شنبه, 21 دی 1392 07:23

الف ـ پیروی از حکم فقط «الله»:

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 نظر به اینکه این مقاله گنجایش شکافتن و شرح و بسط مسایل را ندارد در این زمینه هم خویش را متوجه دساتیر صریح و روشنی از کلام خداوند (قرآن) نموده بررسیِ همه جانبه و عمیق را به خوانندۀ محترم وا می گذاریم.
قرآن در زمینۀ احکام اجتماعی با صراحت بیان می کند که:
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ*()
این آیۀ کریمه، در زمینۀ مسایل امروزیِ گروههای منافق و وابستۀ به شرق و غرب و در مقایسه با مشرکان و کفار می تواند روشنگریهای عبرت آموزی به دست دهد. مبنی بر این که گرایش بدین، گذشته از این که باید «خالص» برای خدا باشد روشن می دارد که خدا و دین خالص خدائی جهت تقرب به حق واسطه و میانجی ئی به کار ندارد! چه دین، کامل است و چون به اخلاص بدان بگرایند لزومی به واسطه بازی و ابزارتراشی نخواهد داشت!
آنچه در این رابطه بسیار قابل دقت است دید جامعه شناسانۀ قرآن است از عملکرد مشرکین! اینان چسبیدن به بتها و سوء استفاده های غیر انسانی کردن از آنانرا، با نیرنگ لباس وسیلۀ تقرب پوشانیدنِ به آنها، می خواهند توجیه کنند!
عین گروههائی که می گویند، ما به این واسطه از آمریکا التماس کمک می کنیم تا بتوانیم از طریق گردن نهادن به سیاست آمریکا در افغانستان عزیز! اسلام را! پیاده کنیم و به خداوند نزدیک شویم!
مگر مشرکان نمی گفتند که این بت ها شافع ما نزد خداست! و وسیلۀ تقرب ما؟!
میان این کلام سیاستبازان مکار و آن کلام مشرکان، مگر جز در لفظ تفاوتی موجود است؟!
جامعه، دولت، حزب، سازمان و یا گروهیکه می خواهد از طریق دوستی و مسامحه کردن و یا کمک گرفتن و متکای خویش قرار دادن یکی از فرعونیان زمان با فرعونی دیگر ـ چه برونی و چه درونی ـ علم مبارزه افرازد، در حقیقت، شباهتی کم نظیر دارد با مشرکینی که لات و هبل و... را به دروغ وسیلۀ تقرب به خدا قلمداد می کردند!
آمریکا یک فرعون است و شوروی فرعونی دیگر؛ بنا به دستور صریح قرآن، هرگز هیچ مسلمانی و هیچ سازمان اسلامی ئی نمی تواند با پیش فروش کردنِ ملک و ملت، با اینان از درِ سازش و مسامحه پیش آمده و با دیگری بجنگد! و اگر پیدا شد گروهی و یا فردی که می خواست با چنین عملی، آنرا وسیلۀ امکان جنگ با دیگری، ولو به بهانۀ به اصطلاح تداوم و تحقق حاکمیت اسلام قلمداد کند، یقیناً از دو حال خالی نتواند بود:
یا این گروه مشرک است و مغرض و رویگردانیدن از آن واجب شرعی، و یا جاهل است و بی خرد و پشتیبانی نکردنش لازم! و تنها در صورت دوم است که متوجه می شوم گروه و یا فرد معنای شکست و پیروزی، معنای عملِ به اخلاص و قرین به رحمت و رضای خداوند را مطابق اندیشۀ اسلامی درک نکرده است! و چنان پنداشته است که عملِ قرین به قبول ملازم پیروزی صوری احکام الهی در سطح جامعه و سیاست اجتماعی و اقتصادی و... است!
در حالیکه مایه و محور و اصالت پیروزی در اطاعت کردن از اوامر الهی نهفته می باشد، خواه این تلاش به پیروزی در سطح عام بیانجامد، خواه نینجامد! چه حکومت صوری و ظاهری طاغوطیان سرابی بیش نتواند بود و واقعیت درونی ندارد! چه به همانگونه که قبلاً اشاره شد، این گونه حکومت ها دارای عناصر جوهری تکوین کنندۀ آنچه «حکومت»ش می خوانند نبوده و بیشتر به سیمائی متشکل از خطوط و سطوح دو بعدی شباهت دارند؛
لذا اصلِ درد و اصل انحراف در این است که ما متوجه فقط ظاهر قضیه شده روح و جوهری که در حقیقت «پرواداری» و قبول تنها حکم الهی باشد به فراموشی بسپارم؛ چنانکه خودِ قرآن در جائی دیگر دارد:
... فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَ مَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ * ().
هر گاه این آیه را در رابطه با آیۀ قبل مورد بررسی قرار دهیم، دیده می شود کسانی که به حکم خدا ـ مبنی بر خالص گردانیدن امر دین حق و به دوستی نگرفتن فرعون های دوران ـ گوش فرا نداده و بر خلاف امر الهی آنانرا به دروغ وسیلۀ تحقق و یا تداوم هوسهای ابلیسی و امیال دنیائی خود، آنهم به بهانۀ تحققِ حاکمیت اسلامی و در نتیجه نزدیک شدن به خداوند قلمداد کرده و خلاف حکم خداوند دستور داده و عمل می کنند، «کافر»اند!
از جانبی، خداوند خودش حکم می کند که از هیچ کس نترسید، جز انتقام من و نمی گوید از مثلاً ضعفا و... نترسید، اما گروههائی را مشاهده می داریم که نه تنها از مثلاً روسیه می ترسند بلکه برای پناه گزینی، به دامن آمریکا می لغزند و یا به واسطۀ فرار از مکر سیاست آمریکا، شوروی را پناه خویش قرار می دهند؛
اکنون در این رابطه اگر نگوئیم دین ستیزان و مملکت فروشان و گروندگان به فراعنۀ زمان کافرند، جز این که با زبان قرآن و اندیشۀ الهی که در همین آیه آمده است، هم صدا نشده ایم، چه از ما برخاسته است؟! و گذشته از این که به فرمان و حکم او مبنی بر این که: ... وَ لَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا () ، گردن ننهاده ایم و از حکم وی سرپیچیده و کفر کرده ایم به پرستش و گرایش
«ایده آلیستیِ» غیر واقعگرایانه و ذلت باری تن در داده ایم که خود فرموده است:
مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَ آبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ * ()
حتی اگر این گرایش، گرایشی باشد متناسب با عقل سیاسی خودمان! چه در این رابطه ما برداشت خویش را از شرایط اجتماعی ملموس، عاقلانه تر و عالمانه تر و نتیجه بخش تر از برداشت خدا! در رابطه با قانونمندیهای حاکم بر جامعه پنداشته و خودپرستی ئی ناروا پیشه کرده ایم!
قرآن در موارد بسیار زیادی مسئلۀ مختص بودن حکم الهی را به گونه ئی صریح و روشن ارائه نموده و چون موضوع برای همگان روشن تر از آنست از ذکر آیات مبارکه خودداری نموده و با تیمن به آیاتی از کتاب حق در این مورد بسنده می داریم! خداوند در این آیات، عقلائی بودن، منزه بودن و در یک کلام «خدائی بودن» عمل مخلصانه به فرمانِ الهی و نیز منطقی بودن این احکام و عملکرد به روش آن را تصریح و تأکید می دارد:
وَ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَ لِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ * قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ قُل لَّا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ * قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَ كَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ ()

خواندن 1556 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 21 خرداد 1393 10:38

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار