شنبه, 19 ارديبهشت 1394 12:20

دال ـ اعتدال

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     طبیعی ست هر آنکه با آن مایۀ از بینش و برداشت بخواهد به زندگی و زمینه های مربوطه اش بنگرد و بگراید، اندیشۀ پالایش یافته و تجارب دقیقش به او حکم می کند تا هم خود، راه اعتدال در پیش گیرد و هم دیگران را از خطرات و آسیب های بی توجهی به اعتدال آگاه سازد. و یقیناً همین برداشت منطقی و درست است که بلخی را واداشته است درین مورد ویژه، روشن تر و قاطع تر از سایر موارد صحبت نماید، زیرا دریافته است:
     کام شیرین نتوان کرد جز از شربت عدل
     بس ستمکار کزین دهر بناکام گذشت

     وی علت عمدۀ بدبختی جوامع را افراط و تفریط قلمداد نموده و معتقد است که اگر مردم به اعتدال روی کنند، مصائب و سختی هایشان کم خواهد شد:
     علت وا ماندگی افراط و تفریط است و بس
     گاه روح محض و گاهی هم تن آسا می
شود
     زندگی را گر بود اندازۀ حد وسط
     نیست مشکل زودتر حل قضایا می
شود

     بر مبنای همین باور است که توصیه می دارد:
     نه بار دوش رنجبران شو نه بارکش
     ای همچو برده، بارگران برده تا بکی
؟

     آنجا که می خواهد اعتدال اجتماعی، در یک جامعۀ آزاد را نشان دهد دارد:
     به ظالم خصم و بر مظلوم یاور
     همین قانون پاک اعتدال است[1]

     و آنجا هم که می خواهد راه درست رسیدن به اعتدال را نشان دهد می گوید:
     نیست قانون تعادل غیر دین احمدی
     از رکونش پرچم اصلاح برپا می
شود

     زیرا:
     کرده تعیین حقوق فردا را با اجتماع
     اجتماع زندگی، با زهد و تقوی می
شود

 

[1]- که برداشتی است از آیۀ «... اشداء علی الکفار رحماء بینهم... .»

خواندن 1162 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « جیم ـ تحلیل داشتن ها ـ بال ها »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار