پنج شنبه, 01 مهر 1395 20:18

ابداع هنری و الهی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     آنچه را لازم می آید در همین جا تذکر دهیم، اختلاف میان ابداع هنری و تکوینی ست. چه در ابداع وجودی و تکوینی، ذهنیت و تجارب ذهنیِ قبلی وجود نداشته و حتی امکان تصور چنان چیزی معقول نتواند بود؛ و این سخن از گفتار بعدی به صورتی اجمالی ولی غیر مستقیم به دست خواهد آمد. در حالی که ابداع هنری غیر از آنست و هنرمند از روی تجاربی که به دست آورده می تواند به صور ذهنی خویش عینیت بخشد.
    این قسمت از اندیشه های «صدرا» در «الواردات القلبیه» می تواند روشنگر و ممتاز سازندۀ معنای ابداع الهی و ابداع هنریِ انسانی باشد.
   «ذاته، صفاته [کذا] جلّت اسماؤه، و تقدست آلاؤه، قدیم ازلی باق سرمدی، معلل العلل، فاعل غیر منفعل، یبدیء ما یشاء و یفصل ما یرید، و فیضه لا ینقص وجوده لایبید، لا یشغله شأن عن شأن و کل یوم هو فی شأن «منشئی النشأۀ الاولی، و مبدع الفطرۀ الثانیه و الدار الاخری
    ذات پروردگار، صفات او [کذا]، نامهایش جلیل باد و نیکوئیهایش مقدس، قدیم و ازلی و باقی و سرمدی ست، علت ساز علتها است، و فاعل غیر منفعل، هر چه را خواهد آشکار کند و به هر آنچه اراده اش تعلق پذیرد انجام می دهد.

    فیض او کاهش نیابد، وجودش پایان نپذیرد، توجه به کاری او را از توجه به کار دیگر باز ندارد. «بلکه هر روزی به کاری تازه پردازد.» انشاء کننده نشأت نخستین و ابداع کنندۀ فطرت دومین و سرای دیگر است.» و یا آنجا که در فیض سوم می آورد:
     «لانه اذا بدأ بأبداع الانواع، کان حصول الزمان و المکان فی حیّز الامتناع، فکل ما تقدم ایجاد الزمان و المکان، فحیطهما له لیس فی حد الامکان، لا یحدُّه المقدار، و لا تحویه الاقطار، و لا یحیط به الجهات
    «هنگامی که وی به ابداع انواع آغاز کرد، حصول زمان و مکان در حیّز امتناع بود، پس هر چه که بر ایجاد زمان و مکان مقدم باشد، احاطۀ زمان و مکان بر آن در حد امکان نباشد و...»
     وی (ملاصدرا) این معنا را در فیض ششم واردات به صورت روشن تری چنین بیان می کند.

    «فبدأ الباری بابداع الصور المقدسه عن تعلّق الاجرام، و ثنّاها بالسابحات الدایرات علی الاستمرار و الدوام. صور الاول عاریة عن المواد، عالیة عن التهیئو و الاستعداد، و الثوانی محرکات للاجرام الکریمه الشعاعیة متشوقات: للذوات النوریة الابداعیة. و الحق ان الکلّ مشتاقون الی جمال رب العالمین...»
    «خداوند به ابداع صورتهایی آغاز فرمود، که از وابستگی به اجرام بری هستند، آنگاه به ابداع شناوران گردنده (ستارگان، افلاک و انجم) پرداخت که به گونۀ استمرار و همیشگی در گردش هستند، خداوند صورتهای اولی را عاری از مواد و عالی و برتر از تهیئو و استعداد هستی بخشید. و صورتهای ثانیه (نفوس فلکیه) را محرکات اجرام کریمۀ شعاعیه (افلاک برین درخشنده)، و مشتاق رسیدن به ذوات عقول نوریه ابداعیه قرار داد، در واقع همگی آرزومند جمال پروردگار جهانیانند...»

     از آنچه آمد به روشنی پیداست که ابداع هنری و خلق زیبائی های هنری غیر از ابداع الهی است و همانسانکه آمد، هنرمند در آفرینش هنری دربند قیودات متنوعه یی ست که مهمترین همه داشتن صورِ ذهنیِ گرفته شده از وقایع و پدیده های برونی ست؛ و اگر هنرمند آن زمینه ها را نمی دید و آن صور ذهنی را کسب نمی کرد و مورد مقایسه قرار نمی داد هرگز قادر به خلق اثری زیبا نمی شد.
     این مسئله در زمینۀ «شعر» و «موسیقی» ـ به ویژه در برخورد اولیه ـ تا حدی به گونه ئی تولید اشکال می دارد.
     لکن اگر تمام جوانب و ویژگی های «ابداع» الهی را از ابداع هنری باز شناسیم، در مورد «شعر» نیز اشکال رفع تواند شد، چه به قول صاحب «مصطلحات فلسفی صدرالدین شیرازی» :
     «ابداع در مقابل تکوین است... و بالجمله صدور معلول از علت اول که صدور و معلولیت آن از جهت مجرد فاعلیت آنست بدون مشارکت جهت قابلیت معلول و افاضۀ وجود است بر ممکنات و ایجاد شیئی غیر مسبوق به «مادت» و «مدت» است.»
     «اصل الابداع هو جود الباری و فیضه» و بلکه وجود عالم بر نحو وجود جمعی و جملی، رشح فیض و مبدع ذات باری تعالی است که «انه ابداع الاشیاء علی الترتیب من العقل منتهیة الی الهیولی» و یا به فرمودۀ صاحب «اشارات و تنبیهات»:
     «الابداع هو یکون من الشیئی وجود لغیره، متعلق به فقط، دون متوسط من مادۀ، او آلة، او زمان و ما یتقدمه عدم زمانی، لم یستغن عن توسط، و الابداع اعلی مرتبه من التکوین و الاحداث»؛ و یا به قول علی (ع) در نهج البلاغه که می فرماید: «الذی ابتدع الخلق علی غیر مثال امتثله *» و... که در آفرینش هنری «شعر» از این مقولات اثری چندان نیست و شاعر هنرآفرین، تنها به درک «قابلیت» های زبان و قانونمندی های زیبا آفرینی آن نایل می آید و آنچه تا کنون نیز به حقیقت پیوسته اینست که، ابداع هنری بیشتر مرهون واسطه هایی ست از قبیل تجارب هنری، علمی، اخلاقی و نیز زیبائی پسندی که در صورت عدم این واسطه ها، هنرمند ما از ابداع هنری یی قابل وصف برخوردار نبوده است.

    در زمینۀ موسیقی نیز عین واقعیت حاکم است و از همین روست که آنکه درین دو هنر از تجارب بیشتری برخوردار است و کوشیده است تا خود را از طریق کسب تجارب بیشتر به جوهرۀ راستین هنری ـ که همان کشف قانونمندی های زیباپسندانۀ «آوا» هاست ـ نزدیک تر کند، از ابداع هنری بیشتری برخوردار می باشد.
    لذا، میان زیبائی ها و آفرینش زیبائی های هنری و ابداع زیبائی های الهی تفاوتی زیاد است.
    از جانبی همین وجود نیروی ابداع زیبائی های هنری و اختلاف شدید مراتب این نیروها در میان افراد و نیز سر و کار داشتن افراد با صور ذهنی و احساس های باطنی این زمینه ها، باعث شده است که دانشمندان، گاهی وعده یی، از ذهنیت خویش اثر پذیرفته در مورد زیبائی و زیبائی شناسی، راههایی غیر عقلائی را در پیش گیرند و واقعیت آنرا انکار نمایند.
    بینش قرآنی و آنانیکه مستقیماً از منبع وحی الهی الهام گرفته اند و در نگرش به هستی تحت تأثیر افکار پریشان ولی منطقی ساخته شده نرفته اند، اصولاً ذهنشان در مورد هستی و خلقت از غنا و عظمت زیبائی هایی چشم گیر و منطقی سرشار و برخوردار است. لذا لازم می آید اندکی درین زمینه تأمل نمائیم.

خواندن 421 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار