پنج شنبه, 19 دی 1392 09:47

الف ـ ضعف ایمانی :

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

   در دوره های معاصر کمتر می توان کسی را یافت که به قدرت و معجزۀ ایمان بصورت کلی، چه ایمان به خدای واحد و چه ایمان به خدایان دروغین و حتی چه ایمان به خود و فرهنگ خود و روش خود و... باوری نداشته باشد!

   آنچه در این رابطه مهم می باشد اینست که ضعف و نیرومندی ایمان، متناسب با عقلائی بودن، مقدس بودن، والا بودن، غنی بودن، و... مصداق و مدلولِ ایمان (آنچه انسان به آن ایمان می آورد) تفاوت می کند؛ هر چند گاه مسأله بصورت ظاهری صد در صد درست جلوه نمی کند. به طور مثال مدلول ایمانی مسلمانان از همۀ صفات نقص و غیر کمالی مبری است، اما گاهی ـ متأسفانه ـ ایمان مسلمین نسبت به ایمان یک نفر مادی ـ چه دهری و خدا ناپرست غربی و چه مارکسیست و خدا ناپرست شرقی ـ کمتر است. چه اگر چنین نبود باید مسلمین هم دارای حکومتی از خود [ از اسلام ] و برای اسلام و در جهت اسلام و با هدفمندی هائی اسلامی می بودند و نیز به حکم:
«... فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»([1])، بر خداناپرستان غالب.

   ظاهر قضیه جالب است، اما کمتر به ژرفای آن توجه شده است؛ ما در نوشتۀ دیگری، به صورتی بسیار موجز به این مسئله پرداختیم که اغلب ادعاهای دینداری جز ادعا نتواند بود و اگر قسماً به مسایل دینی آگاهی هم حاصل شده، شخص را عالم بدین ساخته نه عامل بدان، و مثالهائی را آورده ایم.

   در اینجا نیز مشاهده می داریم که بطور قطع، از مسلمین جز اسمی بی مسمی چیزی به جای نگذاشته اند. وگرنه، بر ما چه پیش بد آمده است که با وجود ایمان به «الله» که زبان از ارائه ی ویژگیهائی که می تواند این ایمان بر باور دارنده اش شکوفا نماید عاجز است و عقل از توجیه و تعلیل علمیش ناتوان! باز هم در بند هوسهای این و آن، مرگِ پوچ و بی هدفی را به زندگی نشسته ایم؟!

   بر ما چه پیش بد آمد که همیشه باید، یا محکوم طاغوتی بنام انگلیس، آمریکا، روسیه، چین و... باشیم و یا در بند «خود» پرستی های درونی خویش؟

   بر ما چه پیش بد آمد که «خدا و رسولش» را استجابت نمی کنیم تا به جوهره و واقعیت راستین «حیات» نایل شویم؟ که:

   «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ...»([2]).

   بر ما چه پیش بد آمده است که با آنکه می دانیم بواسطۀ عدم گرایش به حق و حقانیت ـ و بر مبنای استدلال کلام الهی (قرآن) ـ مردگانی بیش نیستیم در جهت «زندگانی» گام بر نمی داریم؟!

   بر ما چه پیش بد آمده است که شهادت را مرگ و فنا و نابودی می پنداریم و نابودی و فنا و پوچی را زندگی؟!

   بر ما چه پیش بد آمده است که روزی خوردن در زیر دست شیاطین جنی و انسی را، بر روزی خوردن نزد پروردگار ترجیح می دهیم؟ که:

«وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»([3]).

   ما فقط به اسم، مسلمانیم و به گونه ئی سخت هراسبار و غیر فعال و بی تحرک و ناشیانه ادعای اسلام داریم.

   ما چگونه می توانیم مسلمان باشیم، در حالیکه از آمریکا می خواهیم که اسلام را از بند روسیه نجات بخشد؟ آیا فکر کرده ایم که نمی شود نجاست را با نجس تطهیر کرد؟ آیا اندیشه ایم که آمریکا خود بزرگترین دشمن اسلام و مسلمین است؟

   آیا اینانی که برای معرفی شدن به مردم و جلب توجه ملت مظلوم افغانستان و به امید رسیدن به حکومت، به آمریکا تکیه می زنند، و با وجود اینکه از همین مردم و از میان همین مردم برخاسته اند، می توانند از نظر ایمانی کامل باشند؟!

   دردمان از ببرک نیست، چه او علناً می گوید من خدا ناپرستم و به قرآن و اسلام و آخرت و... هیچگونه اعتقادی ندارم، اما اینان چه؟!

   آیا اینان پنداشته اند ملت ایران را آسودگی آزار داده بود و برای ایجاد تفریح و سرگرمی انقلابی را بپا کردند که ده ها هزار کشته و معلول بجای گذاشت؟!

   مردم ما اگر از دام روسیه نجات پیدا کنند و بدام آمریکا گرفتار آیند، یکی از علل موجه آن ضعف ایمانی توجیه خواهد شد؛ در حالیکه تا هم اکنون که صدها هزار شهید داده اند، در آنان چنین ضعفی مشاهده نشده و امید می رود که همچه فتوری در آنان نتوانند ایجاد نمایند.



[1] ـ مائده /56.

[2] ـ انفال /24.

[3] ـ آل عمران /169.

خواندن 1636 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 21 خرداد 1393 10:47

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار