پنج شنبه, 17 ارديبهشت 1394 09:12

کتاب شعر - از سبوی دل - صفحه 157 تا 161

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
اثر
در باغ نظر ز یار نبود خبری
در کوی خرد ازو نشان و اثری

آیینه مگر شود دمی لرزش دل
تا زو رسدم به دامن پر شرری

آواز خدا
از کعبه صدای هَل اَتی... می شنوم
وز کوفه نوای اِنَّما... می شنوم

زانروز که فرق عشق شق شد، ز خدا
آوازِ: علی! بیا، بیا، می شنوم

پنهان
گل آینه دار عطر و بوی تو بود
مُل، نشوه ای طرح گفتگوی تو بود

پنهان شده ای به رنگ و بوی دو جهان
خود این همه، موج جستجوی تو بود

اثبات
بیداری ام آئینۀ دیدار شماست
خوابم، شرر نهفته در کار شماست

غوغای رهیدنم ز اورنگ وجود
اثبات حضور عشق تبدار شماست

پیغام وصل
از رنگ به گوش دل نوا می آید
وز تار ترنمم دعا می آید

از نغمۀ اِرجِعی به هنگام غروب
پیغام وصال، ز آشنا می آید

بالیدن
از ناله، به رنگ و بوی من بالیدی
وز نشوه، به جستجوی من بالیدی

رفتم که در آیینه بیابم خود را
از آینه هم چو روی من بالیدی

پُر
آهنگ بهار از سراغ تو پُر است
بیتابیِ نور، از چراغ تو پر است

جوشی که دمیده از خمستان وجود
از حاشیۀ موج ایاغ تو پر است

فنا
تابش! به شرار دل سپردی ما را
در بادیۀ کرم سپردی ما را

در آینۀ دلت که پر بود ز دوست
در خاطرۀ عدم سپردی ما را
کاهش
آهنگ غنا ز دل برد خواهش را
بیرنگ کند ز لذت آسایش را

از موج نخواستن ببالد آنقدر
کائینۀ آبرو کند کاهش را

بال رمیدن
دل را دو جهان جای لمیدن نبود
جز بال رمیدنش، رسیدن نبود

از عشق دمیده است و با عشق روان
رنگی است که آشیان دیدن نبود

منزل
بر دوش کدام نغمه محمل داری
وز گلشن عمر خود چه حاصل داری

ای جلوۀ بیبدیل هستی! دریاب
آخر به کدام پرده منزل داری

کُدام
چشم تو چه ساغرم چشانید سحر
کز خویش برون خویشم آورد بدر

دل سوی تو ام برد؟ و یا آوردت
سوی من افتاده ز پا؟ ای دلبر

نشانه
از فقر و غنا فسانه ای پیدا نیست
وز مهر و وفا ترانه ای گویا نیست

جائی که فقط توئی، ز وهم و ز خیال
در بزم عدم نشانه ای پیدا نیست

تا کی
تا کی رهِ عبرت نسپاری تابش؟!
مینای ندامت نفشاری تابش

بر درگه دل که بزم دلدار بود
نی نامۀ ناله ای نکاری تابش

آزاد
 از رنگ اگر دست رهید آزادی
در سایۀ داغ او لمید آزادی

وقتی دو جهان فتاد ز آیینۀ دل
بیخویش، دلت به او رسید آزادی

سوختن
یک عمر شرار من و ما سوخت مرا
اثبات تو، نفی ماسوی سوخت مرا

معلوم شد آخر: همه این سعی و تلاش
اثبات خود است و این جفا سوخت مرا

 

خواندن 1109 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 17 ارديبهشت 1394 09:38
محتوای بیشتر در این بخش: « کتاب شعر - از سبوی دل -صفحه 145 تا 157

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار