! و چون نمونه های عینی این همگامی و همراهی شرق و غرب را جهت مقابله با اسلام در هر یک از سرزمینهای افغانستان، ایران، عراق، لبنان، فلسطین و... علناً و عملاً مشاهده می نمائیم، مطمئنیم که از این پس اندیشۀ موازنۀ قدرت شرق و غرب مطرح نبوده و جای خویش را به موازنۀ قدرت میان کفر و اسلام سپرده است.

    لذا اینک ما در شرایط و اوضاعی رویداد هفتم ثور را پشت سر می گذاریم که از آن همه محاسبات مسخرۀ استعماری چیزی جز مفاهیمی تاریخی و کلاسیک بجای نمانده و شرق و غرب و در یک کلام استکبار جهانی در حالی به رویداد هفتم ثور نگاه می کند که: باور کرده اند، آنچه در نتایج این رویدادها نمی تواند قابل اعتماد و اطمینان باشد اندیشۀ پیروزی ایده های استعماری شرق و غرب بوده و آنچه را با ناباوری دل به تحقق آن بسته اند، مسئلۀ جلوگیری انقلاب اسلامی
می باشد!
    لذاست که متوجه می شویم روسیه و آمریکا، متحدانه زمینه ها را طوری درست و عیار می دارند که مسئلۀ افغانستان را بگونۀ بسیار زشتی به سازشکاری کشانیده و مانع گسترش نیروی استعماربرانداز انقلاب اسلامی افغانستان گردند، و اینست معنای پیروزی...!
    این مقاله در نشریۀ ماهنامۀ پیکار اسلامی، ارگان نشراتی حزب اسلامی رعد افغانستان در شمارۀ مسلسل 44 ـ حمل و ثور 1363 به چاپ رسیده است.

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً...



[1]ـ این هر دو رقم (اعدادِ 130 هزار و سی هزار) رقم های دروغین و تبلیغاتی دولت ببرک بود و فقط خدا می داند که چند صد هزار سرباز روسی در افغانستان حضور داشتند.

خواندن 1343 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار