چهارشنبه, 26 فروردين 1394 09:32

گوهر یگانگی - دقیقه ای دل انگیز

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     اگر با دقتی ژرف بینانه، آرمان محورانه و شایستۀ یک هستی شناس به فرایند وجودی پدیده های ملکی و مُلکی عطفِ توجه نمائیم، متوجه این دقیقۀ دل انگیز توانیم شد که: همۀ اینها از «خود» (خودِ محدودِ نمودی) به جز خود (اویی شایستۀ گرایش و روش) می دوند! به جز خود فرار می کنند؛ به جز خود پناه می برند؛ به جز خود تکیه می کنند؛ همه، خود را در حال وانهادن می باشند! همه از خود می گریزند! همه از خود می کاهند! همه خود را تهی می دارند! همه خود را می بخشند و همه روی به سوی دیگری دارند!

     این دقیقه از قدرت و شمولی برخوردار می باشد که اگر با دقتی شایسته ـ حتی ـ به حیوانی ترین و شرف سوزترین رابطه های «همسرداری و جنسی» نظر افکنیم، متوجه خواهیم شد که: این حکم به نفع «اویی» وهمی، خیالی و اعتباری جاری می باشد!
     گوئی که این موجودات چیزی به جز همان گوهرِ رهیدنِ از دوگانگی، بیگانگی و جدائی و رسیدنِ به یگانگی نمی باشند! گوئی عین همین دوش اند! یک وضعیت و حالت اند! یک روشِ همیشه جاری اند! یک رابطۀ وصف نابردار و یا عین همان رابط اند! رابطه ای که: خود، جز فرارِ از خود و دوشِ به او نمی باشد!
     هرچند که: این «او» ها، در هر مرتبه ای از مراتب وجودیشان فرق می کنند! و درین رابطه نیز، در هر موطن و مرحله ئی، هر یکِ از فراروندگانِ از خود، به سوی «اویی» ویژه می گریزد! اوئی که فقط می تواند در جلوۀ یگانة همان موطن و همان مرحله؛ حضورش را اعلام و اعلان نماید! اویی که هرگزش نمی توان در زندگانی بخردانه و فراروانۀ باهمی جز در همان آیینه (آیینۀ یگانگی) به نظاره نشست!

     نفس این تلاش هم فرد را به گونه ئی از نشاط، شادابی و خرمی می رساند که بسیار شیرین و مطبوع می باشد؛ هم به گونه ئی از آزادگی. به طوری که از آن پس چنگال دلهره های وهمی، ناخن ناامنی های اعتباری و تلخی های حقارت مایه و عقده بنیان خیالی بدانها نمی رسد. چرا که همۀ آن ها از: دربندِ خود بودن، از احساسِ منیت کردن، از برای خود خواستن، از به سوی خود دویدن، از حساس ضرورتِ خود بودن و نتایج و تبعات آن ها ـ همچون احساس ضرورتِ مالکیت کردن، احساس ضرورت محور بودن و... ـ پدیدار می شوند! و که نمی داند که مایه و پایه و آبشخور همۀ این مقوله های توهین انگیز اوهام، تخیلات، کژفهمی های بدبختی زای و زمینه های گزندۀ اعتباری و عقده های حقارتبار نمی باشند؟!

     این در حالی است که شرط اصلی و اساسی همسرگرایی: رهیدن از خود، خالی شدن از خود و دویدن و حل شدن در آن کل یگانه ساز می باشد، که همسرگرایان محبت پیشه در متنِ رهائی
از خود و دویدن به سوی آن دیگری سراغ داده و جسمیت می بخشند؛ تا در پناه آن آزادگی و سایه سار نوازشگر آن دیگرگرائی، سر از آشنائی و یگانگی ای درآورند که شایستة مرتبت وجودی آنان است.

خواندن 1174 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار