پنج شنبه, 01 مهر 1395 20:11

روشهای دلدهی - متانت

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     دأب و روش همسرگرایان بیگانگی ستیز ـ به دلیل اینکه نسبت به گوهر یگانگی وآرامش سکرآفرینی که در پرتو تحقق آن پدیدار می گردد، حساس می باشند ـ بر اینست که: هرگاه ضرر و زیانی از جانب بیگانه، این گوهر قدس بنیان را مورد حمله قرار داده و یا آفت و آسیبی از ناحیۀ خود همسر آنرا مورد تهدید قرار می دهد، با کمال دقت و متانت و گشاده دلی و دوراندیشی و... آنرا مورد توجه قرار داده، بهترین راه حل و ابزار کارگشا را مورد بهره وری قرار می دهند.
     اینان به راحتی پذیرفته و گردن نهاده اند که: در دنیای پرمشغله و زندگانی پر فراز و نشیب هر زوجی ممکن است موارد، زمینه ها و اموری روی نماید که به دلیلی «منطقی نما» و یا غیرمنطقی، آرامش سکربار عالم یگانگی را دچار تزلزل و یا مورد تهدید قرار دهند، که خود، از دیدگاهی می تواند به عنوان مشکله و یا امر مشکل آفرینی تلقی گردد؛ حال، اگر فرد دقت و متانت و دوراندیشی... را نیز از یاد برده و با پریشان خاطری، هراس و دلهره و... با زمینه برخورد نماید، نفس اینگونه برخورد، خود مشکله ای تازه خواهد بود که بر مشکلۀ نخستین افزوده شده است! از اینرو پروبال شتابزدگی، هراس، بی دقتی و غیره را به شرار شکیبائی و متانت و خردورزی و... سپرده، از میان راه حل های ممکن، بهترین آنرا برگزیده و مشکله را از میان بر می دارد.

    اینان به روشنی دانسته و به نیکوئی دریافته اند که نه تنها سرانجام اینگونه از برخوردها به زیانِ فقط یکی و سود دیگری، به حاکمیت یکی و محکومیت دیگری، به ریاست یکی و مرئوسیت دیگری، به برد یکی و باخت دیگری تمام نشده و هرگز به تحقق گوهر بی بدیل یگانگی و آرامش هوشربای آن نمی انجامد، که هرچه از جنس ناملایم ببار آید، زندگانی هر دو طرف را به سیاهی و تباهی می کشاند! از اینرو به احساس ضرورت این باور مجهز شده اند که باید: راه را بر تکرار چنین مشکله هائی بسته و مسیر رشد یگانگی را، تا رسیدن به قله های رفیع مهرورزی و ستیغ هوشربای عشق هموار و هموارتر نمایند.
   این نگرش تعالیمند باعث شده است تا اینان با کمال آزادگی و در عین تواضع و خاکساری و افتادگی، از تقلیدهای ذلت بار جلالت برانداز فراری بوده، ولی برای رسیدن به هدف نهائی خود، از هرکه و هرچه که برخوردار از مایه های ربانی و زیباسازنده هستند، درس گرفته و بر پله های تجارب نورانی، تعالی بخش و زیبای اهل خرد و بینش و... پای نهاده و عروج جان یکتاجوی خود را دنبال نمایند.
   جان یکتاجوئی که: به جای رفتن به دیدار اینهمه دیدنی مادی، تجملاتی، اشتغال بار و پرکنندۀ اطراف برونی زندگانی، و به جای سفر کردن به اینهمه جاهای گسترده، پهناور، رنگین و نظرفریب، با همۀ وجود باور کرده اند که نه از دیدار دلبر و همدم و همدل آنان، چیزی دیدنی تر، شیرین تر و پرجاذبه تر وجود دارد! و نه از سفر به عالم یگانگی و وصال، جائی آرامش بخش تر و دلنوازتر!
   در واقع سفر اینان را، سفرِ از خود و دیدار اینان را، دیدار آنی تشکیل می دهد که به «او» امر دلدادگی را به سامان و به کمال می یابند!
   به هرحال، از آن جا که در باور همسرگریان مهرپیشه: چون امر گرایش به همسر، امری باطنی می باشد، چون احساس یگانگی بالیده از این گرایش، امری درونی است؛ و چون شکوفائی عشق راستین امری کاملاً درونذات می باشد، دیدار همسرگرایان نیز، دیداری درونی می باشد. هرچند که این دیدار، برخی از مقدماتش را در برون یافته و یا تبارز می دهد!
   مثلاً آنگاه که نگاه دلداده ای به دلداده ای دیگر می افتد و حضور یکدیگر را فهم می کنند، در واقع این جان یکی است که با جان دیگری مقابل شده است! منتها از راه نگاهی که با برخی ابزار برونی به نگاهی دیگر سفر کرده است!
   حال، اگر در مسیر گرایش به همسر، اولاً زیارت درونی هدف بوده و ثانیاً جانها بتوانند به طور مستقیم و بدون غرض مادون هویت خود، همدیگر را دیدار نموده و یگانگی را تجربه کنند، پیکرها و تنها نیز می توانند همدیگر را دریابند! منتها بی خود و بدون آنکه نیروئی در این راه و برای اینکار صرف کرده باشند!
    و چون این امر به پختگی برسد، برون نیز درونی شده، حکم خود را باخته و حکم درون را پیدا می کند؛ لذا از این پس: هرگاه تن، تن خود را در برون زیارت کند، زیارت خودبه خودِ درونی نیز محقق می شود. و در همین مسیر نورانی است که متوجه می شوند: وقتی «دیدار یگانگی» درونی و کامل باشد، هم جدائی جانها ناممکن می گردد، هم جدائی برون از درون.
    و این میسر نتواند شد مگر با جستن مستقیم درون و کنار نهادنِ هر جستن دیگر و هر جستنیِ دیگر!
    اینکه «همسرداران» هرگز نمی توانند از آرامشِ بالاخزیده از یگانگی، تجربه ئی شایسته و قابل اعتماد داشته باشند، برای آنست که اینان: به جای دیدار درونی و جستن جان همسر، به دیدار چیز دیگر یا امر دیگری رفته و از آنطریق ـ به گونه ئی سخت ابلهانه ـ پندار رسیدن به یگانگیِ نوازشگر را به سر می پرورانند! به عکس، همسرگرایان بینشمند، به جای اینکه نیروهای خود را صرف جستنی های دیگر کنند، مستقیماً صرف دیدار درونی کرده و با یگانه ساختن جان ها و کلیۀ احکام مربوط به آنها، مستقیماً به لمس یگانگی بارور معنیدار دست می یابند.

خواندن 454 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « روشهای دلدهی - گریز از کلام

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار