پنج شنبه, 19 دی 1392 08:48

1 ـ یورش آزمندان

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

   اتفاق آنچه از بررسی تاریخ سیاسی ملل و اقوام بر می آید بازگو کنندۀ این واقعیت می باشد که، بسا افتاده است دولتی نسبت آز و حرصی که در تمرکز و تکاثر «قدرت» و شهوت اشباع
 نشدنی ئی که در زمینۀ تبارز و شهرت داشته، در پی غارت دولتها و ملل ضعیف بر آمده و آنها را در حیطۀ حکمروائی خویش در آورده است.

   نهادهای واقعی زمینه های یاد شده بخوبی نمایان می باشد؛ چه آز و حرصی که اینان برای بدست آوردن قدرت از خود تبارز می دهند، مستقیماً از عدم وثوق به زمینه های سیاسی و اجتماعی جامعه بر می خیزد. بدین معنا که چون اینان از جانب مردم انتخاب نشده و در «جهت مردم» و «برای مردم» عمل نمی کنند، ضعف خویش را با فراچنگ آوردن قدرتِ بیشتر از طریق اعمال جبر و زجر بیشتر و برای تحمیل، ارعاب و ستم بیشتر اشباع می دارند.

   از دیگر سوی چون جامعه ئی که این آزمندان را پروریده، از هماهنگی و «عدلِ» الهی برخوردار نبوده است، در اینان ذهنیت عدم اعتماد نسبت به «سیاست»، «اقتصاد»، «اخلاق» و زمینه های دیگر را تحمیل نموده است.

   لذا بخوبی در می یابیم که خاستگاه این اندیشه ها و عمل ها در کجا قرار دارد، از آن طرف باز متوجه می شویم که یگانه علتی که ملت ضعیف را به گردن گذاری به آزمندان واداشته است و یا آن ملتِ آزمند را به زورگوئی، نبود ذهنیت و اعتقادات پویندۀ الهی و عدم پذیرش تنها «حکم الهی» است. بدین معنا که بعضی از اینان اگر در شمار مسلمانان عالم بوده باشند، در کنار پذیرش قسمتی از اوامر و احکام خداوندی، از یک طرف به قسمتی از آن ـ که به زبان شرع نواهی شرعی و الهی خوانده می شود ـ یا گاهی بی توجهی نموده و گاهی هم کفر ورزیده اند، که باز اگر اینان در جملۀ امت پیامبر آخرالزمان حضرت محمد (ص) بوده باشند مصداق واقعی این آیۀ قرآنی خواهند بود که می فرماید:

   «ثُمَّ أَنتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ إِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ وَ مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»([1]).

   «سپس با این عهد و اقرار باز شما بهمان خوی زشت اسلاف خود می باشید که خون یکدیگر می ریزند و گروه ضعیف را از دیار خود بیرون می کنید و در بدکاری و ستم بر ضعیفان کمک و پشتیبان یکدیگر هستید و هرگاه اسیرانی بگیرید برای آزادی آنها فدیه می طلبید در صورتیکه به حکم الهی اخراج شان بر شما حرام می باشد.

   چرا به برخی از احکام کتاب الهی که بنفع شماست «ایمان آورده» و به بعضی دیگر کفر می ورزید، پس جزای چنین مردم بدکاری چیست و سخت ترین عذاب در روز قیامت و خدا غافل از کردار شما نیست».

   و از جانب دیگر اینان خود را، خودشان به خفتِ عملِِ «تن در دادن» به احکام غیر انسانی و غیر الهی که ساختۀ پندارها و هوسهای پوچ و موهوم «خودشان» است محکوم کرده اند.

   به هر حال در مورد بررسی زمینه های محکومیت و خود باختگی و... یک مملکت و یا یک جامعه همیشه پای آزمندی و آزمندان داخل می شود که اگر یک جهتِ قضیه و به عنوان یک بعد از ابعاد تحقق دهندۀ محکومیت مورد اذعان قرار گرفته شده باشد، هر چند که از واقعیت بینی مایه دارد، لیکن بدان علت که عده ئی همیشه بر آنند تا علل محکومیت را یکسره بگردن «آزمندان» و به تعبیر امروزی «استعمارگران» بیفکنند همۀ واقعیت را عریان نساخته است! که ما را چنین باوری نیست.

   مسئلۀ افغانستان، خود در بسا موارد گواه خوبیست بر بازیافت این خفت عقلی و برداشت انحرافی از سیاست حاکم بر این مملکت از جانب عده ئی معلوم الحال! و ما واقعیت ملموس این زمینه را پس از روشن شدن نکاتی چند ارائه خواهیم داد.



[1] ـ بقره /85 .

خواندن 1743 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 21 خرداد 1393 10:48

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار