پنج شنبه, 30 مهر 1394 09:45

قماری ربانی - دهشی بارورکننده

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     معمولاً همسرگزینان خردباخته گمان می کنند که: اگر نسبت به همسر ابراز مهرورزی فعال نمایند، چیزی ـ از جنس وقارِ ابلهانه، جلال و جبروت جاهلانه، هیبت و شکوه احمقانه و... ـ را از دست می دهند! و هراسِ از دست دادن همین چیزهای موهوم آنانرا از فعال بودن، مثمر بودن، بخشنده بودن، بزرگ بودن و در یک کلام: از عاشق بودن و مهر ورزیدن و سرشار کردن و... محروم می سازد.

     این در حالی است که همسرگرایان به تجربه دریافته اند که با هر دهش ـ آن گاه که پای مهر ورزیدن در میان بوده و عشاق چیزی از جنس محبت را هبه می نمایند ـ آنچه می گیرند و می یابند بسیار بیشتر، دلنوازتر و پرسازنده تر است از آنچه می بخشند! درست به همان دقتی که دریافته اند: تا محبت نبخشند، محبت نخواهند چشید. و این مؤیّد آنست که: بخشیدن ـ در واقع ـ همان دریافتن و پیدا کردن بوده و خالی کردن، چیزی جز پر شدن و برای پر شدن نتواند بود!

     وقتی مرد مهربانی خود را به سوی زن سرازیر نموده و بدو اهداء می کند، از او چیزی جز «بی مهری»، خست، هراس و... چه کم تواند شد؟! درست به همانگونه که وقتی زن آنرا پاسخ به مثل دهد!
     این در حالی ست که مرد جان محبت جوی خود را با هر بخشیدن و تهی شدن، آمادۀ پر ساختنِ از محبت و لبریز شدنِ از مهر می سازد، تا جائی برای هراس، بی مهری و خست باقی نماند.
     آنچه در این رابطۀ رازورانه به دقت قابل تأمّل می نماید اینست که: اینان می دانند، در بخشیدن (= باختن عشق) آنچه عیناً و عملاً وجود فعال دارد «غنا و سرشاری» است! در حالیکه در عشق های انفعالی، آنچه عیناً خودنمائی می کند «حرص و تهی بودگی» است!
     در اولی «هراس از دست دادن» به «اشتیاق بخشیدن» بدل می شود و در دومی، اشتیاق بخشیدن به «حرص و ولع گرفتن»!
     این دریافت باعث خواهد شد تا همسرگرایان، بیشتر از خویشتن سرشاری نشان دهند تا تهی بودگی! و بیشتر سخاوت بنمایانند تا حرص.

    نکتۀ حیرت انگیزی که در این رابطۀ ویژه وجود دارد آنست که: به میزانی که این سرشاری فعال بوده و به دهش دامن می زند، امکان پذیرش و ظرفیتِ گیرندگیِ محبت را در خود گسترش و ژرفا می بخشد! چرا که در این حوزۀ از تعاملات، نفسِ دهش و لبریزگی، ضمانت پرسازی و غنا را در خود داشته و از خود نمایان می سازد!
     به عبارتی دیگر: اینان این دهش را فقط دهش نیافته، بلکه عین ستاندن تلقی می کنند، ستاندنی که خود قوام بخش و عینیت دهندۀ به دهش و سرشاری می باشد. چرا که اینان همسر را غیر خود و جدای از خود و بیگانۀ با خود نیافته، بلکه همان خودی می یابند که از مجلا و مظهری دیگر برخوردار می باشد.
     معنای دقیق تر این نکته را با پردازش عبارت دیگری نیز می توان به دریافت کشانید و آن اینکه: در این ستانیدن، در واقع گیرنده برای محبتِ محبوب «جائی» را می بخشد و هبه می کند! و همین دادن است که آن ستانیدن را عینیت می بخشد! و در آن دهش، نوعی منت پذیری وجود دارد، چرا که اگر پذیرنده امکان پذیرش را مهیا نسازد، دهش فعلیت پیدا نمی کند!

     این باور باعث خواهد شد تا همسرگرایان مهرمحور، نه تنها هرگز و به هیچ روی عشق ورزیدن فعال را با منت همراه نسازند! که باعث خواهد شد تا منت دار پذیرش محبت از ناحیۀ یار خویش نیز باشند. کار عده ئی از این نازنینان به جائی می رسد که اصل همسرگرایی را چیزی جز نفس همین دهش و سرریزگی نمی یابند! و این، شاید از آنروی باشد که اینان خود را در محبوب غرقه و با وی یگانه یافته، آنچه را می دهند، در واقع دادن برای نیمة دیگر وجود خود تلقی می نمایند! نیمه ئی که اینک دیگر نمی توان از نیمة دیگرش ممتاز ساخت.
     آنچه در این روند هوشربا اهمیت عملی فوق العاده دارد اینست که: اینان به روشنی دریافته اند که، از آغاز کردن، پیش دستی کردن و پیشی گرفتنِ در دهش و ابراز محبت است که عاشق می تواند به بهترین وجهی به پرسازی خود کمک نماید! هم بدانسان که با رمیدن از خود است که به خودی شفاف تر، بشکوه تر، پرجذبه تر و... دست می یابد! و این، هم نوعی مسابقۀ خستگی زدای و نوازشگر را بر زندگانی آنان حاکمیت می بخشد و هم اصل پیشی گرفتن را پربارتر می گرداند.

خواندن 969 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار