شنبه, 06 آذر 1395 01:02

4 ـ انسان زیباپسند:

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     در شناخت انسانِ واقعی مرحله ئی دیگر را مشاهده می کنیم که بر حیرت ما و درجۀ کمال او افزوده می شود و ناچار از پذیرش واقعیتی می شویم که بر آنست تا انسان را در محدوده های ذهن ساخته، خیالاتی، منفعت پرستانه و حتی گاه لجوجانه و تنگ نظرانه در بند نکشد، یکی از این ویژگی ها خصلت «زیباپسندی» و «زیباشناسانۀ» اوست.
     کسانی که انسان را در محدودۀ علمیت زاده و انعکاسی از حیات مادی، در بند می کشند! و یا بدتر از آن او را اقتصادی معنا می کنند، در زمینۀ بررسی و کاوش در باز یافت روش و علتهای ذهنیت زیباپسندانه و زیباشناسانۀ این موجود در تنگ ترین محدوده و مضیقۀ اندیشندگی قرار گرفته و گاه به صورت بسیار جدی و ابلهانه درین زمینه به توجیه و تعبیرش می نشینند.
     زیبائی را نمی شود با استدلال منطقی، با قیاس، با تقابل، با تعریف و تقسیم و... مفهوم کرد! و نیز نمی توان آنرا در لابراتوار به تشریح تجربی تفهیم ساخت! چه رسد به روش ناسالم و نپختۀ دیالکتیک.
     ما در رسالۀ «قرآن و دیدگاههای زیبائی شناسی» این مسئله را به صورتی وسیع و همه جانبه و تا حدی ساده، جهت تفکیک زمینه های شناختِ پدیده های مختلف و از آن میان پدیدۀ زیبائی، مورد بررسی قرار داده ایم.

     ما در آنجا در مورد نقد اندیشه های دیالکتیکیِ «هگل» در زمینۀ زیبائی ها و به ویژه زیبائی های هنری به صورت دقیق و روشن، دیدگاه ماتریالیستی و دیالکتیکی آنرا از جهات نارسائیها و عدم توانمندی در تعلیل و تفسیر دیالکتیکی پدیدۀ زیبائی و نیز با ارائه ی بیان «مارکس» درین مورد، هم تضاد و نارسائی و هم شکستِ کاملِ این دسته از اندیشه گران دیالکتیسن را نمودار کرده ایم. به امید آنکه توانی بیابیم تا آنرا به نشر سپاریم.
     لذا درین بخش از سخن، نسبت سنگینی و نیز وسعت زمینۀ زیبائی پسندی، زیبائی شناسی، بایدمان که از خویش بپرسیم، ما چگونه با معاییر علمی، به درک و تفسیر و تعلیل موضوع (چیز، پدیدۀ) زیبا می رسیم؟
     و باز آیا چه نظامهائی و چه روابطی «علمی» و بر خاسته از نیاز های اقتصادی در پدیده ئی تبارز می کند که ما آنرا می پسندیم؟ و یا آنرا مورد شناسائی قرار می دهیم؟ بعد از رسیدن به درک «علمی» ی این دو مقدمه است که این ذهنیت پرسشی تبارز می کند که: چه روابط و نظامهایی «علمی» و برخاسته از نیاز های اقتصادی در پدیده ئی تبارز و تبلور می یابد که ما آنرا به عنوان ضد زیبائی (زشتی) نمی پسندیم؟ و یا آنرا مورد تمیز، از مورد اول قرار می دهیم؟ و هرگاه توانستیم ـ که هرگز نمی توانیم ـ به صورت علمی با معاییر علمی و «فلسفۀ علمی» از پسِ تعلیل، توجیه و تفسیر آن مقدمات برآئیم، خواهیم توانست «زیبائی های طبیعی» را در رابطۀ با تضاد موجود در پدیده ئی به عنوان های «زشت» و « زیبا»، آنهم مسئلۀ «زیباشناسی» و نه «زیباپسندی» را مورد تأمل نسبی قرار دهیم که باز هم تأکید می کنیم که نمی توانیم.
     وای بر انسانی که چنین محدود ساخته اندش و بر این محدودیت عصیان نمی کند! و وای بر آنانی که جهت رسیدن به خودِ حیوانی خویش، سعی می کنند تا با نفی انسانیت خود، عظمت خدائی انسان را نادیده گرفته و به وی با افسونی شیطانی محدودیتش را تحمیل کنند. وای بر اینان!
     انسان زیباپسند است و زیباشناس، انسان زشت ناپسند است و زشت شناس، اما عظمتی برتر در پسِ پشت این ویژگیها دارد و آن این که از بعضی موضوعات زشت «انزجار و نفرت» دارد نه اینکه نپسنددش!
     و جز بیچارگانی ابله و بی مایگانی بی خرد بر آن نخواهند بود که این بعد عظیم و پربار و
     حیرت آفرین انسانی را بر پایۀ معاییر خشک علمی تعلیل و تعبیر نمایند.
     ما باز هم آنانی را که مایل به درک واقعیِ انسان و شناخت اصیل و بارور ابعاد مختلف انسانی هستند به مطالعۀ کتب متعدد زیبائی و زیبائی شناسی توصیه می نمائیم.

خواندن 380 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 16 دی 1395 23:29
محتوای بیشتر در این بخش: « 3 ـ انسان عقلی:

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار