یکشنبه, 04 مرداد 1394 10:26

نفاق یا شراره ئی هستی سوز

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

     بلخی در بررسیهای اجتماعی خود به این نتیجه رسیده است که جوامع انسانی در طول تاریخ از شرارۀ هستی سوز نفاق ضررها دیده و رنجها و بدبختی ها چشیده است؛ همیشه از حضور و حاکمیت نفاق منافق ناله و فریاد داشته اما هرگز نتوانسته است دامن جامعه را از لوث آن مبرا سازد؛ و درست بواسطۀ همین برداشت از مسئلۀ نفاق است که نه تنها آنرا منبع فسادها و تیره روزی های جامعه می شمارد که باورمند است:
    بوده این قانون عالم تا ابد: داد از نفاق
    از نفاق این تیره بختی
ها هویدا می شود

    زیرا از روزی که بشر برای خودش تاریخی سراغ دارد این نکته مسلم است که:
    در لباس آدمیت دیده شد بس دیو زشت
    با فریب سامری جانا مشو موسی فروش

    از سوئی آنگاه که صحبت از ویژگی های جامعۀ خودش به میان می آید بر آنست که:
    در کشور ما ده دل و صد دینه زیاد است
    آزرده مشو یک دل و یک دینه نداریم

    چرا که:
    فرض همه ایمان شد، نایاب بود مفروض
     از حُبّ وطن کافیست دانستن یک نکته

     بلخی پهنۀ سلطه و حاکمیت نفاق و دوروئی را بسیار گسترده یافته و چون متوجۀ بی محتوا شدن قسمت عمده ای از مسائل مذهبی شده است، بدین باور دست یافته که: زاهد نیز ناخودآگاه در تب نفاق می سوزد و دلیل قول خویشرا هم چنین ابراز می نماید:
     دردِ دین نیست چنین درد که زاهد دارد
     ور نه درمان پی آن درد شتابان می
رفت

     و آنجا که متوجه بی حیائی، دیده درآئی، پرروئی و نفاق علنی منافقی درباری بنام شیخ و در هیئت و سیمای وی می گردد، بی مهابا وی را به چوب انتقاد می بندد:
     این کان مکر و مصدر تزویر و خصم علم
     یا رب جناب شیخ بود یا بلای خلق

     جامعه ای که بلخی تصویر می کند ازین دست است؛ نه تنها افراد عامی و یا فاسد آن مشغول فساد می باشند که شیوع و گستردۀ فساد و نفاق و دوروئی و دنائت دامن کسانی را که نزد مردم عادی و عوام الناس اهل زهد و ایمان و... می نمایند، نیز گرفته است و بقول خودش:
     رواج دین فروشی شد مسلم
     ز اصراری که مفتی در قسم داشت

***
     تزویر رعایت شد و بیداد سیاست
     گرگان به ستیزند شبان جای تو خالی

     و چون عمق فاجعه را تا این حد متلاشی سازنده و ویرانگر می یابد، مردانه علیه آن قیام کرده و نه تنها به افشای پلیدیهائی که از ناحیۀ نفاق دامن جامعه و انسانها را آلوده ساخته بسنده نمی کند که نفاق را «اشدالحاد» قلمداد می نماید چه:
    به زبان یار و بدل صحبت اغیار، خطاست
    اندرین کیش دورنگی اشدالحاد است

خواندن 972 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار