یکشنبه, 05 مهر 1394 15:35

شکوه ای از...

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     رساله ئی که پیش روی خوانندۀ محترم قرار دارد، نوشته ایست که برای منظوری ویژه (پایان نامۀ فوق لیسانس) در سال 1354 شمسی در افغانستان به رشتۀ تحریر درآمد.

     در اوایل سال 1357 شمسی، چون تصمیم داشتم تا آنرا در یکی از نشریه های کشورم به دست نشر سپارم، قسمتی را رونویس نموده و به مرجعش سپردم، ولی نسبت بروز کودتای خائنانۀ روسی مشربان، منصرف شده و از نشر آن جلوگیری کردم. بعد هم آوارگی و دربدری و... و نوشته ها در گوشه هائی از خاک دفن شد تا در سال 1359 شمسی، تنها نسخۀ چرک نویس آن به همت برادرم «مسعود» به ایران منتقل گردید.
     در سال 1360 شمسی، در زمینۀ مطالب بخش دوم این رساله، دگرگونیهائی بسیار جزئی پدید آوردم و از نوشته هائی تازه بهره گرفتم.
     در سال 1361 شمسی، نسخه ای از آنرا همراه با نوشته ای دیگر، به استاد فقید، شادروان مهرداد اوستا قدس الله سره ـ که خود در این باب کتابی کرده بود و صاحب رأی و نظر بود ـ سپردم، تا هم خود زحمت مطالعۀ آنرا تحمل نموده و با اشارات و ارشادات و... زمینۀ کمال آنرا فراهم نماید و هم سایر دوستان و اهل فضل را بدین زحمت دچار سازد! پس از حدود سالی، که توسط یکی از دوستان، نظر وی را در مورد رساله جویا شدم، پاسخم را مشوقانه و... نوشت که «... تلاش می شود که دو اثر... وسیلۀ... منتشر گردد.»

    من گرفتار مصائب انقلاب ماندم و دیری نپائید که استاد نیز به ملأ اعلی پیوست و رنج را به رنجوران خاک نشین واگذاشت! خدای تربتش را نورانی و معطر گرداند!

    از آن زمان نیز، مصروفیت ها و مشغولیت های دردبار امانم نداد تا نگاهی به این رساله بیندازم؛ و اینک، پس از بیست و پنج سال که از تحریر آن می گذرد، بر آن شدم تا آنرا به عنوان «یکی از نوشته های دوران جوانی خود»، به همان گونه1یی که پدید آمده بوده است، به دوست داران این رشته از دانش اهدا نمایم.
    طبیعی است که بزرگان، کمی ها و کاستی هایش را به دیدۀ اغماض نگریسته، آنرا سرمشق و زمینۀ تشویقی برای جوانان قرار خواهند داد.

مشهد مقدس؛ سرطان 1379 شمسی

خواندن 927 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: پیشدرآمد »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار