پنج شنبه, 16 بهمن 1393 09:14

گوهر یگانگی - برهانی ملموس

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     از منظر زبانشناسی کاربردی، نفسِ ترکیبِ «همسر([1])+ گرایی» می رساند که این فعل ـ اگرش مسامحتاً بتوان فعل نامید، منتها به عنوان یک روش ـ گزینشِ یک چیز، خواه شیئی و خواه فراشیئی و از جنس امور غیرمادی، نمی باشد؛ چرا که در امر «گزینش» حداقل باید سه امر (گزینشگر، فعل ِگزینش و گزیده شده) تحقق پیدا کنند. و این، مؤید آنست که گزینش گر، نقش محوری داشته و گزیده شده، اصالت و موضع محوری خود را ـ به نفع موضعی ابزاری ـ از دست می دهد! و این یعنی: «او برای» این! و این، خلاف منطق ذاتیِ، حیاتی و متناقض با منطق همسرگرایی است. چرا که در این امر، اگر گزینشی هم در کار باشد «گزینش رهایی» از گزینش است. زیرا که نفس عمل در واقع، بخشیدن است([2])؛ پرکردن است، غنی و سرشار و شاداب و سرافراز کردن است؛ بر خود دیده بستن است؛ از خود مالکیت زدائی کردن و بلکه به مفهومی کاملاً ویژه، هستی زدایی کردن است برای تحقق هستی و هویتی برتر!
     به عبارتی ویژه، همسرگرائی گونۀ کاملاً خاص و معینی از فراروی است که در صقع امر استعلا ـ وقتی در کمال پویائی قرار دارد ـ و فرا رفتن قرار گرفته است. لذا هر وقت بخواهیم تا آن را مورد تحلیل و تفسیر بیانی قرار دهیم، نه تنها باید از خودِ آن برون شویم و فاصله بگیریم، بلکه لازم است تا از مرتبۀ بالا و والائی که بساطتِ وجودی او قرار دارد فرود آمده و با کمک دستگاه مفهوم سازی و قالب پردازی های مربوط به تفکر و سپس زبان، او را در قالب افکار و عبارات محبوس و محدود نمائیم. روشن است که این، هرگز آن ـ به مفهوم دقیق کلمه ـ نتواند بود.

     به هر حال، همسرگرای تعالیجوی به دلیل اینکه: از سوئی خود را به عنوان انسان (= موجودی برتر) شناخته و بر امکانات وجودی، ظرفیت های بی بدیل علوی و استعدادهای بشکوه فراطبیعی خود آگاهی داشته؛ و از دیگر سوی: چون با پی آمدهای بسیار گرانسنگِ گرایش به این ظرفیت ها و پی آمدها و بکارگیری این استعدادها و... آشنائی بهم رسانیده و خود را با جهت شکوفائی و معنیدار منطق حیات باهمی همسو نموده است، تلاش می کنند تا بطور مداوم تسلیم اصلِ برکتبار منطقِ تعالی حیات و بناگریز، اصل فراکشانندۀ همسرگرائی باشد. چرا که باورمند است: قانونمندی این منطق، ضامن اصلِ فراکشانندۀ حیات و هویت، آن هم تا رسیدن به مرتبۀ یگانگی و بهره وریهای چند ساحتی، از ظرفیت ها و امکانات موجود در این امر بوده، انسان را از لغزیدن به دام زیانها، دلهره ها، تنهائیها و... صیانت می کند. و این یعنی از مسیر کمال خود استقبال کردن، از شکوفاییِ امنیت خود دفاع کردن؛ شادابی و نشاط وجودی خود را آبیاری کردن، گسترش و ژرفابخشی و بالندگی و آرامش همه جانبۀ خود یاری رسانیدن.

     اگر آنچه را آمد، مبین منطق درونی و وجودی این امر به حساب بیاوریم، باید با همۀ وجود اذعان نمائیم که: هرگاه فردی در جهت خلاف این منطق و احکام تعارف نابردارش عمل کرده و مثلاً بخواهد فقط خود را ـ به عنوان یکطرفِ این امر هستیمند ـ بجای متن و نفسِ اصل پیوند گذاشته و یا چیزی غیر از متنِ غنابخش و معنی دهندۀ پیوند را هدف قرار دهد، در واقع، عملاً در مسیر جدایی، بیگانگی، تجزیه، تخریب و تلاشی عمل خواهد کرد! و این را آفتهای بیشماری در حوزه های گوناگون می باشد که همه، با برخی از مظاهر نفرت انگیزش آشنائی دارند.



[1]ـ هم+ سر+ گرایی.

[2]ـ آن هم بخشیدن خویش به عنوان یک طرف آن کلِّّ یگانه ساز!

خواندن 1192 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار