شنبه, 04 ارديبهشت 1395 15:54

زیبائی شناسی جدید

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     پس از ارسطو چنان که گفتیم کوشش چشمگیری دربارۀ زیبائی  شناسی و هنر به عمل نیامد و هر چند به صورت پراکنده کتب و مقالاتی چون کتاب «نقاشی» «لئوناردو داوینچی» ( Laanardo da vinchi )، «فن شعر» تألیف «بوالو» و چند کتاب دیگر در زمینه های شعر و موسیقی و هنر نوشته شد، باز هم نتوانست این شعبه از دانش به صورت علمی تا قرن هجدهم و تحقیقات مفصل و عالمانۀ «باو مکارتن» که به عنوان زیباپسندی ( Aesthetees ) در دو جلد منتشر شد مورد تحقیق و کاوش قرار گیرد.

     هدف از نگارش این کتاب نزد «باو مکارتن» این بود تا خالیگاه و نقایص نوشته های دانشمندان قدیم و به خصوص نوشته های «ولف» را در مورد زیباپسندی پر سازد، و روی همین امر به پیروی از ولف بین علم جمال عملی و علم جمال نظری فرق گذاشت. مسایلی که در علم جمال نظری می تواند مورد بحث قرار گیرد نزد «باو مکارتن» در سه مرحله یا قسمت می تواند مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد:

     1 ـ وظیفۀ اول این علم تشخیص عناصر زیبائی به مدد مدرکات حسی می باشد، و به این ترتیب راه اکتشاف زیبائی را هموار می کند؛ این قسمت از علم «زیبائی  شناسی» را «کشف و جستجو» ( Heuristics ) می نامند؛ که تمام هم «باو مکارتن» در کتاب دو جلدی وی متوجه همین قسمت از دانش زیبائی شناسی شده است. این دانشمند زیبائی را ذروه و اوج حس شناخت انسانی شمرده، آنرا «توازن بین نظام اجزاء و نسبت متقابلۀ آن ها به تمام زیبائی» می داند.

     وی غایه و هدف زیبائی را درین می پندارد که به «ترضیه و تحریک رغبت و اشتیاق» بپردازد. یعنی برخلاف کانت و دیگر دانشمندانی که می کوشیدند تا زیبائی را از مسایل اخلاق و احساس لذت جدا سازند، وی عالیترین مظهر تجلی زیبائی را «طبیعت» شمرده و لذا «تقلید از طبیعت، به گفتۀ باو مکارتن عالی ترین مسئله در هنر است»؛ که این عقیده نیز از طرف بعدی ها مردود شناخته شد.

     به هر حال، چون دانشِ روانشناسی به کشف پدیده یا ملکۀ مستقلی در ذهن انسانی به نام «وجدان» دست یافت و دانشمندان کنجکاو را به خود جلب نمود، عقیدۀ «باو مکارتن» مبنی بر کمال حسی معرفت شمردن زیبائی مورد تردید و انکار قرار گرفته و اینان می خواستند تا این راز ناشناخته را در مرتبۀ و یا ناحیۀ تازه مکشوف «وجدان» جستجو دارند؛ و به این ترتیب دروازه های جدیدی به روی این رشتۀ دانش گشوده شده، کتب و رسایل زیادی در مورد زیبائی و هنر نگارش یافت. هر چند بایست دربارۀ باو مکارتن در موضع خودش بحث می کردیم، لیک چون خواستیم تا از توجهی که این دانشمندان به مسئلۀ زیبائی داشته ـ هر چند نظراتش با اشتباهاتی همراه است ـ تقدیری به عمل آوریم، اینک پس از ارائه ی دو قسمت دیگر نظریه اش در مورد علم جمال نظری، مختصر توجهی بر اندیشه هایش نموده به ارائه ی نظر دانشمندان دیگرِ این مکتب می پردازیم. وی در موردِ وظیفۀ زیبائی  شناسی این چنین ابراز رأی می نماید: «وظیفۀ دیگر آن اینست که معلوم کند عناصر زیبا چگونه بایستی با یکدیگر تألیف شوند تا ترکیب آنها زیبا گردد. این قسمت را «بحث در روش» (Methodology) می نامند؛

     کار دیگر علم الجمال نظری بحث درین است که چگونه می توان عناصر زیبا را که با زیبائی هم ترکیب شده اند آشکار و جلوه گر ساخت؛ این قسمت را «علم رموز و علایم» Semeiotics می نامند؛ که البته همچنانکه اشاره شد، وی فقط راجع به قسمت نخست از سه قسمت مزبور بحث نموده است.»

     این نکته در اندیشۀ باو مکارتن قابل دقت است که آیا براستی منظور زیبائی «دلپذیری» و تحریک لذات است؟ و هر آنچه نتواند چنین کند زیبا نیست؟ جواب این نکات خیلی ساده است، مشروط بر اینکه نخست به دسته بندی و تمیز بین لذایذ نفسی بپردازیم؛ و ثانیاً آنچه را زیباست از آنچه دلپذیر است جدا نمائیم؛ لذتی که از دیدن چشمۀ آبی به یک بیابانگرد عطش زده دست می دهد در شرایط ویژۀ خود، کمتر از لذتی نیست که مردی از یک منظرۀ جالب بهاری دارد؛ لیکن این دو پر اختلاف است؛ نخستین لذت به غریزۀ عطش و میل شدید به تأمین آب مربوط و بستگی کامل به زندگانی داشته، صیانت نفس یا زندگی خواهی شدیداً وی را به سوی آن می کشاند، در حالی که دومی از هرگونه هدف و منظور منطقی و ارادی دور بوده، لذتی خالص و بی شائبه به ما ارزانی می دارد؛ و همچنین بین سایر لذات و احساس های مولد غرایز و احساس زیباپسندی همین اصل کلی (خالص بودن لذت تولید از زیبائی و غایتمند بودن و منظوری بودن سایر لذات) موجود و مقدور است. در اینجا اشتباه باو مکارتن مبنی بر اینکه منظور زیبائی را «تحریک رغبت و اشتیاق می پندارد کاملاً روشن می گردد؛ حال اگر «رغبت» و «اشتیاق» نزد وی همان احساس زیباپسندی باشد، حرفش درست است.

     اشتباه دیگری که ارزش نظریات این دانشمند را از بین می برد آنجا نمایان می گردد که در مورد هنر و غایت آن نظر می دهد؛ و ما آنرا در قسمت دوم این رساله ضمن بحث دربارۀ ماهیت هنر به اجمال بیان خواهیم داشت.

خواندن 528 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « ارسطو و فن شعر زیبائی شناسی هگل »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار