یکشنبه, 27 ارديبهشت 1394 09:16

گوهر یگانگی - گوهر خوشبختی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     آنچه همسرگرایان واقعی از خوشبختی فهمیده و بدان دلبسته می باشند، غیر از آن مفهوم عامیانۀ وهمی، سطحی، اعتباریِ بی رنگ و رویی است که «همسرگزینانِِِ» تملک پیشه بدان باورمند بوده
و دل بسته اند! چرا که همسرگرایان مهرمحور، خوشبختی را نه به معنای تحقق سلطه بر همسر و احساسِ تملک او می فهمند! نه به معنای وسیلۀ کسب قدرت و شهرت و ثروت و لذت تلقی می کنند! و نه به معنای دست یافتن به وسیله ئی که می تواند آن ها را از احساس تنهائی نجات داده و ابزار دلگرمی آن ها به زمینه های مادونِ هویت همسر باشد! بلکه اینان خوشبختی را عبارت از فعال ساختنِ کامل عیارِ ظرفیت ها، توانائیها و استعدادهای وجودی خود در جهت پخش محبت به دیگران و برخورد عاشقانه و مهرورزانه با همسر تلقی می کنند؛ برخوردی که می تواند هم احساس خرسندی و خوشنودی بی شائبۀ دیگران را تأمین کند و هم احساس ضرورت شکوفائی و شکوفاسازی و پویائیهای رنگین و نمکین چنین برخوردی را برانگیزاند؛ برخوردی که نگرش قدردانانۀ آن ها را پویا و شکوفا ساخته، حقیقت و گوهر خوشبختی را در سایه سار عشق فعالِ دهشگرانه مسجل نماید؛
     برخوردی که شکوفه های اعتماد را بر شاخساران امید، به جلوه در آورده، عطر صمیمیت را در پهنه های مختلف زندگانی پراکنده ساخته، باطن انسان را از آرامشی نوازشگر و هوشربا لبریز سازد؛ برخوردی که به انسان نیروی مضاعف بخشیده، جان مهرمدار او را برای «باختنِ محبتِ» بیشتر تجهیز و آماده می نماید.
     آنچه آمد مؤید آنست که همسرگرایان در زندگانی باهمی، امر تحقق خوشبختی را فقط زمانی ممکن و میسر می شمارند که در برخوردهای جمعی و باهمی، «اصل تقدم بخشیدن به مهر» با جدیت و دقت و قدرت تمام مورد توجه قرار داشته و با دیدی ارجمندانه، محترمانه و ارزش محورانه مورد عمل قرار گیرد. چرا که در غیر این صورت ـ که تقدم به امری مادون مهر ورزیدن تعلق می گیرد ـ اگر چه ممکن است که عامل و یا فردِ «همسرگزین» به هدفی که داشته ـ و آن را بر مهرورزی تقدم بخشیده است ـ برسد، اما به دلِ مهرمدار همسر، به عشق دهشگر همسر، به اقلیم عاطفۀ شورانگیز و هوشربای همسر، و در یک کلام: به گوهر روحنواز یگانگی که می تواند همۀ زیبائیها، والائیها، سرزندگیها، حرمتها، پالودگیها، آزادیها، سرورها، شادابی ها، آرامش ها و... را شکوفا سازد، هرگز دست پیدا نتواند کرد!

     به هر حال، همسرگرایان مهرمدار، پیش از آنی که بیندیشند که چگونه و با چه کسی پیوند یگانگی برقرار کنند، همة توجه شان معطوف آن می باشد تا دریابند که: این پیوند برای تحقق چه امری و شکوفائیِِ چه آرمان دلربائی برقرار می شود؟!
     آیا این پیوند توانائی آن را دارد تا جان مهرورز آنانرا در امر پخش محبت و گسترش و تعمیق احساس مهرورزی تجهیز و تقویت و پویا سازد یا نه؟!
     آیا این پیوند خواهد توانست تا جدول ها و کانالهای اقلیم دلشان را به روی جریان مهرورزی گشوده و آن ها را از کنش دهشگرانه «عشق باختن و یا: هبه کردن و باختنِ عشق» سرشار نماید یا نه؟!
     آیا این پیوند قدرت آن را دارد تا تلقی، تأویل و تفسیر جدیدی از خوشبختی را که عملاً بر پایۀ رهیدنِ از خود، پخش و دهشِ محبت و پویاسازی جریان عشقِ پیش قراولانه قرار دارد، به زندگانی ارائه نموده و آن را در متن گرایشهای باهمی قرار دهد یا نه؟! چرا که اینان ازدواج را نه تنها وسیلۀ تحقق امور جنبی نمی شمارند، که با همۀ وجود آنرا امری فقط برای گسترش محبت، معرفت و در نهایت: رسیدن به نوعی یگانگیِ وصف ناپذیر تلقی می نمایند.

خواندن 1190 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار