پنج شنبه, 12 آذر 1394 15:25

محوری فراکشنده

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     تا آنجا که منِ بینوا متوجه شده است، بیش از نود درصدِ کارهای مرحوم عطار در زمینه های مربوط به قرآن و حدیث بوده و مابقی نیز نمودار سازندۀ معارف حکمی، مکاشفاتِ عرفانی و اندیشه های ناب عاطفی و ذوقی ئی می باشند که مستقیماً با چشمه سار وحی در پیوندند.

     این مایۀ از باور مؤید این واقعیت خدشه نابردار است که در آثار مرحوم عطار تلاقیِ ذوق هنری و ابتکارهای رازمندِ زیباشناختی با وحی، حکمت، عرفان، اشعار حکمی و زمینه های ناب انسانی بیشتر از همگنان وی قابل مشاهده بود و زمینۀ تحکیم باورهای عقیدتی و بروز تعهد هنری بارزتر و مهیاتر بوده است. لذا، آن گرایش مخلصانه و این سرمایۀ بیبدیل قدسی باعث شده است تا زمانی وجود ابداعیِ حضرت عطار را مثلاً در کتیبه های مسجد جامع گوهرشاد ـ در مشهد رضوی علیه السلام ـ در برابر بایسنقر میرزا ـ قرار داده و با ابدیتش پیوند بخشد؛ زمانی سر از کتیبه های بشکوه و حیرت انگیز مسجد جامع هرات بدرآورد؛ گاهی قرآن محلّایش پرتو افکن و طراوت بخشندۀ دلهای مؤمنان و زینت افزای چشم هنرشناسان دقیقه یاب باشد؛ گاهی مرقع های «اساور، هنرِ آیه نگاری، الشهود و الشهاده» و دهها اثر دیگرش. و که نمی فهمد که هر کدام از این آثار به تنهائی گواه انجام تعهد مخلصانۀ عطار بوده و در تحکیم و گسترش باورهای عقیدتی او نقشی مؤثر ایفا کرده و می کنند.

     از سوئی این نحوۀ نگرش، پرداخت و اجرا، به دلیل معنویت و تقدسِ ذاتی و محوریش، طهارت و نشاط روحی، تزکیه و تصفیۀ باطنی، تشحیذ و تعمق عقلی، توازن و جاذبۀ رفتاری و تقویتِ ذوق ابداعی را هم برای شخص آخوند (ره) هبه کرده است و هم به کسانی که با کارهای وی انس و الفتی به هم رسانیده اند.

     شیفتگیِ مرحوم عطار (ره) به زیبائی های مربوط به هنر خوشنویسی، بویژه زیبائی های ریتمیک آیات قرآنی تابدان حد است که انسان گمان می کند: عطار، یا هر زیبائی و جمال دیگری را درین حوزۀ ویژه منکر می باشد! و یا، در جنب زیبائی های دیداری حروف و کلمات قرآن مجید قابل توجه نمی یابد! چرا که بهترین و زیباترین آثار عطار را همان تابلوها، مرقعات و کتیبه های «قرآن محور» او می یابیم و لاغیر.

     منِ بنده را گمان بر اینست که یکی از علل اساسیِ کم توجهی عطار به نستعلیق ـ با همۀ پختگی و ورزیدگیِ در آن ـ در کنار ثلث و ریحان و محقق و انواع خطوط کوفی آن می باشد که: نستعلیق را ـ در جنب آن خطها ـ برای شکل بخشیدن مبتکرانه و ابداعیِ حروف و کلمات قرآنی ـ چنانکه خود از زیبائی، معنویت زیبائی و زیبائیِ معنوی برداشت کرده بود ـ آماده نمی پنداشته است! هر چند که آرزو می کنم: این یک برداشتِ غلط و ناصوابی باشد که دامن برداشتهای مرا آلوده کرده است.

     به هر حال، در این رابطۀ ویژه متیقنم که هر منصف واقع نگری با من همباور خواهد بود که در کارهای مرحوم عطار قدس سره، توحید به معنای دقیق، ژرف و فراگیر قضیه، امری محوری، اصلی بنیادی و گرایشی روشن و انکارنابردار بوده، و هر اصل دیگری را که بر آن باشد تا این نگرش و گرایش را کمرنگ و یا خدشه دار سازد، می تاراند. اگر چه ممکن است این اصل برای ناآشنایان به اندیشه و ذوق آخوند امری فرعی نموده و در خدمتِ تلاش ابداعی و زیبانمایانۀ وی ـ خدای نخواسته ـ تلقی شود!

     این نگرش هوشیارانۀ هدفمندانه و این گرایش مصرّانۀ قدرت نمایانه، در کارهای مرحوم عطار (ره) شاید از آن جهت سیطرۀ بلامنازع پیدا کرده باشد که اولاً نمی خواهد در حوزۀ ابداع خویش امری را اجازۀ حضور و تشخص دهد که مستقیم و یا غیر مستقیم می تواند «توحید» را از منظر دریافتِ بیننده و مخاطب او در حجاب قرار داده و از یاد ببرد؛ و ثانیاً امری زیباتر، ضروری تر و فراگیرتر از آن سراغ ندارد تا با مواجه ساختن مخاطب خود با آن، بتواند همۀ آنچه را از مواجه ساختنش با توحید به وی القا و اهدا میدارد، به وی منتقل نماید! چرا که عطار را باور بر اینست که: توحید به واسطۀ خصلت یگانه سازی، پیوند بخشی و انفکاک زدائی خود، هم به زیبائی معنا بخشیده و «معنویتِ زیبائی» را برای انسان قابل کشف می سازد؛ هم فرد را از دام قشر و پوستِ ظاهری و دیوار غفلت و حجاب ظاهر رهانیده، راه نفوذ به باطن و ملکوتِ مظاهر و پدیده ها را هموار می سازد؛ هم اشتیاق رهیدن از شرک و کثرات و رسیدن به توحید و جمع را تشدید می نماید؛
هم لذت آزادی از زنجیر باورهای وهمی ـ اعتباری را ارمغان وی میدارد؛ هم او را با حلاوتِ وصف ناپذیر کشفهای شفاف و مشاهده های زلال آشنا می سازد؛ و هم او را از آرامشی سرشار و برخوردار میدارد که جز در سایۀ توحید و سایه سار تلاشهای توحیدی ممکن و میسر نتواند بود. و اینهمه را پی آمد جز کمال، عزت، نشاطِ ابداعی و مبتکرانه و در نهایت رسیدن به مقام رضا و قرب حضرتِ معشوق نخواهد بود.

     منِ تبه روزگار را گمان بر اینست که این ویژگی ممتاز سازندۀ کارهای حضرتِ عطار، از همگنان او بوده و آنها را فردانیتی بیبدیل بخشیده و در میان سایر آثار خوشنویسان متعهد مسلمان، از موقعیتِ ممتاز و ممتاز سازنده ئی برخوردار می سازد.

     به هر حال، به دلیل حاکمیت دیرین یک سنت ارزشمند فرهنگی ـ هنری، عطار از نخستین روزهای رویکردن به خوشنویسی با حروف و کلمات خوشنویسی شدۀ قرآن ـ اعم از خطی و چاپی ـ مواجه بوده و همین مواجهۀ مقدس ژرفترین، شفاف ترین و شورانگیزترین الهامات عاطفی ـ اشراقی را در وی بروز داده و در هنر وی به نحوی کاملاً پخته و شکوفا تبلور بخشیده است.

     انس دراز دامن و ریشه دار با عروس حضرت قرآن از یک طرف و تلاش پیگیر مخلصانه برای رسیدن به چشمه سار حقایق و معارفِ جا کرده در لباس کلمات و عبارات این کتاب مقدس باعث شد تا عطار هم با عالیترین، بشکوه ترین، ابداعی ترین، نوازشگرترین و دلنشین ترین نغمه های شنیداری عالم تکوین (= آنچه به ریتم، وزن و موسیقی ملفوظ قرآن مربوط می باشد) آشنائی و انس پیدا کرده و آنرا نماد و جلوۀ نازلۀ نغماتِ عوالم بالاتر بشمار آورد؛ هم با لطیف ترین، دقیقترین، محکم ترین، پاکترین، زیباترین، ارزشمندترین و والاترین دریافتهای ربانی مجهز شود.

     پی آمد انکارناپذیر چنان برخورد و موقعیتی، از یکسو، بهم رسیدن و شکوفا شدنِ دنیائی عاطفی و نظامی ابداعی است که طهارت، درخشش، زیبائی، جاذبه، شکوه و دلنوازیش در مسیر تاریخ خوشنویسی، سبکی ویژه، و به عبارتی «فرهنگی نوین» را بنیاد نهاده و به اوج شکوفائی رسانید؛ و از دیگر سو، تکوین و تکامل نظام فکری و نظام ارزشی است که اصول و پایه های قدس بنیانش را آفریدگار هستی، بر مبنای هندسۀ خلل ناپذیر عالم تکوین طراحی و ارائه کرده بود.

     رسیدن، مجهز شدن و برخوردار شدن از چنین چشمه سار حیات بخشی بود که به عطار و آثار قرآن محورش حیات ابدی و روح جاودانگی بخشیده، او را از فرش تلوین به عرشِ تمکین و از کورۀ فنا ـ به دو معنی ـ به بارۀ نفوذ ناپذیر و رازناک بقا فراکشانید!

     واقع امر اینست که انسان برای رشد و شکوفائی هویت الهی خود، جز به همین دنیاها، حوزه ها و نظام ها (نظام فکری، ارزشی و عاطفی) متکی و نیازمند نبوده و عزت و سعادت و آرامش واقعی و معنیدار وی جز در پرتو چنان آبشخور زلال، لایزال، پر برکت و مقدسی قابل تحقق نمی باشد.

     همدلی و هماهنگی با روح اشراقی و هنری قرآن، از یکطرف، زمینه ساز پیوند و ارتباط هر چه بیشتر عاطفی، ارزشی و عقیدتیِ مرحوم عطار با مخاطبهای مسلمان، هنر دوست و ارزش گزارِ آثار زیبا، مبتکرانه و عاطفه پرور او گردید؛ و از دیگر طرف، سرانگشتان سحّار و نوازشگر عطار را با جبین محرابها، بازوان کشیده و خوشتراش ایوانها، سینۀ صاف طاقهای پهن و پیشانیِ بلند کتیبه ها پیوند بخشیده، هر کدام را به نحوی از قلم قرآن مدارش ـ که جلوۀ نازله ای از قلم اعلای کاتب حقیقی توانش پنداشت ـ راضی ساخت.

      به گمان منِ خرد از یاد برده، یکی از علل کشش و جاذبۀ مضاعف خوشنویسی های قرآن محور برای اهلش آنست که خودِ ظرفِ بیانی و قالب کلام الهی، هنری می باشد. در واقع همین شکل هنری و قالب ابداعیِ منحصر به فرد قرآن است که به عنوان معجزه ای قدسی، نه تنها هنرمندان زبان آور آنروز عرب را به تسلیم و کرنش وادار کرد که هنوز هم، اعلام مسابقۀ این معجزۀ قدسی در گوش همۀ هنرمندان و زبان آورانِ عالم طنین افکن است که: فَاْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ...!

      این مسئله مبین یک واقعیت ملموس تواند بود و آن اینکه: میان دین ـ که مبین حق و حقیقت جوئی و حق گرائی است ـ و هنر ـ که انگیزانندۀ روح حق طلبی و احساس و عاطفۀ فراروی و مطلق جوئی است ـ وحدتی انفکاک ناپذیر وجود داشته و ایندو، چنان بهم تنیده و جوش خورده اند که نمی توان میان آنها شکافی پدیدار ساخت!

     مگر میتوان میان جنبه و وجهۀ هنری قرآن با وجهه و جنبۀ ارشادی و هدائی آن رخنه ئی ایجاد کرد؟!

     مگر میتوان میان ظرف هنری و پر جاذبۀ کلام الهی و محتوای فکری آن فاصله و جدائی قایل شد؟! واقع مطلب اینست که اگر روشی دیگر و بهتر ـ غیر از این شکل ابداعی و هنرمندانۀ بیان ـ برای افادۀ بهترِ کلام خداوند وجود میداشت حتماً خداوند آنرا بر می گزید. و اگر این هنر، دون شأنِ کلام الهی می بود، خداوند را واجب بود تا از وی کناره گرفته و تبرا جوید!

     به هر حال، آثار قرآن محور، و نیز سمبولیسم پر جاذبه و معنیدار مرحوم آخوند (ره) به دلیل ماهیت «فرانمایانه»ی خود، این فرصتِ مغتنم را به بیننده اهدا می کند تا از جانبی پرده های صوری الفاظ و حجاب دیداری کلمات را کنار زده، جان معنویت مدار خود را به حقایق نورانی و باطنی آنها نزدیک کرده و از این طریق، هم تمرین رهیدن از حصار پدیده های ملموس ظاهری را به نمایش گذارد؛ هم زمینه های پیوند و الفت با حقایق باطنی را شناسائی و استحکام بخشد؛ و هم طعم حیات راستین، آزادی واقعی و آرامشِ معنیدار ربانی را به قدر استعداد و همت خود بچشد! و از جانبی دیگر: متوجه عوالم برتر هستی و مخازن و منابع ملکوتی جلوه ها و نمودهای ملموسِ دیداری شده، بکوشد تا راه رسیدن بدان محافل روحانی را شناسائی کرده، زبان ویژۀ هرکدام و هر مرتبۀ از هستی را یادگرفته، چشم قلب و روح را با زیبائی های واقعاً ماندگار آنها تزئین نموده و هستیِ خود را در پرتو زیبائی، نظم، لطافت، درخشش، طراوت، طهارت و آهنگِ هوشربا و توصیف نابردار آن عوالم رنگ و شکل شایستۀ مقامِ «خلیفۀ اللهی» خود بخشد.

     قاضی میراحمد قمی، که تعلیم و ترغیب زیبانگارانۀ خط کوفی را به حضرت امیر (ع) مستند میدارد، در رابطة با این امر تأمل جوش دارد که:

غرضِ مرتضی علی از خط

 

نه همین لفظ بود و حرف و نقط

بل اصول صفا و خوبی بود

 

زان، اشارت به حسن خط فرمود([1])

     و در همین نوشته آورده است که:
     «... افلاطون میگوید: اَلْخَطُّ هَنْدَسَةٌ رُوحانِیَّةٌ ظَهَرَتْ بِالَةِ الْجِسْمانِیّةٌ »([2])

 

[1] ـ فصل نامۀ هنر، شمارۀ 31 ص 117

[2] ـ فصل نامۀ هنر، شمارۀ 31 ص 117

خواندن 1109 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « نامی عطرآگین پیام روحانی عطار »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار