چهارشنبه, 11 تیر 1393 13:33

محور یگانگی ـ امری فراسو

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

     در روند پر تحول و دیگرگونی پذیر زندگانی باهمی که دروازه اش بطور همیشه بر روی تحول باز بوده و پذیرای دیگرگونی می باشد، امری وجود دارد که تغییر را نمی پذیرد، و آن: «اشتیاق به محبت» است، چه در شکل دوست داشتن دیگری و چه در هیأت دوست داشته شدن از جانب دیگری؛ و خردمندان بینشور را معتقد آنست که این واقعیت را جز ابلهان انکار نمی نمایند؛ باید افزود که این واقعیت را تجربه های بشری در سطح حیرتباری ملموس و تجربی نموده است. چرا که بشر متفکر، از دیرباز متوجه بوده است که «چیزی» با اصرار و سماجتی فطری و جبلی، مرد و زن را به یگانه شدن فرا می خواند! چیزی که با همۀ نزدیکیش به انسان، سخت ناشناخته مانده و از آنان دور است! چیزی که با همۀ قدرت و شکوه و استیلای حضورش، به شدت پنهان می نماید! چیزی که جز با «رسیدنِ به یگانگی» از انگیختن و تارانیدن انسان دست بر نمی دارد! و بالاخره چیزی که هر مرد و زنی آنرا در خود می بیند.
     حال، اگر دل پذیرای این نکتۀ باریک گردید، در مسیر پر فراز و نشیب زندگانیِ باهمی فقط تکیه بر آن چیزی خواهد کرد که از پذیرش تغییر و دیگرگونی ابا می ورزد (اشتیاق به محبت)؛ چرا که پذیرندگان دگرگونی در مسیر بوار و زوال و فنایند و فقط مهر ورزیدن است که فناناپذیری را از آن خود ساخته است و بس.
     این امر مؤید آنست که نفس بقای عشق ورزیدن بیش از جنبۀ مادی عشق ورزان بوده و عملاً پایندگی را در چنگال خود دارد. از اینرو، اگر همسرگرای محبت پیشه امور فناپذیر و رنگ بازنده را فدای عشق باختن ساخته، شیرینی های متحول و رنگینی های دگرگونی پذیر را رها کرده و با همۀ اعتماد تسلیم عشق ورزی می شود، خود را به فناناپذیر نزدیک نموده و در مراحل تکاملی آن، اگر خود به «شخص عشق ورزیدن» بدل شد، فناناپذیر خواهد شد.

     اعتماد و رویکرد باورمندانه به اصل بقای عشق ورزیدن، همسرگرایان را وامی دارد تا از ایجاد تغییر و تحولِ مثبت و دگرگونی پذیرهای بارور و فعال، با همۀ وجود خود استقبال کرده، نه تنها از بروز دیگرگونی در نگرشها و گرایشهای خود هراسی نداشته باشند، بلکه وقتی دگرگونی را مثبت، فعال و منتج یافتند، با اشتیاق تمام خود را بدان سپارند.
     در وضعیت هائی از ایندست، همسرگرایان محبت پیشه، هم تغییر در گفتار و رفتار را پذیرائی می کنند و هم تلاش می ورزند تا از هر نگرش، گرایش و تلاشی که به نفع عشق ورزیدن و تشدید و تقویت و تحکیم مناسبات آن باشد جانبداری نموده و آنها را ژرفا، پهنا و گسترش بخشند.
     این در حالی است که همسرگزینان تملک پیشه به دلیل ناتوانی و ضعف در نگرشهای عشق آلود، از ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی در موضع گیری های خویش، در برابر همسر هراسان بوده، یا آنرا به زیان غرور ابلهانۀ خود می گذارند و یا مخالف جریان حضور و هستیمندیِ خود خیال می کنند!

     به هر حال، اگر آن جریان برکتبار قوت و شکوفایی شایستۀ خود را پیدا کند، نه تنها همۀ تنشها و دغدغه ها فرو می ریزند و از میان می روند که در مواردی حتی نقش سخن گفتن ـ و از طریق آن خود را نمودن و دیگری را جستن ـ تقلیل پیدا نموده و همسرگرایان مهرپیشه، بدون توسل به کلام و کلمات، یکدیگر را یافته و یگانگی را تجربه می کنند.([1])



[1]ـ دقیقاً به همان نحوی که همسرگران محبت پیشۀ سالمند، یگانگی را عملاً در ورای سخن گفتنِ با یکدیگر تجربه می کنند! در حالیکه زوجهای جوان گرفتار عکس قضیه می باشند!

خواندن 1331 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار